عمر چهارساله دولت يازدهم رو به اتمام است، دولتي كه ابتداي روي كار آمدن وعدههاي بسياري براي اجرا داشت و به قول برخي كارشناسان تلاشهاي بسياري هم براي به سرانجام رساندن آن كرده است. آقاي رئيسجمهور همچنين در نشستها و سخنرانيهايي كه در سال 92 در جمعهاي دانشجويي داشت، وعدههاي بسياري از بهرهگيري از نيرو و ظرفيت دانشجويان و دانشگاهيان تا ايجاد اشتغال براي آنها داشته است. حال بايد ديد بعد از سه سال وضعيت اين وعدهها در كجاي كار است. در همين ارتباط با «داوود گودرزي»، رئيس سازمان بسيج دانشجويي كشور به گفتوگو نشستهايم. اين مصاحبه را پيشرو داريد.
به نظر شما وعدههاي انتخاباتي آقاي رئيسجمهور در خصوص دانشگاه و دانشجويان چقدر محقق شده است؟آقاي روحاني چه در زمان تبليغات انتخاباتي و چه در زمان مناسبتهاي ۱۶ آذر لحنشان در خصوص دانشگاهها اين بود كه فضاي دانشگاهها بايد باز باشد و آزادانديشي رونق بگيرد. وي عنوان ميكرد جنبش دانشجويي تازه در اين دولت معنا پيدا كرده است.
دغدغه و مطالبه بدنه دانشجويي هم هميشه همين بوده و جريان دانشجويي كشور و تشكلهاي دانشجويي بايد بتوانند آزادانه در چارچوب قانون اساسي فعاليت كنند و با مخاطبان خود حرف بزنند؛ منتها چيزي كه در عمل ما مشاهده ميكنيم نه تنها باز شدن فضاي دانشگاهها بلكه بسته شدن فضاي نقد و مناظره در داخل دانشگاهها و تشكلهاي دانشجويي است. چنانچه به دفعات ظرف چند سال گذشته درخواست سخنراني و مناظره و كرسيهاي دانشجويي داده شد ولي هر بار با مخالفت دانشگاهها مواجه شد. حتي رؤسا و مديريت دانشگاهها با يك نگاه محافظهكارانه اجازه ايجاد يك فضاي گفتوگوي منطقي را در دانشگاهها ندادند و برخيها هم به جاي داور به بازيگر صحنه تبديل شدند و در واقع افرادي را از يك جريان خاص ميآوردند داخل دانشگاهها سخنراني كنند و به تشكلهاي ديگر اجازه فعاليت نميدادند. دانشگاه بايد محل تضارب آرا و گفتوگوي منطقي باشد؛ دانشجو با استاد و استاد با دانشجو بايد بتوانند به راحتي با هم حرف بزنند و تنها قيد آن رعايت قانون باشد، اما فضاي دانشگاه اكنون فضاي مطلوب جمهوري اسلامي از لحاظ فضاي باز سياسي نيست. نكته دوم اين است كه دانشگاه محل رشد علمي كشور و محل توليد علم است. دانشگاه كاركرد سياسي هم دارد و بايد فضاي آزادانديشي بر آن حاكم باشد. يك كاركرد اصلي دانشگاه كاركرد علمي كشور است اما ميبينيم اين كاركرد اصلي هم امروز با كندي پيش ميرود يا به عبارتي بايد گفت كاركرد علمي دانشگاهها پايين آمده و مناسب نيست.
طبق آنچه در تبليغات انتخاباتي عنوان ميشد، ملت ايران اگر قرار است به پيشرفت و عزتش برگردد و به ثروت برسد، مقدمه و لازمه آن رشد علمي است.
نكته سوم اينكه دانشگاه بايد يك فضاي فرهنگي - معنوي داشته و محل رشد و رويش معنوي جوانها باشد. جواني كه از خانواده دور و وارد يك محيط جديد شده، بايد محيطي را بيابد كه امن و آرام براي تربيت و پرورش نيروهاي كارآمد و خدوم باشد اما در فضاي ابتذال فرهنگي كسي تربيت درستي پيدا نميكند.
در فضايي كه اردوهاي مختلط و كنسرت و دوستيهاي گروهي و ولنگاري فرهنگي موج ميزند، اين جوان قرار است چگونه پرورش پيدا كند تا به اسلام، انقلاب و مردم متعهد باشد؟ چطور ميخواهد مردم ميهن اسلامي و اسلام را بشناسد تا بتواند به عنوان يك مدير كارآمد در كشور فعاليت كند و عرق ملي داشته باشد؟ فضاي فرهنگي دانشگاهها نسبت به گذشته تغييري نكرده است و متأسفانه دولتها ميآيند و ميروند و ما در زمينه فرهنگ نه تنها پيشرفت نداريم بلكه پسرفت هم داريم. اينها نكات برجسته دانشگاههاست يعني بحثهاي سياسي و نشاط سياسي كه بايد باشد، آن رشد علمي و آن فضاي فرهنگي معنوي، در هر سه زمينهاش كاملاً آمارها موجود است و كاملاً فضاي دانشگاهها قابل بررسي است.
يكي از اين وعدهها اين بود كه «اداره كشور بايد علمي باشد، بايد حكمران از نخبگان دانشگاهي در اداره كشور استفاده كند» به نظرتان اين وعده چقدر محقق شده است؟امروز انتصابات در دستگاهها فقط سياسي انجام ميگيرد يعني ملاك انتصاب در بسياري از مجموعهها و دستگاهها و مديريتها، گرايش سياسي افراد است. البته به دولتهاي گذشته هم اين نقد وارد است ولي خب عمده كساني كه امروز مسئوليت گرفته و بر مناصب تكيه زدهاند فقط به صرف اينكه يك گرايش سياسي خاص داشتهاند، بوده است.
شاهديم كه خيلي از اساتيد دانشگاهها كه روحيه انقلابي داشتند و براي دست گرفتن مناصب مديريتي حساس مناسب بودند امروز محدود شدند و عملاً از نخبگان دانشگاهي استفادهاي نشده و تنها سياسيون وارد عرصههاي مديريتي و اداره كشور شدهاند.
آقاي روحاني وعده داده بود ارتباط بين صنعت و كشاورزي را با دانشگاه برقرار كند اين مهم چقدر در پروسه تحقق قرار گرفته است؟اين جنس وعدهها ذيل همان رشد علمي است كه ما اگر قرار است در دانشگاه به يك توليد علم درست و كارآمدي برسيم بايد ارتباط دانشگاه و صنعت را برقرار كنيم كه انرژي كه دانشجوها و اساتيد ما براي توليد علم رشته و تخصص دارند اين صرف نيازهاي جامعه شود. پاياننامهاي اگر نوشته ميشود، يا پژوهش و كار تحقيقاتي انجام ميشود بايد بتواند نيازهاي جامعه را برطرف كند. در اين مسئله هم نسبت به گذشته پيشرفتي ديده نميشود و اتفاق خاصي نيفتاده است حالا اگر نگوييم بدتر شده حداقل پيشرفتي هم نداشته است.
يكي ديگر از وعدههاي آقاي رئيسجمهور در حوزه دانشجو و دانشگاه كمك به حل معضل بيكاري به ويژه براي تحصيلگران و دانشگاهيان بيكار بود، به اعتقاد شما دولت يازدهم چقدر توانسته است در اين زمينه فعال باشد؟آمار بيكاري و رشد نرخ آن اكنون موجود است. اينها آمارهايي است كه خود دولت و مركز آمار ميدهد كه گوياست و نيازي به گفتن، تأييد يا رد كردن ما نيست. تحصيلكردههاي ما تعدادشان مشخص است و مشاغل و فرصتهاي شغلي هم كه ايجاد شده مشخص است. در خانوادهها افراد بيكار و فارغالتحصيلان بيكار هم كاملاً مشخص است. در برخي از استانها آمار بيكارها بيداد ميكند، فارغالتحصيلاني كه در يك رشته تحصيل كردند و اينكه آيا پيش از تحصيل براي بازار كار آن نيازسنجي شده است يا خير؟ در طراحي نظام آموزش عالي كشور خود جاي سؤال دارد. ولي بالاخره به هر دليل عدهاي رفتند كارشناسي و ارشد گرفتند، خب چه اتفاقي برايشان افتاده است؟ ميگوييم وضع اقتصاد و ركودي كه در اقتصاد حاكم است، مشخص، روشن و شفاف است و نياز به ارائه سند و مدرك ندارد. با يك گردش و پرسوجوي ساده در شهرها و خانوادهها كاملاً مشخص ميشود كه فرصت كار براي خيليها فراهم نيست و اين آمار در برخي استانها تا ۵۰ درصد بيكاري هم وجود دارد. پس عملاً اتفاقي نيفتاده است.