اصطلاح «یچینگ» در واقع به قراردادن بازیگران زن، مدلها و اینفلوئنسرها در کنار مردان ثروتمند و قدرتمند اغلب روی قایقهای تفریحی لوکس در ازای پول یا فرصتهای شغلی گفته میشود. گاهی درپوشش «نتورکینگ» یا میهمانی لوکس از آن یاد میشود، اما خط باریکی بین همراهی، اسکورت و حتی روسپیگری لوکس را در مینوردد. این اصطلاح از سال ۲۰۱۳ و با تحقیقی درباره جشنواره کن که بهشت این قایقهاست، رواج پیدا کرد جوان آنلاین: آن همه ژست حمایت از حقوق زنان ازسوی رسانههای غربی و متهمکردن جوامع اسلامی به رعایتنکردن حقوق زن فقط با آگاهی از گوشهای از ماهیت و ابعاد موضوعی به نام یچینگ نیاز دارد که وارونه نمایی این رسانهها در سانسور آنچه بر زن در غرب به اصطلاح متمدن روا داشته میشود؛ آشکار میگردد. در گزارش پیشرو رسوایی قایقهای تفریحی در سواحل شهرهای بزرگ اروپایی هنگام رویدادهای به اصطلاح هنری را بررسی میکنیم.
برلین، کن و ونیز جشنوارههایی هستند که سالهاست محل رفتوآمد فیلمسازانی است که بعضاً از ایران چهرهای سیاه ترسیم میکنند. یک تجارت رسانهای در پوشش هنری که ساختارها و محافل خود را دارد. خیلی فیلمهایی که در این جشنوارهها از ایران به نمایش در میآید وضعیت زنان را بغرنج و تحت ستم از سوی مردان نشان میدهد و به طور کلی آنهمه رشد و پیشرفت زن پس از انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف علمی ورزشی و اجتماعی را سانسور میکند، اما حیرت انگیز است که درحاشیه همین رویدادهای به اصطلاح هنری اتفاقاتی درباره زنان رقم میخورد که شرمآور است. زنانی که دهه هاست به شکلی سیستماتیک برده وار به سواحل کن، وینز و برلین آورده میشوند و در قایقهای تفریحی از آنها سوءاستفادههای جنسی میشود. وقتی دوربینها حواسشان متمرکز بر فرشهای قرمز و لباسها و ژستهای عجیب و غریب سلبریتی هاست چندصدمتر آنطرفتر روی قایقهای تفریحی دختران و و زنانی از ملیتهای مختلف برده مردانی ثروتمند هستند که نظم سرمایهداری غربی آنرا عادیسازی کرده است. اینطرفتر و روی پرده و در نشستهای مطبوعاتی عکاسها و خبرنگارها روی یک فیلم و عوامل ایرانی آن تمرکز کردهاند که قرار است به زن اروپایی بیچاره القا کند درست است که از تو سوءاستفاده جنسی میشود، اما با همه این مصائب در مقایسه با زنان داخل این فیلمها خوشبختی!
اصطلاح «یچینگ» در واقع به قراردادن بازیگران زن، مدلها و اینفلوئنسرها در کنار مردان ثروتمند و قدرتمند اغلب روی قایقهای تفریحی لوکس در ازای پول یا فرصتهای شغلی گفته میشود. گاهی درپوشش «نتورکینگ» یا میهمانی لوکس از آن یاد میشود، اما خط باریکی بین همراهی، اسکورت و حتی روسپیگری لوکس را در مینوردد. این اصطلاح از سال ۲۰۱۳ و با تحقیقی درباره جشنواره کن که بهشت این قایقهاست، رواج پیدا کرد، اما رسانهها در غرب ترجیح میدهند اخبار آنرا بایکوت کنند و به آن ضریب ندهند در عوض همین رسانهها مأموریت دارند مرگ مشکوک یک دختر ایرانی به نام مهسا امینی را در قالب یک پروژه به صدر اخبار بیاورند و حواسها را از اتفاقات اصلی که بر سر زن غربی میآید پرت کنند.
شرایط عجیب در قراردادها
موضوع قایقها چیست؟ قراردادهای ثبت شده نشان میدهد؛ این حقایق برخلاف ظاهر جنبهای تا حدودی رسمی و حقوقی دارد. زنان با وعده پیشرفت شغلی جذب میشوند، اما در فضای بسته قایق، فشار برای انجام کارهای بیشتر زیاد میشود. برخی منابع این پدیده را با شبکه استثمار جفری اپستین مقایسه کردهاند. امیلی راتایکوسکی، سوپرمدل معروف، در خاطراتش نوشته که در ابتدای کارش ۲۵هزاردلار گرفته تا با یک سرمایهدار مالزیایی به سوپربول برود و ساعتی حقوق میگرفته است. سلنا گومز، دمی لواتو، حدید و حتی مگان مارکل از چهرههایی هستند که همیشه نامشان در حاشیه این اخبار بوده است. در دنیای کیپاپ هم اتهاماتی علیه جنی از بلکپینک مطرح شده است. این پدیده در واقع پشت پرده تاریک شهرت و ثروت در قالب سبک زندگی ساختارمند و شبکهای غرب است که در آن، از زنان به عنوان کالا استفاده میشود. برای درک عمیقتر این پدیده، باید به سه لایه پنهان آن نگاه کرد: نحوه ورود زنان به این بازی، فشارهای درون قایقها و سکوت اجباری که این سیستم را حفظ میکند.
طعمه فریبدهنده برای زنان
خیلی از زنها با وعده «شبکهسازی شغلی» یا قراردادهای مدلینگ جذب این فرایند برده گی میشوند. پیشنهادهای وسوسهانگیز تأثیر خود را دارد. بعضی دعوتنامهها حتی از طریق پلتفرمهای معتبر به هنرپیشهها ارسال میشود و قول «فیلمبرداری» یا «عکاسی» در سفرهای لوکس را میدهند. در برخی درخواستها از شرکتکنندگان خواسته میشود که «کاملاً سالم و از نظر روانی پایدار» باشند و حتی عکاسی برهنه اجباری در قراردادها قید میشود. این یعنی از ابتدا، موضوع فراتر از یک میهمانی ساده تعریف میشود.
خشونت و بهرهکشی
این قایقها در فضای بسته و دور از چشم جامعه به صحنههایی از آزار و بهرهکشی تبدیل میشوند.
بر خلاف ظاهر عادی و نمایشی در این قایقها زنان با فشار و اجبار و با الکل و مواد مخدر به آرامش کشیده میشوند و اگر مقاومت کنند با خشونت یا اخراج مواجه میشوند. در یک مورد، یکی از کارمندان سابق قایق تعریف کرده که برای نجات دختران میهمان، مجبور بوده مخفیانه برایشان تاکسی اینترنتی بگیرد تا مورد تجاوز قرار نگیرند.
خط باریک با روسپیگری
در تحقیقی از جشنواره کن، یک مدیر آژانس مدلینگ اعتراف کرده که مدلها میدانستند برای میهمانان ثروتمند باید «کارهای خاص» انجام دهند و بر اساس درجه شهرت و نوع خدمات پول نقد میگرفتند. این پدیده گاهی با عنوان روسپیگری لوکس هم شناخته میشود.
بایکوت هدفمند و رسمی
بزرگترین مانع برای قربانیان، سیستم قدرتمندی است که سکوت را تحمیل میکند. به قربانیان فشار آورده میشود که برای حفظ شغل یا شهرتشان سکوت کنند و از آنها امضاهای محرمانه میگیرند. قربانیانی که شکایت میکنند، «مشکلساز» خطاب شده و اخراج میشوند، در حالی که متخلفان به کارشان ادامه میدهند. در یک مورد، یک کاپیتان متهم به ۱۸مورد تجاوز بوده، اما سالها به کارش ادامه داده، چون مدیران نمیخواستند درگیر «کاغذبازی» بشوند. متخلفان به سادگی بین قایقهای مختلف جابجا میشوند و شرکتها با عزل قربانی، مشکل را حلشده میدانند.
«شکارگاه» هاروی واینستاین
یک مدرک مستند و معتبر، اعتراف امیلی راتایکوسکی، سوپرمدل معروف، در کتاب خاطراتش است. او نوشته در ابتدای کارش ۲۵هزاردلار گرفته تا با یک سرمایهدار به سوپربول برود و در ازای «ساعتهای حضورش» حقوق دریافت کرده است.
جشنواره کن هیچگاه واکنش رسمی و مستقلی به اتهامات مربوط به پدیده «یچینگ» ارائه نداده است. با این حال، جشنواره در قبال موضوعات مشابه مرتبط با سوءاستفاده جنسی و تبعیض واکنشهایی نشان داده که میتواند برای درک فضای کلی آن مفید باشد. پس از مطرح شدن اتهامات علیه هاروی واینستاین در جشنواره کن، این رویداد به عنوان «شکارگاه» او توصیف شد که نشان از وجود فضایی برای سوءاستفاده دارد. در واکنش به اتهامات مشابه علیه یک کارگردان برنده نخل طلا، جشنواره اعلام کرد که از تحقیقات پلیس در این زمینه استقبال میکند. تیری فرمائو، رئیس جشنواره در پاسخ به نقدهای مربوط به کمبود کارگردانان زن، اعلام کرد که کن طرفدار برابری است و از فیلمسازان زن حمایت میکند، اما این موضوع را به کمبود تعداد زنان در صنعت سینما نسبت داد. به نظر میرسد که جشنواره کن در برخورد با اتهامات کلی، رویکردی محتاطانه داشته و معمولاً ترجیح میدهد از اظهارنظر مستقیم درباره پروندههای قضایی خاص خودداری کند.
بخشی از یک سیستم گستردهتر در صنعت سرگرمی
درباره قایقسواری در سواحل جشنواره کن و واکنش سایر نهادها، میتوان گفت این پدیده بخشی از یک سیستم گستردهتر در صنعت سرگرمی است که در چند لایه قابل بررسی است. آنچه در کن رخ میدهد، فراتر از یک معضل اخلاقی ساده است و ساختاری سازمانیافته دارد. زنان جوان اغلب از طریق آژانسهای مدلینگ، اینفلوئنسرها یا حتی همکارانشان با وعده «شبکهسازی» و «عکاسی» جذب میشوند. آنها به نیس پرواز داده میشوند و مستقیماً به هتل یا قایقهای تفریحی منتقل میشوند. طبق گزارشها از زنان خواسته میشود تلفنهایشان را تحویل دهند، اسناد محرمانه امضا کنند یا به «قوانین سکوت» شفاهی تن دهند. گاهی گذرنامههایشان گرفته میشود تا نتوانند خارج شوند. این پدیده در فضایی مبهم بین «همراهی لوکس» و «روسپیگری» قرار دارد. یک کارشناس صنعت در مصاحبهای میگوید: «همه میدانند دخترها برای چه آنجا هستند. اسمش را اسکورت نمیگذارند، اما همراهی با پاداش است. تفاوت فقط در نحوه بیان آن است. الن نهاس، مدیر آژانس مدلینگ سابق که در سال ۲۰۰۷ به اتهام اداره یک شبکه روسپیگری دستگیر شد، گفت: «هر قایق حدود ۱۰دختر دارد؛ معمولاً مدل هستند و معمولاً برهنه یا نیمهبرهنه.»
واکنش رسمی کن به این موضوع خاص، محتاطانه و اغلب غیرمستقیم بوده است. ایجاد یک خط تلفن موسوم به ضد آزار یکی از اقدامات است. پس از رسوایی واینستاین، جشنواره در سال ۲۰۱۸ یک خط تلفن رایگان برای گزارش آزار و اذیت راهاندازی کرد. تیری فرمائو، مدیر جشنواره، در یک کنفرانس مطبوعاتی از پاسخ مستقیم به سؤالات درباره مسائل جاری طفره رفت و گفت: «قبلاً درباره سینما صحبت میکردیم... آنچه در ۲۰ سال گذشته بیشتر تغییر کرده، سؤالات شماست.»
در اقدامی بیسابقه در سال ۲۰۲۵، جشنواره از حضور یک بازیگر فرانسوی (تئو ناوارو- موسی) در فرش قرمز به دلیل اتهامات تجاوز جنسی که تحقیقاتش همچنان باز بود، جلوگیری کرد این نشاندهنده تغییر رویکرد کن از بیتوجهی به اتهامات و بایکوت به سمت احتیاط است. کن همواره تأکید کرده که قایقها بخشی از رویداد رسمی نیستند و تحتنظارت آن قرار ندارند، اما مگر میشود باور کرد، این حاشیهها کاملاً به این رویداد بیربط باشد خصوص اینکه همزمانی این دو رویداد را نمیتوان نادیده گرفت.
سایر جشنوارههای بزرگ اروپایی نیز با چالش مشابهی روبهرو بودهاند و واکنشها متفاوت بوده است. تحلیلها نشان میدهد جشنوارههای اروپایی (کن، ونیز، برلین) در مقایسه با همتایان امریکایی خود (ساندنس، تورنتو) در برخورد با اتهامات سوءرفتار محتاطانهتر و محافظهکارانهتر عمل کردهاند. در داخل صنعت نیز صداهای منتقدی وجود دارد. کیت بلانشت، بازیگر و رئیس هیئت داوران پیشین کن، در سال ۲۰۲۶ گفت که جنبش میتو خیلی سریع کشته شد» و افزود: «آنچه این جنبش فاش کرد، لایهای سیستمی از سوءاستفاده بود، نه فقط در این صنعت، بلکه در همه صنایع. اما همچنان انتقادات زیادی به عدم شفافیت و بیمسئولیتی کامل در این ارتباط وجود دارد. برخلاف تصور رایج که این پدیده را صرفاً یک شایعه میداند، اسناد قضایی و اظهارات رسمی نشان میدهد، این موضوع به سطح پروندههای جنایی و بحرانهای دیپلماتیک نیز کشیده شده است.
اتهامات علیه ژان کلود ون دام
مهمترین افشاگری جدید، اتهامات علیه ژان کلود ون دام است که نشان میدهد این پدیده ممکن است از مرحله «همراهی لوکس» فراتر رفته باشد. بر اساس شکایت ثبتشده در رومانی، پنج زن رومانیایی که در وضعیت آسیبپذیری قرار داشتند، به عنوان «هدیه» در جریان جشنواره کن به ون دام ارائه شدهاند. وکلای شاکیان ادعا میکنند که او از وضعیت استثمارشدگی این زنان آگاه بوده است. این شکایت بخشی از یک تحقیق گستردهتر علیه یک شبکه قاچاق انسان به رهبری یک تاجر رومانیایی است که از طریق آژانس مدلینگ، زنان را به رویدادهای بزرگ اروپایی منتقل میکرده است. واکنش جشنوارهها و نهادهای سینمایی، تصویر پیچیدهای از سکوت، انکار و حتی محافظت از متهمان را نشان میدهد. در این ارتباط یک شکایت به اداره مبارزه با جرائم سازمانیافته و تروریسم رومانی ارائه شده است. از آنجا که ادعا میشود وقایع در کن رخ داده، مقامات رومانی برای ادامه تحقیقات نیاز به تأیید دیوان عالی فرانسه دارند. ون دام از طریق وکیلش این اتهامات را قویاً رد کرده و آنها را «مضحک و بیاساس» خوانده است.
جنبش زنانه میتو در کشورهای غربی که در یک دهه اخیر اوج گرفت به ایجاد حساسیت بیشتر در ارتباط با سیستم بردگی در قایقهای تفریحی منجر شده است در عین حال درحالی که نهادها به دنبال حفظ ظاهر هستند، صدای برخی چهرههای شاخص از درون سیستم، از ناکامی حکایت دارد. گزارشها حاکی از آن است که فهرستی از ۱۰بازیگر و کارگردان مرد متهم به آزار جنسی قرار بوده در جریان جشنواره کن منتشر شود که جشنواره برای مدیریت آن تیم بحران تشکیل داده است. یک ضربالمثل ایرانی است که میگوید چاه نکن بهر کسی اول خودت بعداً کسی و کنایهای به این مسئله است که خدا جای حق نشسته و اگر با نیتهای بد علیه دیگران دست به اقدامی بزنید و چاهی مقابل پای کسی بکنید عدالت خدا باعث میشود آن چاه علیه خودتان کار کند و اول خودتان درون آن بیافتید. وضعیتی که جشنوارههای فیلم غربی دقیقاً در سالهای اخیر با آن دست به گریبانند و رسوایی علیه زنان باعث شده ادعای حمایت از حقوق زنان که از سوی فیلمهای سیاه نما علیه کشورهای مسلمان ساخته میشود غیرقابل باور باشد. شواهد نشان میدهد، «قایقسواری» در کن، فراتر از یک معضل اخلاقی است و به شبکههای سازمانیافته قاچاق انسان متصل میشود. در مقابل، واکنش نهادهای رسمی مانند کن و برلین اغلب در قالب انکار، دفاع از بیطرفی یا پذیرش چهرههای متهم بوده است. این تناقض بین شعارهای حمایت از زنان و عملکرد واقعی، همان چیزی است که منتقدانی مانند کیت بلانشت آن را «مرگ سریع» جنبش اصلاحی میدانند.
جشنوارههای فیلم در غرب در عین حال که ژست حمایت از حقوق زنان میگیرند از متهمان به سوءاستفادههای جنسی حمایت میکنند. هر چند ممکن است برخی از این متهمان نیز قربانی پرونده سازیهای صهیونیستی باشند با اینحال این تناقضها غیرقابل انکار است. در کن، خود جشنواره سعی میکند فاصلهاش را با این پدیده حفظ کند و آن را خارج از رویداد رسمی بداند، درحالی که پروندههای قضایی مستقیماً به رویدادهایش گره خوردهاند.
بایکوت خبری از کجا ناشی میشود؟
درباره اینکه چرا رسانههای غربی این موضوع را «بایکوت» میکنند یا به شکلی محدود پوشش میدهند، باید گفت این سکوت نتیجه یکسری سازوکار مکانیزمهای ساختاری است، این دلایل در چند لایه قابل بررسی هستند. یکی از مهمترین عوامل بازدارنده، قوانین سختگیرانه توهین و افترا (Libel) است که در کشورهایی مثل بریتانیا بسیار پرهزینه و خطرناک هستند. افراد ثروتمند و قدرتمند میتوانند ارتشهایی از وکلای مجرب استخدام کنند تا روزنامهها را تحت فشار بگذارند. این ترس از پیامدهای حقوقی باعث خودسانسوری در اتاقهای خبری میشود. چالش منبع مالی نیز مؤثر است. در حالی که برخی رسانههای غیرانتفاعی مثل Miami Herald در پرونده اپستین توانستند تحقیقات طولانیمدت انجام دهند، بسیاری از رسانههای تجاری به دلیل هزینههای سنگین دادگاه، از ورود به این پروندههای پرخطر اجتناب میکنند.
لایه اقتصادی و مالکیت که شامل منافع مشترک نخبگان میشود نیز مؤثر است. رسانههای اصلی اغلب در تملک شرکتها و افرادی هستند که خودشان بخشی از همان شبکه نخبگان به حساب میآیند. در این بین تعارض منافع را نیز نباید نادیده گرفت. وقتی مالکان رسانهها خودشان با قایقهای تفریحی و سرمایهداران در ارتباط هستند، سردبیران به طور ناخودآگاه میدانند که برخی خطوط قرمز را نباید رد کنند. برای مثال، گزارش شده که مدیرعامل گاردین با خریدار احتمالی آبزرور در یک قایق تفریحی ۱۵میلیون پوندی تعطیلات گذرانده بود.
نفع تجاری دلیل دیگری است که موجب بایکوت موضوع میشود. تمرکز بر داستانهای فردی و رسواییهای شخصی به جای بررسی ریشههای سیستمی برای رسانهها جذابتر و کمهزینهتر است زیرا مخاطب را درگیر میکند بدون اینکه به ساختار قدرت آسیب بزند.
در لایه سیستمی ما شاهد سکوت تحمیلی از درون خواهیم بود. علاوه بر فشارهای بیرونی، مکانیزمهای قدرتمندی در خود صنعت سرگرمی و قایقها وجود دارد که مانع از افشاگری میشود. قراردادهای محرمانه (NDA) نیز برای قربانیان اجباری است و آنها را تهدید به پیگرد قانونی در صورت صحبت کردن میکند.
دروازهبانی اعتبارعامل دیگر رسانهای نشدن موضوع است. در محیط بسته قایقها، فرهنگ سکوت حاکم است. افشاگران نه تنها با خطر از دست دادن شغل، بلکه با بدنام شدن و «لیست سیاه» شدن مواجه میشوند. در لایه رسانهای موضوع چارچوببندی و رسواییزدایی مطرح میشود. حتی وقتی رسانهها به موضوعاتی مثل پرونده اپستین میپردازند، شیوه پوشش آنها به گونهای است که سیستم را تبرئه میکند. دلیل دیگر فردیسازی بحران است. رسانهها یک بحران سیستمی را به یک «رسوایی فردی» تقلیل میدهند. به جای پرسش درباره اینکه چگونه شبکههای نخبگان شکل میگیرند و قوانین از آنها محافظت میکند، تمرکز روی «چه کسی در لیست بود؟» و «چه کسی استعفا داد؟» میرود. چرخه اخبار هم اهمیت دارد. پوشش خبری اغلب به صورت «موجهای خبری» است؛ یک افشاگری، هیاهو و سپس فراموشی تا افشاگری بعدی. این چرخه مانع از درک عمیق و پیگیری ریشههای مشکل میشود.
بنابراین، «بایکوت» رسانههای غربی بیش از آنکه یک دستور مستقیم باشد، نتیجه همافزایی چند عامل است: ترس از دادگاههای پرهزینه، منافع مشترک اقتصادی با نخبگان، سیستم سکوت تحمیلی از طریق NDA و «دروازهبانی»، و در نهایت، چارچوببندی خبری که سیستمی بودن این پدیده را پنهان میکند.