کد خبر: 1383171
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
سیدعبدالله متولیان
1 جهان امروز بیش از آنکه در آستانه یک بحران باشد، در میانه یک گذار تاریخی است، گذاری که مقصدش هنوز روشن نیست، اما نشانه‌های فرسایش معماری گذشته آشکار شده است.

جهان امروز بیش از آنکه در آستانه یک بحران باشد، در میانه یک گذار تاریخی است، گذاری که مقصدش هنوز روشن نیست، اما نشانه‌های فرسایش معماری گذشته آشکار شده است. از میانه دهه ۲۰۱۰ رقابت قدرت‌ها از مرز‌های سنتی عبور کرده و اقتصاد، فناوری، انرژی، زنجیره‌های تأمین، تحریم، سایبر و افکار عمومی به میدان‌های جدید منازعه تبدیل شده‌اند. 
این همان وضعیتی است که در ادبیات راهبردی با مفاهیمی، چون «منطقه خاکستری Gray zone»، «بی‌ثباتی جهانی» و «رقابت زیر آستانه جنگ» شناخته می‌شود، نه صلحی که ثبات بیاورد و نه جنگی که تکلیف را روشن کند. جهان میان دو نظم ایستاده است، نظم قدیم، هنوز نرفته و نظم جدید، هنوز متولد نشده است. 
گزارش ریسک‌های جهانی ۲۰۲۶ مجمع جهانی اقتصاد نیز تصویری معنادار ارائه می‌کند؛ تقابل ژئواکونومیک در صدر نگرانی‌های جهانی قرار گرفته و پس از آن منازعات دولتی، قطبی‌شدن اجتماعی و جنگ اطلاعاتی قرار دارند. ۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان، افق ۱۰ ساله را جهانی چندقطبی یا متکثر می‌بینند و تنها ۶ درصد انتظار بازگشت نظم تک‌قطبی پیشین را دارند. اما مسئله فقط جابه‌جایی قدرت نیست، مسئله جابه‌جایی قواعد بازی است. نظم مسلط چند دهه گذشته بر نهادها، قواعد اقتصادی و ترتیبات امنیتی بنا شده بود، اکنون همان سازوکار‌ها زیر فشار رقابت قدرت‌ها، سیاست صنعتی، ملی‌گرایی اقتصادی و کاهش اعتماد قرار گرفته‌اند. 
در این میان، ایران اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. آقای شهید ایران حضرت امام خامنه‌ای سال‌ها پیش از «پیچ تاریخی» و تغییر نظم جهانی سخن گفته و افول تدریجی جایگاه انحصاری امریکا، انتقال کانون‌های قدرت از غرب به آسیا و گسترش مقاومت را از نشانه‌های نظم آینده معرفی کرده بودند. پرسش اساسی در این نگاه جایگاه ایران در نظم در حال شکل‌گیری بود. 
این پرسش امروز با گزاره‌ای تازه دوباره مطرح شده است. در پیام اخیر امام سیدمجتبی خامنه‌ای، ایران «قدرت اول جهان» توصیف شده و درباره محدود شدن حضور نیرو‌های دشمن تا دریای عرب و خالی شدن این دریا از آنان در آینده سخن گفته شده است. اهمیت این گزاره در نسبتش با همان پرسش تاریخی است. اگر نظم جهان در حال تغییر است، ایران صرفاً خود را با آن تطبیق خواهد داد یا در شکل‌گیری آن نقش خواهد داشت؟
از این منظر، جنگ امریکا علیه ایران را نمی‌توان صرفاً یک منازعه دوجانبه یا منطقه‌ای دید. این جنگ، در این چارچوب تحلیلی، در نقطه تلاقی دو روند قرار می‌گیرد. تلاش نظم موجود برای حفظ موقعیت خود و ظهور نیرو‌هایی است که می‌کوشند در معماری آینده سهم بیشتری داشته باشند. بنابراین، اهمیت آن فقط به میدان نظامی محدود نمی‌شود، جغرافیای قدرت، اقتصاد، فناوری، امنیت و روایت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ویژگی خطرناک این دوره، هم‌زمانی بحران‌هاست. اقتصاد با سیاست و انرژی با امنیت گره خورده است، فناوری به قدرت نظامی تبدیل می‌شود و هوش مصنوعی مرز میان اطلاعات و عملیات را تغییر می‌دهد. هر بحران منطقه‌ای نیز می‌تواند از طریق بازار و زنجیره‌های تأمین به نقاط دوردست منتقل شود. به همین دلیل، جهان امروز را نمی‌توان با منطق قرن بیستم فهمید. قدرت در حال شبکه‌ای شدن است و جنگ نیز همراه آن شبکه‌ای شده است. «منطقه خاکستری» فقط فضای میان جنگ و صلح نیست، فضای شکل‌گیری قواعد جدید است. هر قدرتی که آسیب‌پذیری‌های خود را کاهش دهد، ظرفیت‌های تازه بسازد و بر قواعد آینده اثر بگذارد، سهم بیشتری در معماری نظم بعدی خواهد داشت. از این منظر، آشوب امروز فقط نشانه فروپاشی نیست، می‌تواند نشانه بازآرایی باشد. نظم‌ها زمانی تغییر می‌کنند که قواعد قدیم دیگر پاسخگوی واقعیت‌های جدید نباشند و بازیگران تازه، توان اثرگذاری بر قواعد بعدی را پیدا کنند. نظم آینده می‌تواند شکل تازه‌ای از رقابت قدرت‌های بزرگ باشد یا جهانی چندقطبی و شبکه‌ای که در آن قدرت‌های منطقه‌ای، تمدن‌ها و شبکه‌های اقتصادی سهم بیشتری در تعیین قواعد دارند. 
در چنین شرایطی، مسئله ایران از یک مفهوم تحلیلی به یک مسئولیت تاریخی تبدیل می‌شود: ایران، با الهام از پیش‌بینی امام شهید و تکیه بر گسترش مقاومت، باید در شکل‌دهی به نظم جدید جهانی نقش اصلی و بنیادین را ایفا کند. آینده جهان هنوز مشخص نیست، این همان فرصت تاریخی ایران برای ایفای نقش برای ایجاد تمدن بزرگ جهانی است.

برچسب ها: بحران ، رقابت ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار