به گزارش خبرنگار ما، ساعت 18 روز سه شنبه 12 مردادماه امسال بود كه به مأموران كلانتري 128 تهراننو خبر دادند زن سالخوردهاي در خانهاش در خيابان باباطاهر، حوالي خيابان دماوند به قتل رسيده است. با اعلام اين خبر تيمي از مأموران كلانتري در محل حادثه كه طبقه اول ساختمان مسكوني پنج طبقهاي بود، حاضر شدند. مأموران در نخستين گام با جسد زن 73 سالهاي به نام شوكت روبهرو شدند كه دست و پايش با طناب بسته و روسري به دور گردنش پيچيده شده بود. دقايقي بعد قاضي مدير روستا، بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي تهران همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل به تحقيق پرداخت. بررسيها نشان داد پسر مقتول ساعتي قبل وقتي مادرش به تماسهايش پاسخ نميدهد، نگران ميشود و به خانه مادرش ميآيد كه با اين صحنه روبهرو ميشود و موضوع را به مأموران پليس خبر ميدهد.
پزشكي قانوني در نخستين معاينات اعلام كرد كه زن سالخورده با فشار بر عناصر گردن به قتل رسيده و دو روز هم از فوت او گذشته است. مأموران در ادامه بازرسي از محل حادثه با به هم ريختگي وسايل خانه روبهرو شدند كه نشان ميداد عامل يا عاملان حادثه با انگيزه سرقت دست به قتل زدهاند. از سوي ديگر مأموران در محل حادثه مبلغ 5 ميليون تومان پول و يك دفترچه سپردهگذاري بلندمدت بانكي پيدا كردند كه مشخص شد مقتول مدتي قبل مبلغ 300 ميليون تومان در بانك سپردهگذاري كرده است.
همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي قاتل يا قاتلان آغاز كردند تا اينكه به رد پاي پسر افغاني به نام بشير رسيدند. بررسيها نشان داد، بشير آخرين نفري بوده كه با تلفن مقتول تماس داشته است. بنابراين مأموران مخفيگاه بشير را كه در يك ساختمان در حال ساخت بود، شناسايي و وي را دستگير كردند. مأموران همچنين در مخفيگاه متهم مقداري وسايل كشف كردند كه مشخص بود روز حادثه از خانه مقتول سرقت شده است. متهم صبح ديروز براي تحقيقات به شعبه ششم دادسراي جنايي تهران منتقل شد. وي در بازجوييها مقابل قاضي مدير روستا قتل را انكار كرد. متهم براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.
گفتوگو با
متهم
چرا قتل انجام دادي؟
من
قاتل نيستم.
مقتول را ميشناسي؟
نه
اصلاً او را نميشناسم.
روز حادثه كجا بودي؟
يادم
نميآيد.
يعني به خانه مقتول رفت و آمد
نداشتي؟
نه.
وسايل سرقتي مقتول پيش تو چه
كار ميكند؟
اين
وسايل را يكي از دوستانم 25 روز قبل به من داد و بعد خودش به افغانستان رفت.
يعني به تو فروخت؟
نه
هديه داد.
دوستت با مقتول رفت و آمد
داشت؟
خبر
ندارم.
براي چه به افغانستان رفت؟
گفت ميخواهد برود به خانوادهاش سر بزند.
چرا وسايل مقتول را به تو
هديه داد؟
گفت
لازم ندارم.