کد خبر: 797086
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۳
گفت‌وگوي «جوان» با رزمنده داوطلب بازسازي عتبات عاليات
خدمت خود‌ش را در سپاه پاسداران در شهر سقز به همراه خانواده‌اش آغاز كرد و حالا در مسير باز‌سازي عتبات عاليات كمر همت بسته است.
صغري خيل‌فرهنگ
 متولد ۱۳۴۹است و از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس؛ به گفته خودش كوه و صخره‌اي درغرب نمانده كه طي جنگ تحميلي فتح نكرده باشد.  خدمت خود‌ش را در سپاه پاسداران در شهر سقز به همراه خانواده‌اش آغاز كرد و حالا در مسير باز‌سازي عتبات عاليات كمر همت بسته است.  محمد شمسي يار عزيز، هم اكنون في سبيل الله و بدون هيچ مزدي در پروژه بازسازي عتبات عاليات مشغول است و سالي چند ماه در كشور عراق و در شهرهاي سامرا و نجف و كربلا و... مشغول خدمت‌رساني است.  بهانه همكلامي ما با اين خادم اهل بيت (ع) بمب‌گذاري چند روز پيش در حرم سيد محمد (ع) عموي امام زمان (عج) در شهر بلد سامرا بود. تعدادي از دوستان و همراهان عراقي شمسي يار به شهادت رسيده بودند و خرابي حرم با آن همه تلاش بي‌وقفه در گرما كه از جان و دل مايه مي‌گذارند، دلش را به درد آورده بود.
 از روزهاي حضورتان در دفاع مقدس بگوييد؟ چطور شد كه مسير جهاد را انتخاب كرديد؟
بيست سال هم نداشتم كه ديدم همه اطرافيانم از جنگ صحبت مي‌كنند، از امام خميني(ره) صحبت مي‌كنند؛ حرف‌هاي امام را كه مي‌شنيدم به دلم مي‌نشست. در بسيج ثبت نام كردم و عازم شدم. واقعاً احساس تكليف مي‌كردم. ما از همان اول با ارزش‌هاي قرآن و اسلام تربيت شده بوديم. وقتي كه جنگ شد همگي در خانواده احساس تكليف كرديم. با اينكه سنم كم بود ولي پدرم ممانعتي با رفتن من به جبهه‌هاي غرب و شمال غرب كشور نكرد. ساليان طولاني را در شهر سقز كردستان در حال دفاع از مرزهاي كشور و مبارزه با گروهك‌هاي تروريستي و خدمت به مردم سرزمينم گذراندم.
فرزندانتان پاي خاطرات دوران دفاع مقدس شما مي‌نشستند؟
من سه فرزند دارم؛ دو دختر به نام‌هاي فاطمه خانم ۲۲ساله و زهرا خانم ۱۹ ساله و آقا محمدمهدي ۱۱ساله كه هميشه مشتاق شنيدن خاطرات من در روزهاي دفاع مقدس هستند. وقتي در شهر سقز سكونت داشتيم چون ميدان جنگ بيشتر در جلوي چشمانم بود خاطراتم را در كنار صخره‌ها و كوه‌ها از درگيري بين دشمنان و گروهك‌هاي تروريستي بيشتر يادآوري مي‌كردم. اينكه كدام دوستم در كجا شهيد شد و كدام يك پيكرپاكش همانجا ماند و نتوانستيم برگردانيم و فلان دوستم كه با خمپاره سرش را زدند و سر نداشت و تنش چند صد متري دويد... بعضي خاطرات دوران دفاع مقدس قلبم را به آتش مي‌كشد.
حاضريد اين روزها براي دفاع از حرم راهي ميدان مبارزه شويد؟
بله ؛ هيهات مناالذله، هر لحظه اين جمله رهبر انقلاب در گوشم طنين‌انداز مي‌شود كه اگر مدافعان حرم نجنگند بايد در همدان و كرمانشاه جلوي دشمنان را گرفت. مثل همان روزهاي جنگ همان احساس در من زنده است. با جان و دل حاضر به دفاع از حريم حرم‌آل‌الله هستم. براي اينكه مديون آل‌الله نباشم.  براي اينكه مبادا در روز قيامت نگاه اين بنده ناچيز به اهل بيت بيفتد و جز شرمساري چيزي نداشته باشم. شما يك لحظه فكر كنيد اهل بيت از انسان بپرسند چرا، چرا نرفتي! واويلا به آن روز. چه بگويم. خداوندا ما را شرمنده اهل بيت نكن. اما اين روزها در سنگري ديگر براي اهل بيت خدمت مي‌كنم.
منظورتان فعاليت در باز‌سازي عتبات عاليات است  اگر مي‌شود در اين مورد بيشتر توضيح دهيد؟
بله؛ خداوند به من عنايتي كرده و حدود چهار سالي است بدون دريافت يك ريال مزد مادي و ان شاءالله با هزاران مزد معنوي، به منظور بازسازي حرم امامان معصوم در عتبات عاليات عراق حضور دارم. هر كاري كه از دستم برمي‌آيد انجام مي‌دهم. تخصص من در حيطه مخابرات است. از زدن دكل مخابراتي در مسير پياده‌روي اربعين گرفته تا هر نوع كار ديگري كه براي آبادي هر چه بيشتر حرم امامان معصوم لازم باشد مثل گچ‌كاري، انبارداري و غيره... در محيط معنوي بارگاه امامان معصوم قرارگرفتن براي خودش عالمي دارد. واي از روزهايي كه مجبور مي‌شوم از آن مكان‌هاي شريف برگردم به كشورم.
وقتي خبر بمب گذاري تكفيري‌ها در حرم سيد محمد (ع) به گوشتان رسيد، چه احساسي داشتيد؟
خدا تمام دشمنان اسلام را لعنت كند. نمي‌دانم مي‌توانيد حس ما را درك كنيد وقتي كه داريم يك پيچ يا يك مهره از يك قسمت حرم را نصب مي‌كنيم، تمام دنيا را با آن لحظه عوض نمي‌كنم. همه دوستان خادم با عشق با جان و دل اين كار را انجام مي‌دهند. خبر بمب‌گذاري در اين اماكن شريف قلب هر مسلماني را به درد مي‌آورد اما ما حس ديگري داريم.  چند روز پيش وقتي خبر بمب‌گذاري در حرم سيد محمد (ع) عموي امام زمان (عج) در شهر بلد را شنيدم قلبم به درد آمد. ياد لحظاتي افتادم كه در آنجا مشغول خدمت‌رساني بودم و حالا هر آسيبي هر چند جزئي فاجعه‌اي است براي ما. اميد كه هرگز حرمي ويران نشود.
حرف آخر...
به كوري چشم دشمنان اسلام اگر صد بار هم اين خرابي‌ها را به وجود آورند مي‌سازيم و آباد مي‌كنيم. آن هم فقط براي شادي دل پسر فاطمه (س). فقط به اميد اينكه روزي كه مي‌آيد ما را هم جزو سربازان لشكرش انتخاب نمايد. تا ابد تا روزي كه جان بر بدن داريم تا ظهور دولت يار اگر هزار بار هم جان دهيم و زنده شويم باز هم براي براي آباداني و تجلي هر چه بيشتر اين اماكن مقدس تلاش  و از آنها پاسداري مي‌كنيم.


غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۳
0
1
درود بر شما و تمام خادمین اسلام و ایران.
ما مدیون زحمات ایثارگران جنگ تحمیلی و مدافعین حرم اهل البیت علیهم السلام هستیم .
خداوند به ایشان و همرزمانشان سلامتی و توفیق خدمت عنایت فرماید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار