
به گزارش خبرنگار ما، ارديبهشت ماه 94 بود كه مأموران كلانتري نظامآباد از مرگ مشكوك مردجواني در يكي از بيمارستانهاي تهران باخبر و در محل حاضر شدند. بررسيها نشان داد رامين، مرد 30 ساله با ضربه چاقو مجروح شده و بعد از انتقال به بيمارستان جان باخته است، بنابراين پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد.
شيرين، همسر مقتول وقتي در اينباره تحقيق شد، اتهام قتل را پذيرفت و در شرح ماجرا گفت: چند سال قبل با رامين ازدواج كردم و صاحب فرزندي سه ساله هستم. در اين مدت با شوهرم اختلاف داشتم. ساعتي قبل با هم مشاجره كرديم و ناخواسته با چاقوي آشپزخانه ضربهاي زدم كه به او برخورد كرد و زخمي شد. خيلي زود او را به بيمارستان منتقل كردم، اما پزشكان گفتند كه فوت شده است. بعد از اقرارهاي شيرين، وي به اتهام قتل شوهرش بازداشت شد و در تحقيقات بيشتر هم به جرمش اعتراف كرد. با كامل شدن بررسيها، بازپرس او را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و كيفرخواست عليه وي صادر شد و پرونده براي رسيدگي روي ميز هيئت قضايي شعبه چهارم دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.
بعد از رسميت يافتن جلسه و قرائت كيفرخواست از سوي نماينده دادستان، اولياي دم گفتند كه خواستهشان قصاص است. سپس شيرين در جايگاه قرار گرفت و در توضيح ماجرا گفت: پنج سال از زندگي من و رامين ميگذشت و در اين مدت با هم اختلاف داشتيم. اميدوار بودم كه با بچهدار شدن، اختلافهايمان تمام شود، ولي اينطور نشد. هر وقت دعوايي بين ما اتفاق ميافتاد، مرا كتك ميزد و سعي ميكردم از دستش فرار كنم.
متهم در شرح حادثه گفت: روز حادثه وقتي وارد خانه شد، به من توجهي نكرد. روي مبل نشست و خودش را با تلفن همراهش مشغول كرد. خيلي ناراحت شدم و گفتم گوشي را كنار بگذار و با من صحبت كن، اما به حرفم توجه نكرد. همين موضوع سبب شد تا با هم دعوا كنيم. او من را كتك زد. وارد آشپزخانه شدم و چاقو را برداشتم. آن هنگام پشتش به من بود، وقتي برگشت چاقو به سينهاش فرو رفت. متهم در حالي كه گريه ميكرد، ادامه داد: اصلاً نميخواستم او را بكشم. وقتي رامين زخمي شد، خيلي زود به اورژانس زنگ زدم و او را به بيمارستان منتقل كرديم، اما ساعتي بعد فوت شد. از نگراني در تمام لحظات كنارش بودم. متهم در آخرين دفاع گفت: هر چند با شوهرم اختلاف داشتم، اما به او علاقهمند بودم و ميخواستم به من توجه داشته باشد.
علت درگيري آن روز هم به خاطر همين بود. حدود يكسال و شش ماهي كه در زندان هستم، بچهام را نديدم و دلم براي او تنگ شده است. اول از خدا و بعد از پدر و مادر شوهرم ميخواهم مرا به خاطر خدا و اين عيد بزرگ ببخشند و اجازه دهند تا اشتباهم را جبران كنم. اجازه بدهند تا فرزندم را در آغوش بكشم. در ادامه جلسه، هيئت قضايي با توجه به مناسبت عيد غدير خم و سيد بودن خانواده مقتول، تلاش زيادي را براي جلب رضايت اولياي دم كردند و بعد از آن وارد شور شدند.