جوان آنلاین: احمد زیدآبادی زاکانی را سیاه و همان کار زاکانی را در دولت پزشکیان سفید و نورانی و نجاتبخش میبیند! این یعنی گرهی در فکر و قلب و عقیده. هر چه هست چیز مثبتی نیست و نیاز به درمان دارد. زیدآبادی در ادامهی نوشتههای منور خود استدلالی بسیار عمیق کرده و نوشته است: «نمایش پر سر و صدایی که شهردار تهران این روزها برای تثبیت قیمت کالاهای اساسی به راه انداخته و حمایت تبلیغاتی گستردهای که قبیلهی کیهان از او به راه انداخته، نشان میدهد که نیمکاسهای زیر کاسه این ماجراست و برنامهای سیاسی را دنبال میکنند!»
زیدآبادی البته یا از سر نخواندن یا از سر نفهمیدن، نوشتههایی پر از مغالطه دارد. مثلاً همینجا توسل او به شخص زاکانی و به کیهان، بدترین نوع مغالطهی توسل به شخص و توسل به مرجعیت است. ولی عجیب آنکه رئیسجمهور، دکتر پزشکیان، آن نیمکاسهای را که زیدآبادی با دقت و فراست کشف کرده، کشف نکرده است، زیرا پریروز به وزیرانش دستور داد که طرح «تورم صفر» شهرداری تهران سراسری شود. اکنون که دولت، خودش را دولت کارشناسان مینامد حیف است که از کارشناس برجستهای مانند آقای زیدآبادی که به این سرعت و دقت کشف کرده است طرح تثبیت قیمت کالاهای اساسی، بهخاطر حمایت کیهان، یک بازی سیاسی است، استفاده نکند. این کارشناسان و نظراتشان هدر میرود و دولت هم در بازی سیاسی میافتد.
ماجرا از این قرار است که احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در یادداشتی درباره طرح شهرداری تهران برای تثبیت قیمت کالاهای اساسی، این اقدام را زیر سؤال برده و از آن با تعابیری مانند «نمایش پر سر و صدا» و «بازارگرمی سیاسی» یاد کرده است. او حتی مدعی شده است که حمایت رسانهای از علیرضا زاکانی میتواند نشانه دنبال شدن یک برنامه سیاسی باشد و پرسیده که اساساً تثبیت قیمت کالاهای اساسی چه ارتباطی با شهرداری دارد و منابع مالی آن قرار است از کجا تأمین شود. مسئله، اما از جایی آغاز میشود که یک اقدام معیشتی، پیش از آنکه درباره نتیجه و ساز و کارش بحث شود، به یک پروژه سیاسی تقلیل داده میشود. اینکه از ابتدا آن را «نمایش» و «بازارگرمی سیاسی» بدانیم، نیازمند چیزی فراتر از حدس و گمان است. ماجرا زمانی قابل تأملتر میشود که بدانیم این اقدام شهرداری در چارچوب کمک به معیشت مردم و با رویکرد همافزایی با دولت مطرح شده و مورد حمایت رئیسجمهور نیز قرار گرفته است. بنابراین، اگر ایرادی به طرح وارد است، چرا همان ایراد اقتصادی و اجرایی موضوع نقد قرار نمیگیرد؟ چرا باید بلافاصله پای سناریوهای سیاسی، آینده انتخاباتی و «نیمکاسه زیر کاسه» به میان کشیده شود؟
واقعاً باید پرسید چرا یک جریان سیاسی، که البته دولت را هم در اختیار دارد، هنوز از انتخابات و رقابتهای جناحی فاصله نگرفته است؟ چرا هر اقدامی که از سوی مدیری با گرایش سیاسی متفاوت انجام میشود، به جای آنکه ابتدا بر اساس اثرش بر زندگی مردم سنجیده شود، با عینک رقابت سیاسی قضاوت میشود؟ حضرات متوهم! سفره مردم را آلوده توهمات سیاسی نکنید. مردم امروز به دلیل برخی سوء مدیریتها با افزایش هزینههای زندگی و فشار معیشتی مواجهند و اگر نهادی میخواهد از ظرفیت خود برای کاهش این فشار استفاده کند، میتوان درباره روش و نتیجه کار او بحث کرد، اما تبدیل یک اقدام معیشتی به میدان تسویهحساب سیاسی، کمکی به مردم نمیکند. نکته عجیب اینجاست که در این نگاه مسموم سیاسی، ظاهراً هیچ نتیجهای نمیتواند روایت از پیش ساختهشده را تغییر دهد: اگر زاکانی کاری نکند، میتوان او را به کمکاری متهم کرد؛ اگر برای کمک به معیشت مردم وارد میدان شود، «نمایش» تلقی میشود؛ و اگر رئیسجمهور از این اقدام حمایت کند، باز هم میتوان پشت آن سناریوی سیاسی جستوجو کرد. این شیوه توهم آمیز مالیخولیایی، بیش از آنکه درباره خود طرح حرف بزند، درباره ذهنیتی حرف میزند که هنوز بسیاری از تحولات را از دریچه رقابت سیاسی میبیند. گویی کشور همچنان در فضای انتخابات متوقف مانده و هر اقدام اجرایی باید ابتدا از فیلتر جناحی عبور کند. امروز مردم بیش از آنکه بدانند یا بخواهند زاکانی در آینده چه جایگاه سیاسی خواهد داشت، میخواهند بدانند امروز چه کسی میتواند بخشی از فشار اقتصادی را از دوش آنها بردارد. این نقطهای است که باید محل قضاوت باشد نه سناریوهایی که هنوز بیشتر در ذهن تحلیلگران سیاسی ساخته و پرداخته شدهاند تا در واقعیت زندگی مردم.