
اردوهاي جهادي را توسعه بدهيد، تداوم بدهيد. من خوشحال شدم كه اين جوان آمد اينجا و از اردوي جهادي صحبت كرد و شرح داد. بله، همين حرفهايي كه ايشان گفت، همه مورد تأييد من است؛ اين اردوهاي جهادي، هم تمرين است، هم خدمت است، هم خودسازي است، هم آشنايي با فضاي جامعه است؛ خيلي چيز با ارزشي است. روزبهروز اينها را بتوانيد توسعه بدهيد؛ جهاد هم هست، واقعاً جهاد است؛ كار است، جهاد است، تلاش است، خدمت به محرومين است. البتّه اين حرفهايي كه راجع به روستا گفتند حرفهايي است كه ما سالها در دولتهاي مختلف، گفتهايم. . . راههاي روشني هم دارد؛ حالا چند موردش را اين جوان بيان كردند؛ [يكي] صنايع مناسب با روستا كه اگر راه بيفتد [كارساز است]. صنايع كوچكي هست كه متناسب با روستا است؛ فرض كنيد باغهاي اروميه مثلاً درختهاي سيب دارد، سيبهاي اينها ميافتد و ميريزد روي زمين - بنده ديدم اين را- و كود ميشود. قيمتش آنقدر ارزان است كه براي صاحب باغ نميارزد كه پول بدهد اين را جمع كنند بفرستند يك جايي! [يعني] قيمت ندارد؛ درحاليكه اگر فرض كنيد كارخانه افشرهسازي يا كمپوتسازي يا فلان، همانجا تشكيل بشود، همه اين ثروت زنده ميشود. راهها اينجوري است؛ يعني هيچ راه پيچيده دشواري وجود ندارد؛ خيلي راههاي آساني است، با سرمايهگذاريهاي كوچك. گاهي به ما ميگويند آقا! اگر يك شغل بخواهيم درست بكنيم، صد ميليون لازم دارد؛ اين شغلهايي كه من ميگويم، صد ميليون كه هيچ، گاهي ده پانزده ميليون هم لازم ندارد. [اينها] راههاي روشني است؛ خب بايد همّت كنند و بكنند. بنابراين به نظر من اردوهاي جهادي خيلي خوب است؛ پرداختن به مسئله روستاها مهم است.
12 تير95