
اين روزها بحث داعش و اسلامهراسي در دنيا داغ است و تبعات آن را كم و بيش ميبينيم. اينكه اسم اسلام و داعش و جنايات وحشيانه آنها با هم ادغام شده و بلافاصله در ذهن مسلمانان تداعي ميشوند چيزي نيست كه ساده از آن گذشت. فرقي هم نميكند چه مذهبي شيعه يا سني آنها اسلام و مسلمانان را نشانه گرفتهاند هرچند زمانه حال براي ما بهترين فرصت است تا به مبارزه با فرقه ضاله وهابيت بپردازيم، اما در كمال تأسف بايد گفت انتظاري از نهادها و سازمانهاي مربوطه براي چنين مقابلهاي نميتوان داشت. آنها بيش از همه به بيلانكاريها فكر ميكنند تا حركتهاي تأثيرگذار.
موضوع اسلامهراسي موضوعي جدي است با اين حال با توجه به شرح وظايف برخي سازمانها و ارگانها و بودجههايي كه به خود اختصاص دادهاند جاي خالي آنها بيش از هرچيز حس ميشود در شرايطي كه داعش در حال تخريب چهره اسلام است و يك موضوع فرامذهبي را در دنيا ايجاد كرده كه شيعه و سني را با هم بدنام ميكند و تيشه به دست، به جان ريشه اسلام افتاده است. سؤال اينجاست سازمان تقريب مذاهب با آن همه ساختمان، بودجه و نيروهاي كارداني كه دارد چه كارهايي در اين چند سال انجام داده است؟! شايد در جواب بگويند اينها هم بيكار ننشستهاند همايش، بيانيه و سخنرانيهاي متعددي در اين خصوص ارائه كردند كه همه اينها در جاي خود مطلوب است. اما آيا براي اين كار معمولي نياز به اين همه گستردگي سازماني و حقوق بگير و رفتارهاي آنچناني است؟!
البته در اين نوشتار قصد نداريم به اين سازمان اعتراض كنيم و تمام فعاليتها و خدماتي را كه داشته ناديده بگيريم، بلكه سؤال نگارنده اين است چقدر اين سازمان توانسته حركتي تاثيرگذار براي مقابله با داعش صورت دهد؟! داعشيها مستقيم و غيرمستقيم در پي تخريب اذهان عمومي جهان عليه اسلام و مسلمانان هستند در اين زمان تقريب مذاهب چقدر در خنثيسازي ترفندهاي داعش مؤثر بوده است؟ حتي همين همايشها كه بيشتر براي پركردن بيلان كاري است آيا توانسته همگرايي بيشتر مذاهب اسلامي را در مقابل وهابيت و داعش منجر شود؟! چند بيانيه مشترك براي محكوم كردن جنايات داعش در فرانسه، آلمان، بلژيك و... صادر كردهاند كه با توجه به اهميت شخصيتهايي كه دارد بتواند بازتاب جهاني داشته باشد و اسلام و مسلمانان را از اين فرقه ضداسلامي مجزا معرفي كند؟!
در ماجراي كشمير برخي بحق نگران نفوذ تكفيريها بودند. ايران نيز به خاطر محدوديتهايش در مسائل سياسي و... توان مقابله چندان نداشته تا توقعات برخي از سازمانها و نهادهاي شبهغيرانتفاعي را برآورده كند، اينجاست كه نقش مهم سازماني مانند تقريب مذاهب برجسته ميشود و البته چنين سازمانهايي به سخنرانيها و بيانيههاي رئيس خود نميتوانند و نبايد اكتفا كنند چه آنكه همه اعضا از يك مذهب نيستند تا حرف واحدي داشته باشند. تقريب مذاهب ميتوانست خواستههاي مردم كشمير را به صورت قانوني و فرادولتي دنبال كند، همين موضوع درباره مجمع جهاني اهل بيت هم صادق است. اگر وزير خارجه به نيجريه میرود اولين جايي كه بايد رسماً وزير خارجه را تحت فشار قرار دهد تا به پيگيري وضعيت شيخ زكزاكي رهبر شيعيان نيجريه بپردازد، مجمع جهاني اهل بيت است.
متأسفانه شيعيان افغانستان و پاكستان كه به زيارت امام رضا(ع) در مشهد ميروند گلايههاي زيادي از سيستم ديپلماتيك كشورمان دارند. شيعيان مخلص پاكستان كه با مشقت زياد به مشهد ميروند بارها به اشكال مختلف اعلام كردهاند كه رفتار سفارت ايران در مقابل زوار امام رضا(ع) دور از شأن ايران و شيعيان جهان است. اما اين موضوع قبل از اينكه رسانهاي شود حتي تبعات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... به بار آورد كه بايد از طرف ساختار قوي و محكمي چون مجمع جهاني اهلبيت با قاطعيت دنبال شود.
آنچه عمدتاً شاهديم اين است كه دو ساختار مهم تقريب مذاهب و مجمع جهاني اهل بيت جز چند سخنراني و بيانيه كار خاصي نكردهاند، البته دو خبرگزاري ابنا وابسته به مجمع جهاني اهل بيت و خبرگزاري تقريب مذاهب هم فعال هستند. شايد برخي كارها شده باشد كه رسانهاي نشده يا قابليت رسانهاي شدن نداشته باشند اما سؤال اين است در مقابل اتفاقاتي چون نيجريه يا كشمير چه كارهاي مهم و تأثيرگذاري از سوي اين دو سازمان شده است؟!
خبرگزاري ابنا گاه بيشتر به خبرگزاري داعش و حملات آنها شبيه است تا خبرگزاري رسمي شيعيان يا تقريب مذاهب كه هرچه رصد ميكنيم نقش مهمي در توليد خبر در اين عرصه مهم نداشته است؟!
حالا كه داعش به عنوان يك بحران رخ نشان داده شايد بهتر باشد در برخي سازمانهاي فرهنگيمان نيز تجديدنظر كنيم. قرار نيست اگر روال منفي و كليشهاي بوده همچنان آن را ادامه بدهيم گاهي مسئولان اين سازمانها با بيلانهاي چند صد صفحهاي از سازمانهاي خود دفاع ميكنند.
اما حقيقت آن است سازماني كه در حوادث مهم و ناگهاني نتواند حركتي از خود نشان بدهد به طور كامل معيوب و بيمار است كه بايد هرچه زودتر علاج يابد. از سوي ديگر فعاليت يك يا چند تن دليلي بر اين نيست كه ساختار فعال است همان گونه كه گفته شد سازماندهي و سازمان اينجا مطرح است نه اينكه مثلاً فلان سخنران يا فلان فقيه معروف در كل مجموعه برجسته است. بايد تمام سازمان به طور برنامهريزي شده در اين مسئله مهم يعني مقابله با داعش و تفكرات داعشيسم كه با نام اسلام نشر داده ميشوند مقابله جدي داشته باشد تا آنها از اسم چنين ساختار دينياي نگران و هراسان باشند و فرصت جولان دادن به خود ندهند.