کد خبر: 796731
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۶
2  ورزشكار پس از اعتیاد سارق شدند فوتباليست و دوست ورزشكارش كه مربي بدنسازي بود بعد از اعتياد شروع به سرقت كردند تا اينكه پايشان به اداره پليس باز شد. ‌
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل پسر جواني سراسيمه به اداره پليس رفت و از يكي از دوستانش به اتهام مزاحمت و تخريب خودرواش شكايت كرد.
شاكي گفت: يكي از دوستانم كه جابر نام دارد، مدتي است براي من و خانواده‌ام مزاحمت ايجاد مي‌كند. ما چندين سال است با هم بچه يك محل و دوست هستيم. مدتي قبل من معتاد به مواد مخدر ترياك شدم و جابر هم مدتي است معتاد شيشه است‌ و هميشه توهم دارد. جابر اصرار دارد مرا به كمپ ترك اعتياد ببرد و آنجا بستري كند، اما من قبول نكردم. او چند بار در خيابان جلوي مرا سد كرد و حتي مرا كتك هم زد و خواست به زور مرا به كمپ ترك اعتياد ببرد. او به خاطر مصرف شيشه توهم دارد و مزاحمت‌هايش براي ما ادامه دارد تا جايي كه به ادعاي سركشي از من نيمه‌هاي شب به در خانه ما مي‌آيد و زنگ خانه‌مان را مي‌زند و براي خانواده‌ام مزاحمت ايجاد مي‌كند. چند روز قبل خانواده‌ام به او هشدار دادند كه بيش از اين مزاحم ما نشود كه او امروز شيشه خودروام را داخل خيابان شكست و از محل گريخت.
  
اعتراف به سرقت‌هاي سريالي با همدستي شاكي
با طرح اين شكايت، مأموران كلانتري به دستور قاضي پرونده، جابر را بازداشت كردند و مورد بازجويي قرار دادند. پسر جوان وقتي فهميد به اتهام مزاحمت براي دوستش بازداشت شده است، خيلي شگفت‌زده شد و راز سرقت‌هاي سريالي با شاكي را بر ملا كرد. وي اتهام مزاحمت براي دوستش شايان و خانواده‌اش را انكار كرد و مدعي شد او و شاكي هر دو سارق هستند و شايان به خاطر اينكه سهم سرقت‌هايش را نداده‌ام از من به اتهام مزاحمت شكايت كرده است.   جابر گفت: من و شايان هر دو ورزشكار بوديم تا اينكه معتاد شديم.
پس از اين هر دو به خاطر پول مواد به سرقت مي‌رفتيم تا اينكه در يكي از سرقت‌ها هنگام تقسيم اموال مسروقه با هم اختلاف پيدا كرديم و از هم جدا شديم. او مدعي بود سهمش را نداده‌ام و به همين دليل از من به اتهام مزاحمت شكايت كرد.  پس از اعتراف متهم به سرقت‌هاي سريالي با همدستي شاكي، مأموران پليس شايان را بازداشت كردند. صبح ديروز دو متهم براي بازجويي مقابل قاضي نصرتي، بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 34 قرار گرفتند. متهمان هر دو به جرم خود اقرار كردند.

گفت‌وگو با جابر

قبلاً در چه رشته‌اي ورزش مي‌كردي؟

چندين سال بدنسازي و پرورش اندام كار كردم و باشگاه داشتم و مربي بدنسازي بودم.

چه شد كه سارق شدي؟

اعتياد به مواد مخدر زندگي‌ام را تباه كرد. من ورزشكار بودم و براي خودم در بين بستگان و دوستانم احترام داشتم، اما وقتي معتاد به شيشه شدم همه چيز را از دست دادم. مربي بدنسازي بودم كه معتاد به شيشه شدم. از طرف ديگر مادرم نيز بيمار است و براي درمانش نياز به پول داشتم به همين دليل با شايان كه او هم معتاد است، نقشه سرقت از خانه‌ها را طراحي كرديم.

سابقه داري؟

سال 92 با چند نفر درگير شدم كه پس از شكايت به اتهام درگيري راهي زندان شدم، اما سابقه ديگري ندارم.

چند فقره با شايان سرقت كردي؟

9 فقره.

درباره سرقت‌ها توضيح بده؟

ما دو نفري با هم جلوي خانه‌ها مي‌رفتيم. زنگ خانه‌هايي كه چراغ آنها خاموش بود، مي‌زديم.

وقتي كسي جواب نمي‌داد از طريق بالكن وارد خانه مي‌شديم و اموال قيمتي و كوچك مثل طلا و جواهر، پول نقد، قاليچه، تابلو فرش و غيره را سرقت مي‌كرديم. ما بيشتر اموال سرقتي را در حوالي ميدان شوش مي‌فروختيم و پول آن را تقسيم مي‌كرديم.

فكر مي‌كردي شايان از شما به اتهام مزاحمت شكايت كند؟

نه. چون او همدست من بود و در سرقت‌ها پاي او گير است، اما وقتي در يكي از سرقت‌ها سهمش را ندادم، او از من به اتهام مزاحمت شكايت كرد.

چرا سهمش را ندادي؟

او در همه سرقت‌ها با من نبود و هميشه انتظار داشت پول زيادي به او بدهم. شايد هم من طمع كردم.

الان چه حسي داري؟

پشيمان هستم. اميدوارم پس از بازگشت از زندان ديگر به سراغ مواد نروم.

گفت‌وگو با شايان

شما در چه رشته‌اي ورزش مي‌كردي؟

من فوتباليست بودم و در اين رشته به صورت حرفه‌اي فعاليت داشتم.

عضو باشگاهي هم بودي؟

بله. در تيم نونهالان و نوجوان بودم و حتي عضو يكي از تيم‌هاي دست اولي هم در نوجواني بودم.

من در طول بازي‌هاي حرفه‌ام حتي توپ طلا هم گرفتم.

چه شد كه ورزش را رها كردي و سارق شدي؟

چند سال قبل تصادف شديدي كردم و پاهايم به شدت آسيب ديد. پس از عمل جراحي يكي از پاهايم سه ميل كوتاه‌تر شد. پس از اين به شدت افسرده شدم تا اينكه كم‌كم به اعتياد رو آوردم و معتاد به ترياك شدم . من ورزشكار حرفه‌اي بودم و مدرك قهرماني دارم اما اعتياد همه چيز را از من گرفت و آخر مرا سارق كرد.

فكر مي‌كردي پس از شكايت شما، دوستت اعتراف به سرقت‌هاي سريالي كند؟

نه. فكر نمي‌كردم. من در سرقت‌ها داخل كوچه‌ها كشيك مي‌دادم و او خودش تنهايي به سرقت مي‌رفت. وقتي احساس كردم سهم مرا كامل نداده است به اتهام مزاحمت شكايت و فكر كردم براي گرفتن رضايت سهم مرا بدهد، اما او راز سرقت‌ها را بر ملا كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار