دانشجو بايد آگاه باشد كه پاياننامه، پروژهاي است كه مالك و مديرش خود اوست. اين پروژه براي اينكه قدري از توجه و وقت استاد راهنما را به دست آورد با پروژههاي خود استاد راهنما در رقابت است. به همين علت است كه به دانشجو توصيه ميشود تا موضوعي انتخاب كند كه در حوزه علايق و تخصص يكي از اساتيد گروه باشد. استاد راهنما علاوه بر اينكه بايد در زمينه موضوع پاياننامه تخصص نسبي داشته باشد تا بتواند دانشجو را هدايت كند، بايد به موضوع علاقهمند نيز باشد تا با انگيزه و علاقه، پيگير پژوهش دانشجو باشد. در غير اين صورت، تنها از روي تكلّف سعي در انجام وظيفه دانشگاهي خويش خواهد داشت. دانشجو همچنين بايد بداند كه نقش استاد راهنما نقشي شبيه پروفسور ووپي در كارتن تنسي تاكسيدو نيست كه با هر مشكلي به وي مراجعه كند و وي راه حلي آماده در اختيارش قرار دهد.
استاد راهنما بيشتر سعي ميكند سرنخ در اختيار دانشجو قرار دهد نه پاسخ و راه حل آماده. لذا بهتر است دانشجو از اينكه با دست خالي و صرفاً با يك مشكل نزد استاد برود پرهيز كند. اگر در فرايند پژوهش مشكلي نيز پيش آمد، دانشجو بايد در مورد آن بينديشد، راه حلهاي احتمالي را در حد توانش شناسايي كند و با دست پر، با آگاهي از مسئله و ابعاد آن نزد استاد برود. منظور از اين گفته اين نيست كه از دانشجو انتظار ميرود خود راه حل مورد نيازش را بيابد. منظور اين است كه استاد راهنما بايد احساس كند كه خود دانشجو پيشگام حل مسئله است و پيش از آن كه به وي مراجعه كند در خصوص مسئله به حد كافي انديشيده و تلاش كرده است.