کد خبر: 816815
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
سارق شیشه‌ای:
مرد ورشكسته كه براي فرار از سختي‌ها به مصرف شيشه پناه برده بود، موفق شد با اسلحه قلابي به دو بانك در پايتخت دستبرد بزند. متهم بعد از دومين سرقت با هوشياري رئيس بانك دستگير و مدعي شد دوست خيالي‌اش فرمان سرقت داده است.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 16 عصر روز دوشنبه 19 مهرماه بود كه مأموران پليس از دستگيري سارق مسلح بانكي حوالي خيابان دردشت در شرق تهران با خبر و راهي محل شدند. مأموران در محل حادثه مرد ميانسالي را بازداشت كردند كه لحظاتي قبل پس از سرقت حدود 22 میلیون تومان از بانك عسكريه هنگام فرار از سوي رئيس بانك و رهگذران دستگير شده بود.
   
سارق مسلح را روی موتورسیکلتش دستگیر کردم
رئيس بانك گفت: همراه كارمندان در حال كارهاي پاياني بانك بوديم كه اين مرد در حالي كه كلاهي به سر و كارتني در دست داشت، وارد بانك شد. متهم به طرف من آمد و كارتن را روي ميزم گذاشت و مدعي شد كه كارتن را براي من آورده است. ثانيه‌هايي بعد او در كارتن را باز كرد و ناگهان يك اسلحه كمري از داخل آن بيرون آورد و تهديد كرد هيچ حركتي انجام ندهيم. در حالي كه همه شوكه شده بوديم، سعي كردم او را آرام كنم كه سارق مسلح يك ساك مشكي از داخل كارتن بيرون آورد و خواست هر چه پول داريم داخل آن بريزيم. سارق مسلح مدام فرياد مي‌زد و تهديد مي‌كرد كه از ترس، حدود 22 ميليون تومان پولي را كه داخل بانك بود، داخل ساك سارق ريختيم. پس از اين سارق مسلح ساك پر از پول را برداشت و از بانك خارج شد و به طرف موتورسيكلتش رفت. من پشت سر او بيرون رفتم و ناگهان از پشت به او حمله كردم، به طوري كه از روي موتور سيكلتش به زمين افتاد و لحظاتي بعد هم رهگذران و كارمندان بانك از راه رسيدند و او را دستگير كرديم.
   
پيراهن چهار خانه راز دومين سرقت مسلحانه را بر ملا كرد
متهم پس از انتقال به اداره پليس، در بازجويي‌ها به سرقت مسلحانه از بانك عسكريه اعتراف كرد. در حالي كه سارق مسلح مدعي بود براي اولين بار دست به سرقت مسلحانه زده است، بررسي مأموران نشان داد روز پنج شنبه هشتم مهرماه هم سارق مسلحي به همين شيوه به بانك كار آفرين شعبه دزاشيب در يكي از خيابان‌هاي شمال پايتخت دستبرد زده و پس از سرقت حدود 2 ميليون و 500 هزار تومان با موتور سيكلتش از محل گريخته است. همزمان با ادامه تحقيقات، مأموران در بازرسي از محل زندگي سارق مسلح، پيراهن آبي چهارخانه‌اي را كشف كردند كه سارق مسلح روز سرقت از بانك كارآفرين پوشيده بود. با به‌دست آمدن اين سرنخ، كارآگاهان متهم را مورد بازجويي تخصصي قرار دادند كه متهم به سرقت مسلحانه از بانك كار آفرين هم اعتراف كرد.

متهم صبح ديروز در بازجويي‌ها به سرقت مسلحانه از دو بانك كارآفرين و عسكريه اعتراف كرد و مدعي شد در توهم شيشه با اسلحه پلاستيكي دست به سرقت مسلحانه زده است. متهم براي تحقيقات بيشتر و مشخص شدن ادعاهايش به دستور قاضي نصرتي، بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 34 در اختيار كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي قرار گرفت.

متهم در گفت و گو با خبرنگار ما از جزئيات دو سرقت مسلحانه ميگويد.

خودت را معرفي كن؟

ايرج هستم و 36 سال سن دارم.

متأهلي؟

بله. دو تا دختر 10 و 12 ساله دارم.

سابقه داري؟

نه. من تا الان مرتكب هيچ جرمي نشدهام و حتي يك بار هم از چراغ قرمز راهنمايي و رانندگي عبور نكردم. پروندهام سفيد سفيد بود، اما الان سارق مسلح بانك هستم.

قبل از اين چه كاره بودي؟

من مغازه پرده فروشي داشتم و وضع ماليام خوب بود تا اينكه مدتي قبل در دام مرد كلاهبرداري گرفتار شدم و تمام اموال مرا برد و ورشكست شدم.

يعني به خاطر اينكه ورشكست شدي دست به سرقت مسلحانه زدي؟

نه. پس از اينكه ورشكست شدم، ابتدا پرايدي خريدم و با آن كار ميكردم و همه چيز خوب پيش ميرفت، اما سه ماه قبل يكي از دوستانم مرا معتاد به شيشه كرد كه به خاطر توهم شيشه دست به سرقت مسلحانه زدم.

چرا معتاد شدي؟

پس از اينكه ورشكست شدم، به شدت افسرده شدم تا اينكه سه ماه قبل پدرم فوت كرد. با فوت پدرم احساس كردم هيچ پشتيباني ندارم به طوري كه از نظر روحي و رواني به شدت به هم ريختم كه يكي از دوستانم پيشنهاد داد براي اينكه اعصاب راحتي داشته باشم، شيشه مصرف كنم. ابتداي مصرفم احساس خوبي داشتم، انگار روي ابرها راه ميرفتم و همه چيز برايم جالب بود، اما بعد از مدتي وقتي شيشه مصرف ميكردم توهم به سراغم ميآمد و هميشه يك دوست خيالي به نام شايان همراهم بود و به من دستور ميداد.

يعني دوست خياليات نقشه سرقت را از بانك كارآفرين طراحي كرد؟

نه. او طراحي نكرد فقط دستور ميداد.

بيشتر توضيح بده؟

يك روز قبل از سرقت با موتورسيكلتم از كنار بانك عبور كردم كه شايان به من دستور داد از بانك سرقت كنم، اما قبول نكردم چون ميترسيدم دستگير شوم. وقتي به خانه رفتم مدام او مرا وسوسه ميكرد تا اينكه تصميم گرفتم به بانك دستبرد بزنم به همين خاطر صبح روز حادثه به مغازه عروسكفروشي در حوالي ميدان امام حسين رفتم و يك اسلحه پلاستيكي شبيه به كلت واقعي به قيمت 15 هزار تومان همراه تعدادي فشنگ ترقهاي خريدم و به طرف بانك به راه افتادم. نزديك ظهر بود، موتورسيكلتم را كنار بانك پارك كردم و براي اينكه شناسايي نشوم عينك دودي زدم و كلاه كاسكتم را به سر گذاشتم و وارد بانك شدم و با اسلحه پلاستيكي كارمندان را تهديد كردم هر چه پول دارند داخل ساك من بريزند. براي اينكه آنها را بترسانم با اسلحه پلاستيكي شليك كردم و صداي فشنگ ترقهاي آنقدر زياد بود كه خيال كردند اسلحه واقعی است به همين دليل هر چه پول داشتند، داخل ساك من ريختند و من هم با موتورسيكلتم قبل از اينكه مأموران پليس از راه برسند، از محل گريختم.

بعد از سرقت چه كار كردي؟

پس از سرقت در محل خلوتي موتورسيكلتم را نگه داشتم و پولهاي سرقتي را شمردم. ابتدا به مغازه موتورفروشي كه موتورم را به صورت اقساطي خريده بودم رفتم و همه اقساط آن را يكجا پرداختم و بعد با بقيه پول هم شيشه خريدم و چند روزي مصرف كردم.

چه شد كه تصميم به سرقت از دومين بانك گرفتي؟

روز دوشنبه پس از اينكه شيشه مصرف كردم دوباره شايان به سراغم آمد و دستور داد تا دوباره از بانكي سرقت كنم. او مدام ميگفت من تنبل هستم و بايد به خاطر سرقت قبلي كه پول كمي گيرم آمده خجالت بكشم. آنقدر اصرار كرد كه قبول كردم و به سراغ بانك عسكريه در نزديكي خانهمان رفتم كه متوجه شدم بانك در حال تعطيل شدن است. بلافاصله كارتني از يك مغازه گرفتم و به در بانك رفتم و مدعي شدم كه اين كارتن را براي رئيس بانك آوردهام. وقتي در را باز كردند اسلحه را از داخل كارتن بيرون آوردم و همه را تهديد كردم كه رئيس بانك دستور داد هر چه پول داخل بانك است، داخل ساك من بريزند. پس از اينكه از بانك خارج شدم احساس كردم شايان سوئيچ موتورسيكلتم را برداشته است. مدام از شايان ميخواستم سوئيچ را به من بدهد كه رئيس بانك ناگهان به من حمله و مرا دستگير كرد. آن روز آنقدر توهم داشتم كه حتي ماسكي كه خريده بودم، فراموش كردم به صورتم بزنم.

حرف آخر؟

فقط ميدانم كه اعتياد به شيشه زندگيام را تباه كرد و الان هم پشيمانم و دلم براي دو دخترم تنگ شده است.

غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۵
0
0
قصه را خیلی ساده گرفتید و کمدی برداشتش کردید!!!!!

این یه فاجعه است که کسی بهش توجه نمیکنه. مثل بازی با آتش که همه اولش میخندن ولی وقتی لباسشون آتش میگیره تازه میفهمن باید به چی و به کجا میخندیدن!!!!!

وقتی هرکی یه بست شیشه بزنه و دوست خیالیش بهش بگه برو فلان بانک را بزن، دیگه اونوقت هیچ کاری نمیشه کرد و برای انجام هر کاری دیره.

تنها راه پیشگیری از سرقتهای جاناتانها، نصب سیستم ضد سرقت مسلحانه داخل بانکها. فروشگاه های طلا، جواهر، سکه و ارز هستش و دیگر هیچ.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار