
به گزارش خبرنگار ما، يكي از روزهاي ارديبهشت سال 89 مأموران پليس تهران از مرگ مشكوك مرد جواني در بيمارستان مدرس باخبر و در محل حاضر شدند. بررسيهاي اوليه حكايت از اين داشت كه اكبر به علت فشار بر عناصر حياتي گردن به قتل رسيده است. بعد از حضور بازپرس، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد.
همسر مقتول وقتي در اين باره تحقيق شد، گفت:مدتي قبل شوهرم به خاطر بيماري در بيمارستان پيامبران بستري شد. امروز وقتي براي ملاقات به بيمارستان رفتم، متوجه شدم كه مرد ديگري روي تخت بستري است. وقتي تحقيق كردم، گفتند كه دوستان شوهرم به بيمارستان آمده و او را مرخص كردهاند. در حالي كه از اين كار تعجب كرده بودم، به دنبال شوهرم گشتم تا اينكه خبر دادند او به بيمارستان مدرس منتقل شده و فوت كرده است. مدتي قبل بود كه شوهرم با چهار نفر از دوستانش اختلاف مالي داشت و احتمال ميدهم آنها او را از بيمارستان ربوده و بعد به قتل رسانده باشند.
با اطلاعاتي كه همسر اكبر از دوستان شوهرش در اختيار پليس گذاشت، مأموران پليس يكي از مظنونان را كه رضا نام داشت، بازداشت كردند. او در بازجوييها اقرار كرد كه با همدستي هادي، داريوش و مجيد مرتكب قتل شده، اما گفت كه قصد كشتن اكبر را نداشتهاند. رضا توضيح داد: مدتي قبل با اكبر بر سر خريد و فروش خودرو اختلاف پيدا كرديم. او به ما 400 ميليون تومان بدهكار شد، اما طلب ما را نميداد به همين دليل با دوستانم تصميم گرفتيم با زور پولمان را پس بگيريم. روز حادثه هم با همين انگيزه او را از بيمارستان مرخص كرديم، اما حالش بد شد و جانش را از دست داد. بعد از آن بود كه سه متهم ديگر بازداشت شدند و حرفهاي رضا را تأييد كردند.
با كامل شدن بررسيها، پرونده با صدور كيفرخواست روي ميز هيئت قضايي شعبه 71 وقت دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و رضا به اتهام مباشرت در قتل، هادي، داريوش و مجيد به اتهام معاونت در قتل پاي ميز محاكمه حاضر شدند.
در حالي كه اولياي دم براي عاملان حادثه درخواست قصاص داشتند، رضا در توضيح بيشتر ماجرا گفت: من با دوستانم نمايشگاه ماشين داريم و اكبر از دوستان ما بود. مدتي قبل با او چند معامله ماشين داشتيم و او به من و دوستانم حدود 400 ميليون تومان بدهكار بود. هر وقت طلبمان را ميخواستيم، ميگفت ندارم و نميتوانم بدهم. حتي به او مهلت پرداخت هم داديم، ولي از پرداخت بدهي طفره ميرفت. وقتي باخبر شديم كه در بيمارستان پيامبران بستري است، تصميم گرفتيم وقتي حالش خوب شد، قبل از بستگانش او را از بيمارستان ترخيص كنيم. روز ترخيص من به همراه سه نفر از طلبكارها با بيمارستان تسويهحساب كرديم.
بيمارستان هم بدون دريافت مدرك شناسايي او را مرخص كرد. از آنجا به جاده چالوس رفتيم و بين راه در رستوران ناهار خورديم و او در همان ماشين بود و پايين نيامد. بعد از ناهار به ويلاي يكي از دوستانم به نام مجيد رفتيم. تا نيمههاي شب آنجا بوديم و اكبر داخل ماشين توي حياط ويلا بود. در اين مدت خيلي سعي كرديم تا او را وادار كنيم بدهيمان را پس دهد، اما او زير بار نرفت. نزديك صبح از ويلا خارج شديم و به تهران برگشتيم و مجيد در ويلا ماند. بعد از اينكه به تهران رسيديم درچند نقطه اكبر را با شوكر شكنجه داديم تا اينكه در پاركينگ منزلي در سعادت آباد با شيلنگ او را كتك زديم و همان شيلنگ را دور گلويش پيچانديم تا زير بار بدهي برود، اما او حالش بد شد. ترسيده بوديم بلافاصله او را به بيمارستان مدرس منتقل كرديم. از ترس اينكه بميرد از بيمارستان فرار كرديم. در ادامه سه متهم ديگر نيز اعترافات رضا را قبول و تأييد كردند.
در پايان جلسه هيئت قضايي رضا را به اتهام قتل عمد به قصاص، به خاطر آدمربايي، ضرب و جرح و استفاده از شوكر به 16 سال حبس، هادي را به اتهام معاونت در قتل، آدمربايي و ضرب و جرح به 15 سال و شش ماه حبس، داريوش را به اتهام معاونت در قتل، آدمربايي ضرب و جرح و استفاده از شوكر به 16 سال حبس و مجيد را به اتهام معاونت در آدمربايي، ضرب و جرح و استفاده از شوكر شش سال حبس محكوم كردند. بعد از صدور حكم، همسر مجيد با ارسال لايحهاي به قضات ديوان عالي كشور خود را قيم شوهرش معرفي و مداركي به قضات ديوان ارائه كرد كه نشان ميداد مجيد به مشكلات روحي و رواني مبتلا است و كارشناسان پزشكي قانوني هم اين ادعا را تأييد كرده بودند. بعد از آن بود كه قضات ديوان عالي كشور رأي را در مورد رضا، هادي و داريوش تأييد و حكم رضا را نقض و پرونده را براي رسيدگي به شعبه چهارم دادگاه كيفري استان ارسال كردند و متهم صبح ديروز در جلسه دادگاه حاضر شد. قاضي عبداللهي ابتداي جلسه براي دادگاه توضيح داد كه هيئت قضايي بعد از جريان رسيدگي درباره مداركي كه متهم به دادگاه ارائه داده اقدام به صدور رأي خواهد كرد. سپس مجيد در جايگاه حاضر شد و به پرسشهاي هيئت قضايي پاسخ داد كه وكيل متهم نيز سلامتي وي را در پاسخ به سؤالات هيئت قضايي تأييد كرد. قاضي عبداللهي بعد از ختم جلسه با اعضاي دادگاه وارد شور شد.