«دوازده صندلي» از استانداردهاي فيلم خوب و جذاب فاصله زيادي دارد و يك اثر پايينتر از متوسط از نظر ساختار و مضمون تلقي ميشود و با توجه به جنجالسازيهايش ميتوان گفت كه «دوازده صندلي» فيلمي كوچك با جنجالي بزرگ است! فيلم شبه طنز اجتماعي - سياسي «دوازده صندلي» ساخته اسماعيل براري صرف نظر از نگاه يا اقتباس از آثار خارجي يك فيلم قصهگو است كه ميخواهد تماشاگرپسند و حادثهاي باشد اما استانداردهاي يك فيلم خوب و جذاب را ندارد و همين ضعف مانع از استقبال گسترده مخاطب از آن شده است. موضوع فيلم كه درباره گوشهاي از روايت زندگي اميرعباس هويدا، نخست وزير بهايي رژيم پهلوي است از دو منظر مورد توجه قرار گرفته است؛ نگاه نخست معتقد بود اين فيلم تبليغي براي رژيم پهلوي است و صحنههايي دارد كه سبب توقف «دوازده صندلي» در راه اكران شد. اين توقف به اضافه تغييراتي كه در شمايل فيلم رخ داد پنج سال به طول انجاميد و اكنون «دوازده صندلي» به عنوان يك فيلم زير متوسط در گروه آزاد به نمايش درآمده است.
«دوازده صندلي» ساخته اسماعيل براري است و او تعدادي فيلم كوتاه و مجموعه مستند و هفت فيلم سينمايي ديگر را هم در كارنامه سينمايي خود دارد و سالها در بخشهاي مديريتي و مشاورهاي سينمايي فعال بوده و به عنوان تهيهكننده و كارگردان مشغول به كار بوده است. نگاه دوم باور دارد كه دست بر قضا يكي از مضامين لازم براي پرداخت در آثار سينمايي زندگي و عملكرد سران رژيم پهلوي است كه از اين نظر فيلم براري قابل توجه است و همين نگرش شرايط اكران آن را مهيا كرده است.
جدا از مضمون و محتواي غير تكراري فيلم، فيلمنامه آن توسط داريوش رعيت در مجموع جمع و جور نوشته شده و اسماعيل براري هم در كل بر اساس آن يك فيلم زير متوسط سينمايي ساخته است. قصه و پرداخت آن روايت غير پيچيده و باورپذير سينمايي دارد اما شخصيتسازيهاي فيلم بسيار ضعيف اما آشنا و ملموس هستند و بازيهاي زيرمتوسط بازيگران، فيلم «دوازده صندلي» را فيلمي غير جذاب براي مخاطب ساخته است. در واقع اين اثر سينمايي در داستان و ساختار هيچ چيز نگرانكنندهاي نداشته و ندارد و صرفاً تورقي تصويري درباره يكي از درباريان رژيم ستمشاهي است. «دوازده صندلي»، اسماعيل براري را كه سينماي حرفهاي را با فيلم كودكانه «شهر در دست بچهها» به سال ۶۹ شروع كرد و در ادامه در گونههاي مختلف فيلم ساخت از لحاظ كارگرداني و فيلمسازي پختهتر نشان نميدهد.
*منتقد و مدرس