کد خبر: 812967
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۶
اين آخرين باري بود كه باراك اوباما به عنوان رئيس‌جمهور امريكا در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كرد، چراكه دومين دوره رياست جمهوري او كمي بيش از سه ماه ديگر تمام مي‌شود...
دكتر سيد‌نعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده
اين آخرين باري بود كه باراك اوباما به عنوان رئيس‌جمهور امريكا در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كرد، چراكه دومين دوره رياست جمهوري او كمي بيش از سه ماه ديگر تمام مي‌شود و بعد از آن، بايد جاي خود را به رئيس‌جمهور بعدي بدهد. هر چند سرفصل‌هاي سخنان او با سخنراني‌هاي قبلي مشابه بود اما هم نحوه پرداخت به اين سرفصل‌ها و هم جهت‌گيري كلي سخنان او تفاوت قابل توجهي با ديگر موارد حضور او در مجمع عمومي داشت. اين تفاوت تا آنجايي بود كه برخي سخنان او را نوعي وداع با سازمان ملل ارزيابي كردند و برخي ديگر هم از نگاه او به گذشته گفتند كه در سخنان خود بيشتر سعي در توجيه دو دوره رياست جمهوري خود داشته است. اين تحليل با توجه به حال و هواي رقابت انتخاباتي فعلي قابل توجه است چنانكه خود اوباما هشت سال قبل درست در كانون چنين حال و هوايي قرار داشت و شعار تغيير را مي‌داد و حال در پايان راه مقابل اين پرسش قرار گرفته است كه تا چه حد قادر به ايجاد تغيير بوده و سخنراني او در سازمان ملل هم پاسخي به آن است. او سعي كرده تا در اين سخنراني از دستاوردها و موفقيت‌هاي خود در تحقق آن شعار بگويد اما همچنان كه از ظاهر كلام او پيداست، او نتوانست با اطمينان خاطر و قاطعيت لازم سخن بگويد و سايه‌هاي يأس و حسرت‌ را بر سخنان او مي‌شد ديد.
   حسرت هسته‌اي
اوباما در آوريل 2009 يعني سه ماه بعد از راه يافتن به كاخ سفيد نخستين سفر دوره‌اي خود را به اروپا با پيام خلع سلاح هسته‌اي داشت. او در اين پيام به مجموع 24 هزار كلاهك هسته‌اي در جهان اشاره داشت كه گفته مي‌شود به جز هزار كلاهك، مابقي در اختيار امريكا و روسيه هستند و وعده كاهش اين تعداد را مي‌داد. اين خوشبيني در آن موقع وجود داشت كه او بتواند با روس‌ها به توافقي براي كاهش زرادخانه‌هاي هسته‌اي خود برسد و در ظاهر هم ديميتري مدودف، رئيس‌جمهور وقت روسيه، نظر خوشي نسبت به اين توافق داشت. خوشبيني تا آنجا بالا گرفت كه كميته نوبل اسلو جايزه صلح نوبل را در اكتبر همان سال به او داد. هر چند تا پيش از اين دو رئيس‌جمهور امريكا جايزه صلح نوبل را گرفته بودند اما اعطاي اين جايزه به اوباما آن هم در نخستين سال رياست جمهوري او كار بي‌سابقه‌اي بود كه حتي در آن موقع هم باعث برانگيخته شدن انتقاداتي شد. تنها دليل كميته نوبل اسلو در ايجاد «فضايي جديد در مناسبات سياسي جهان» توسط اوباما بود و به جز اين ديگر هيچ دليل واقعي براي دادن آن جايزه نداشت، چراكه اوباما هنوز كاري نكرده بود تا مستحق آن جايزه باشد. حالا كه هفت سال از آن جايزه گذشته مي‌توان قضاوتي نسبت به آن خوشبيني داشت و ديد كه اوباما طي اين مدت خوشبيني و انتظارات آن زمان را برآورده كرده يا آن خوشبيني تنها احساسات موقتي از شعار تغيير او بود كه ديگر اثري از آن نمانده است. اين قضاوت در سخنراني اوباما با انگشت گذاشتن بر برجام انجام شده كه او برجام را به عنوان مهم‌ترين دستاورد هسته‌اي طي دو دوره رياست‌ جمهوري‌اش عنوان كرده است. به عبارت ديگر، اوباما در پايان رياست جمهوري‌اش در زمينه موضوعات اصلي هسته‌اي مثل كاهش زرادخانه‌هاي هسته‌اي امريكا و روسيه يا ممنوعيت آزمايش‌هاي هسته‌اي، چيزي براي گفتن ندارد و تنها مي‌تواند دل به برجام خوش كند و با حسرت بگويد: «كشورهايي مثل امريكا يك مسئوليت منحصر به فرد دارند كه ذخاير سلاح‌هاي هسته‌اي خود را كم كنند و بايد اين تعهد را بدهند كه دوباره اين سلاح‌ها را آزمايش نكنند.» در واقع، آنچه او مي‌خواست در 2009 انجام بدهد حالا مبدل به آرزويي براي او شده و تنها مي‌تواند با يأس از اين آرزوي خود بگويد.
   خشونت و افراط‌گرايي
اوباما در سخنراني خود اشاره به سرخط خبرهاي هر روزه داشت كه در آنها در مورد بحران پناهجويان، مشكلات امنيتي خاورميانه و گروه‌هاي تروريستي گفته مي‌شود و باعث مي‌گردد تا احساس عمومي «سرشار از ناراحتي و عدم قطعيت» شود. اين تصوير از سوي اوباما نمايي از وضعيت جهان امروزي را نشان مي‌دهد كه خشونت و افراط‌گرايي در آن حرف اول را مي‌زند و ضرباهنگ آن نه تنها در خاورميانه بلكه در سرتاسر جهان، از خيابان‌هاي نيويورك گرفته تا پاريس‌، مونيخ و لندن شنيده مي‌شود. اوباما با اين گفته اعتراف به تصويري خشونت‌بار و افرط‌گرا مي‌كند اما هيچ اشاره‌اي به عوامل شكل‌گيري اين تصوير نمي‌كند. اگر به هشت سال قبل نگاهي انداخته شود، تصويري متفاوت ديده مي‌شود. هر چند افغانستان و عراق بر اثر لشكركشي امريكا غرق خون و خشونت بودند اما خبر از گروه‌هاي تروريستي نبود كه اعضا و هواداران آن مثل اين روزها در خيابان‌هاي فرانسه يا امريكا دست به آدمكشي بزنند و با كاميون به عابران پياده حمله كنند. منتقدان اوباما معتقدند سياست او در مورد خاورميانه باعث بروز و تقويت اين گروه‌هاي افراطي و خشونت همراه آنها شده است و البته مدافعان او ريشه را به قبل و دوران بوش بازمي‌گردانند اما جداي از اين اختلاف نظر، يك نكته غير قابل انكار است و آن ارتباط ظهور اين گروه‌ها با تحولي است كه در غرب به بهار عربي و وقايعي مربوط مي‌شود كه  به خصوص در سوريه به وقوع پيوست.  بهار عربي هر دليلي كه داشت در سوريه رشد طبيعي خود را طي نكرد و از همان ابتدا مستمسكي براي قدرت خارجي براي مداخله در اين كشور شد كه امريكا به رهبري اوباما در صدر اين قدرت‌ها قرار داشت. دولت امريكا به اميد براندازي نظام سوريه سياست تقويت گروه‌هاي مخالف مسلح را در پيش گرفت بدون توجه به بستر فكري وگرايشات اين گروه‌ها و همين بي‌توجهي باعث شد تا كمك‌هاي امريكا منجر به تقويت گروه‌هايي مثل داعش و جبهه النصره شود كه حالا نطفه‌هاي اصلي خشونت و افراط‌گرايي هستند. شايد اوباما ابتدا تنها مي‌خواست امريكا را از زير بار جنگ‌طلبي دوران بوش خارج كند، اما حالا اين كشور را به ورطه‌اي از آتش افراط‌گرايي كشانده كه صداي آن يك روز قبل از سخنراني‌اش در همان نيويورك شنيده شد.
   اعتراف به اشغالگري
اوباما در سخنراني سازمان ملل خود گفت:‌«اسرائيل بايد درك كند كه نمي‌تواند براي هميشه اراضي فلسطيني را اشغال و در آن سكونت كند.» بيان اين جمله از سوي رئيس‌جمهور امريكا غير قابل انتظار بود، چراكه مقامات رسمي امريكا بر عكس همتايان اروپايي همواره سياست سكوت را در قبال اشغالگريي اسرائيل در پيش گرفته‌اند و انتظار نمي‌رفت كه رئيس‌جمهور امريكا در آخرين سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل از واژه اشغال( occupy)  سرزمين‌هاي فلسطيني استفاده كند. استفاده اوباما از اين واژه آن قدر غيرمنتظره بود كه با وجود سكوت معنادار مقامات صهيونيستي، رسانه‌هاي آنها واكنش تندي نشان دادند و از اوباماي ضداسرائيلي گفتند. جالب اينجاست كه دولت اوباما كمتر از يك هفته قبل از اين سخنراني و در 14 سپتامبر قرارداد بي‌سابقه نظامي 38 ميليارد دلاري را با رژيم صهيونيستي امضا كرد كه گفته مي‌شود بزرگ‌ترين قرارداد نظامي است كه تا كنون دولت امريكا با يك رژيم خارجي منعقد كرده است. اين قرارداد جداي از تمام حمايت‌هاي تسليحاتي امريكا از رژيم صهيونيستي است كه در دوران هشت‌ ساله رياست جمهوري اوباما انجام شده تا آنجا كه او معترف است كه نسبت به ديگر رؤساي جمهور امريكا بيشترين حمايت‌هاي تسليحاتي را از صهيونيست‌ها كرده است. در همين مورد اخير هم حمايت تسليحاتي اوباما براي صهيونيست‌ها آن قدر ارزنده بود كه بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي، با وجود تمام اختلاف‌نظرهايش با اوباما مجبور به ابراز تشكر و قدرداني شد. به نظر مي‌رسد كه اوباما با بيان اصطلاح «اشغال» واقعيتي را گفته است كه در طول هشت سال گذشته اجازه گفتن آن را نداشته و حالا كه در پايان دوره رياست جمهوري است به خود اجازه گفتن آن را مي‌دهد هر چند در عمل چنان كمك تسليحاتي به اشغالگران مي‌كند و همين هم باعث مي‌شود تا اعتراف او به اشغالگري صهيونيست‌ها جز يك اعتراف زباني چيز ديگري نباشد.
اوباما در آخر سخنراني خود با اطمينان خاطر از 8‌سال رياست جمهوري‌اش گفت كه حالا مي‌تواند بهتر به دخترانش بنگرد اما نمي‌تواند بگويد كه تا چه ميزان از عمل در تغييرات مورد نظرش موفق شده است. او با حسرت از كاهش زرادخانه‌هاي هسته‌اي، يأس نسبت به حصول صلحي ميان فلسطيني‌ها و اسرائيلي‌ها و ترس از خشونت و افراط‌گرايي مي‌گويد و همين هم باعث شده است كه او نتواند با اين سخنراني و در اواخر راه خود ديگر آن خوشبيني را داشته باشد كه در ابتداي كار داشت. به نظر مي‌رسد كه او حالا فهميده است اتاق بيضي‌شكل كاخ سفيد آنطور كه تصور مي‌كرد كانون قدرت و حاكميتي نيست، بلكه بيشتر يك اتاق عمليات براي اجراي اهداف كانون‌هاي قدرت و حاكميت در خارج از اين كاخ است و حالا با يأس و حسرت از 8 سال رياست جمهوري خود مي‌گويد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار