کد خبر: 811959
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۳
پيرمردی كارخانه‌دار كه متهم است بعد از فريب دختر دانشجو به وي تعرض كرده است، پاي ميز محاكمه حاضر شد.
به گزارش خبرنگار ما، مهرماه سال 93 بود كه دختر دانشجويي مأموران پليس تهران را از ماجراي فريبكاري مرد كارخانه‌دار با خبر كرد. او گفت من دانشجوي يكي از دانشگاه‌هاي شهرستان رودهن هستم. امروز بعد از تعطيلي دانشگاه كنار جاده منتظر تاكسي بودم تا به تهران برگردم. مدت زيادي كنار جاده معطل مانده بودم، اما از خودروي عمومي خبر نبود تا اينكه خودروي شخصي گرانقيمتي چراغ زد و بعد كنارم توقف كرد. راننده كه مردي موجه بود، گفت كه به تهران مي‌رود و حاضر است من را تا مسيري برساند. به خاطر اينكه خسته بودم، به حرفش اعتماد كردم و سوار شدم. او در مسير سر حرف را باز كرد و گفت كارخانه‌دار سرشناسي است. وقتي متوجه شد مجرد هستم، پيشنهاد ازدواج داد و گفت در صورتي كه خواسته‌اش را قبول كنم، نصف كارخانه را به نام من مي‌زند. خانه‌اي ويلايي در شمال كشور و خانه‌اي مجلل در فرمانيه تهران دارد كه من را در آن سهيم مي‌كند. وقتي پياده شدم، شماره تماس من را گرفت و از آن به بعد ارتباط ما ادامه داشت. مدتي كه گذشت متوجه شدم كه من را فريب داده و بعد از رسوايي كه برايم مانده بود، تصميم به شكايت گرفتم.

دختر جوان در بررسي‌‌هاي بيشتر گفت: چند سال قبل پدر و مادرم طلاق گرفتند و همراه مادرم زندگي مي‌كنم. مادرم براي ادامه تحصيلم خيلي سختي مي‌كشيد و از آنجا كه مي‌خواستم بيشتر از اين شرمنده مادرم نباشم، فريب آن مرد را خوردم. يك بار در رستوران قرار گذاشت و چند تراول صد هزار توماني به من هديه داد. چندبار هم به حسابم پول واريز كرد تا اينكه. . . .

بعد از مطرح شدن شكايت بود كه مأموران پليس متهم را بازداشت كردند. او در جريان بازجويي‌ها حرف‌هاي دختر دانشجو را تكذيب كرد، اما وقتي با مستندات پليس مواجه شد، قبول كرد كه با او ارتباط داشته است. با كامل شدن بررسي‌ها پرونده براي رسيدگي روي ميز هيئت قضايي شعبه پنجم دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. در حالي كه متهم اتهام خودش را انكار مي‌كرد، هيئت قضايي، متهم را به تحمل 74 ضربه شلاق و تبعيد محكوم كردند. پرونده با اعتراض متهم در ديوان عالي كشور بررسي شد. اعتراض متهم مورد قبول هيئت رسيدگي‌كننده قرار گرفت و پرونده براي رفع نواقص به شعبه ارجاع شد و متهم چند روز قبل براي دومين بار پاي ميز محاكمه حاضر شد.

بعد از اينكه قاضي بابايي رسميت جلسه را اعلام كرد، متهم گفت: من هيچ‌كدام از حرف‌هاي شاكي را قبول ندارم. يك روز كه همراه دخترم از شمال برمي‌گشتم، شاكي همراه دو خواهرش كنار جاده ايستاده بود. وقتي دست بلند كردند، ايستادم و آنها را سوار كردم. بعد از سوار شدن از مشكلات خانوادگي‌شان گفتند و وقتي پياده شدند، متهم شماره همراهش را به دخترم داد. دلم سوخت و هر كمكي كردم از طريق دخترم بود. يك روز گفتند مي‌خواهيم منزلي را رهن كنيم و من به آنها 25 ميليون تومان دادم و در قبال آن مبلغ يك چك گرفتم، اما آنها در سررسيد چك اين مبلغ را برنگرداندند. وقتي براي وصول چك اقدام كردم، آنها از من شكايت كردند.

اما دختر جوان گفت: اسناد موجود در پرونده نشان مي‌دهد كه متهم از كارخانه‌اي كه در شمال كشور دارد به حسابم پول واريز مي‌كرد. چك 25 ميليون توماني هم مال خواهرم بود. يك روز كه با متهم به يك مركز خريد رفته بوديم، دخترش ما را ديد و آنجا با هم درگير شديم. هنگام درگيري كيفم داخل ماشين بود كه آنها چك را از داخل كيفم برداشتند.
دختر جوان در آخرين صحبت‌هايش گفت: من 26 ساله هستم، در حالي كه متهم 58 سال دارد. با اين اختلاف سن فكر مي‌كردم اگر داستان زندگي‌ام را برايش تعريف كنم، او به من كمك مي‌كند. وعده‌هايش را به نيت دلسوزي گرفتم، اما سادگي كردم و نبايد به اين مرد هوسران اعتماد مي‌كردم. او صاحب خانواده و دختراني به سن من بود و حالا خيلي پشيمانم. در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار