
وقتي كيانوش رستمي پس از كسب مدال طلاي وزنهبرداري المپيك 2016 ريو در مصاحبه بعد از قهرماني با اصرار عنوان كرد كه اين مدال را به تنهايي به دست آورده و هيچكس در راه كسب آن كمكش نكرده، ميشد توقع پديد آمدن شرايط امروز را داشت. وقتي علي مرادي، رئيس فدراسيون وزنهبرداري به تمرين كردنهاي انفرادي رستمي و عدم حضور او در اردوي تيم ملي مهر تأييد زد و خودش در المپيك به جاي سجاد انوشيرواني نقش سرمربي را براي كيانوش رستمي ايفا كرد باز هم ميشد تصور كرد كه اتفاقات امروز رخ دهد.
حالا تقريباً دو ماه از المپيك ميگذرد و تيم ملي وزنهبرداري بايد خود را براي حضور در مسابقات پيشرو آماده كند، فدراسيون وزنهبرداري هم براي هدايت تيم ملي دوباره به سجاد انوشيرواني اعتماد كرده است و سرمربي تيم ملي هم عنوان كرده كه خط قرمزش داشتن تمامي مليپوشان در اردوهاي آمادهسازي است، اما قهرمان المپيك ريو حاضر نيست در اردو شركت كند، اصلاً تيم ملي را قبول ندارد كه بخواهد سرمربي آن را قبول داشته باشد. بهانههاي خاص خودش را هم دارد. بهانههايي كه البته با قرار دادن نامش كنار نام ايران و اينكه وانمود كند اقتدار و ابهت ايران در اقتدار و ابهت او خلاصه ميشود، خود به خود باعث ميشود نگاهها نسبت به او عوض شود.
كيانوش رستمي مختار است كه براي تيم ملي وزنه بزند يا اينكه نه، سجاد انوشيرواني هم به عنوان سرمربي تيم ملي اين اختيار را دارد كه تمامي مليپوشان را در اردو زير نظر داشته باشد، اما در اين بين فدراسيون چه نقشي را بايد ايفا كند؟ اين سؤالي است كه از ماهها و روزها قبل از المپيك ذهن علاقهمندان به وزنهبرداري را به خود مشغول كرده و امروز هم همه را درگير خود كرده است. به طور حتم فدراسيون بايد در اين اختلاف طرف سرمربي تيم ملي را بگيرد. اينكه كيانوش رستمي موفق به كسب مدال شده و آن را حاصل تلاش انفرادي خود عنوان كند و فدراسيون هم با سكوت معنيدار به نوعي آن را تأييد كند، زنگ خطري است كه تبعات آن گريبانگير تيم ملي خواهد شد. فدراسيون وقتي سرمربي تيم ملي را معرفي ميكند بايد نهايت همكاري را با او داشته باشد، بايد شرايطي را فراهم آورد كه او بتواند برنامههاي تمريني و آمادگي خود را براي تمامي مليپوشان به اجرا درآورد، نه اينكه با حمايت از برخي به آنها مجوز تمرين مجزا و حتي گفت وگو و طرح بحث عليه سرمربي تيم ملي را بدهد.
اين اتفاق ممكن است تكرار شود، آن هم فقط به خاطر اينكه فدراسيون هم ميخواهد هواي سرمربي تيم ملي را داشته باشد و هم از مدالآوران حمايت كند آن هم مدالآوري كه حاضر نيست در اردوي تيم ملي شركت و زير نظر سرمربي منتخب فدراسيون تمرين كند. بنابراين ميتوان اين انتظار را داشت كه در آينده ديگران چون كيانوش رستمي بخواهند تنها تمرين كنند، تنها مدال بگيرند، فقط به خاطر اينكه دلشان نميخواهد در اردوهاي تيم ملي شركت كنند يا اينكه با سرمربي تيم مشكل دارند.
در ميان جنگ و جدلهاي لفظي انوشيرواني و رستمي فدراسيون وزنهبرداري سكوت اختيار كرده است، درست كاري كه پيش از المپيك انجام داد. گويا علي مرادي به عنوان رئيس فدراسيون بدش هم نميآيد كه اوضاع اينگونه باقي بماند، ادامه چنين شرايطي باعث ميشود فدراسيون هم تيم ملي را داشته باشد و هم مدالآوران معترض و شاكي را، از ياد نبردهايم كه همين معترضان در زمان رياست و سرمربي قبلي وزنهبرداري هم حاشيههاي زيادي را به وجود آوردند، حاشيههايي كه سرانجام به جدايي سرمربي منجر شد و حالا با كسب مدال المپيك بيمحاباتر از قبل ميتازند و سربلندي ايران را مديون سربلندي و كسب مدال خود معرفي ميكنند. اتفاقي كه اين روزها در وزنهبرداري رخ ميدهد نمونه بارز و روشن بازيكنسالاري است، ورزشكاري با حمايت پنهان و آشكار فدراسيون مقابل سرمربي تيم ملي و خواستههاي او قرار ميگيرد، با صراحت هم اين مخالفت را فرياد ميزند و سينه سپر ميكند و فدراسيون به جاي حمايت از سرمربي در باد مدالآوري ورزشكار ميخوابد و سكوت ميكند. پس بايد براي اين تيم و اين سرمربي نگران بود و براي اين فدراسيون تأسف خورد كه حتي توان حمايت از سرمربي منتخب خود را هم ندارد دلخوش به تكمدالي است كه شايد ديگر تكرار نشود.
بدعتي زشت در وزنهبرداري در حال شكلگيري است كه اگر جلوي آن گرفته نشود ميتواند براي هميشه پرونده يكي از مدالآورترين رشتههاي ورزشي كشور را ببندد. بدعتي كه فدراسيون و شخص علي مرادي بايد با موضعگيري صريح و درست جلوي آن را بگيرند.