نادر صادقیان، جامعهشناس در گفتوگو با «جوان»: نام شهدا و نام قدیمی خیابانها باید مکمل یکدیگر باشند نه اینکه یکی به قیمت حذف دیگری برجسته شود جوان آنلاین: شاید تابلوی یک خیابان را بشود در یک روز، ناگهان عوض کرد، اما نام آن خیابان را که سالها بر سر زبان مردم چرخیده و در ذهن آنها جا افتاده است بدون شک نمیشود. برخی اسامی خیابانها آنقدر در زندگی روزمره مردم تکرار شده که دیگر فقط یک اسم روی نقشه نیست بلکه بخشی از حافظه یک شهرند. دقیقاً همینجاست که تغییر یک نام قدیمی خیابان یا محله، از جابهجایی چند حرف روی یک تابلو بسیار فراتر میرود.
به تازگی در مشهد، دو نام آشنا، یعنی «دانشگاه» و «کوهسنگی»، با تصمیم مدیران و مسئولان مربوطه، جای خود را به نام رهبر شهید انقلاب دادهاند، این تصمیم، با واکنشهای زیادی همراه شده و همزمان، اظهارنظر تازه مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب نیز، بار دیگر بحث درباره شیوه نامگذاری اماکن به نام رهبر شهید را به میان آورده است.
تکریم یا تغییر حافظه شهر؟
مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب با انتشار مطلبی در فضای مجازی به موضوع نامگذاری اماکن به نام رهبر شهید واکنش نشان داد و نوشت که در این زمینه باید شأن ایشان مورد توجه قرار گیرد. فضائلی در نوشته خود به استقبال و علاقه مردم و مسئولان برای نامگذاری اماکن مختلف به نام رهبر شهید اشاره کرد و در عین حال درباره تغییر نام مکانهایی که پیش از این با نام دیگری شهرت یافتهاند، نکاتی را مطرح کرد: «پس از شهادت آقای شهید ایران، موجی از احساسات ارزشمند و پاک برای نامگذاری اماکن مختلف به نام امام مجاهد شهید به راه افتاد. ضمن احترام کامل به این احساس وظیفه باید مراقب بود شأن معظمله رعایت شود و این با اقداماتی مانند تغییر نام اماکنی که سالها با نامهای دیگری شهرت یافته مغایر است.» ماجرا به تصمیم شورای اسلامی شهر مشهد بازمیگردد، شورایی که تغییر نام خیابانهای دانشگاه و کوهسنگی به نام رهبر شهید انقلاب را در دستور کار قرار داد و در ادامه، تابلوهای این دو معبر نیز تغییر کرد.
برای شورای شهر، این نامگذاری در چارچوب پاسداشت یاد و نام رهبر شهید انقلاب تعریف شده است. مسئولان شهری مشهد نیز این تصمیم را اقدامی در همین مسیر میدانند و از مطالبهها و مشورتهایی که پیش از آن صورت گرفته، سخن میگویند. اما در سوی دیگر ماجرا، بازخورد این تصمیم در میان مردم است؛ مردمی که سالها با نامهای قدیمی این خیابانها به یکدیگر آدرس دادند، قرار گذاشتند، مسیرشان را انتخاب کردند و حتی خاطره ساختند. از همین رو، بخش عمدهای از واکنشها به این تصمیم، به اصل نامگذاری به نام رهبر شهید بازنمیگردد، بلکه متوجه کنار گذاشتن نامهایی است که پیش از این در حافظه شهروندان و شهر ریشه دوانده است.
قبلاً در تهران و حالا در مشهد!
اما این نخستین باری نیست که موضوع نامگذاری معابر به نام رهبر شهید انقلاب با مسئله هماهنگی و نحوه انتخاب مکان روبهرو میشود. چندی پیش، پیشنهاد تغییر نام برخی معابر تهران به نام رهبر شهید انقلاب مطرح شده بود و در مقطعی، خیابان آزادی نیز در این میان قرار گرفت. همان موقع هم دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اعلام کرد که پیش از نامگذاری اماکن و معابر به نام ایشان و دیگر اعضای خانواده شهیدشان، هماهنگی با این دفتر انجام و از اقدامات شتابزده پرهیز شود. پس از این واکنش، موضوع تغییر نام خیابان آزادی در تهران ادامه پیدا نکرد.
مسئلهای فراتر از یک نام
نامهای شهری، بخشی از حافظه جمعی محسوب میشوند. یک خیابان ممکن است در اسناد و مصوبات، صرفاً یک نشانی باشد، اما برای شهروندان، معنایی فراتر از آن پیدا میکند. نامی که بارها در گفتوگوهای روزمره تکرار شده، روی نقشهها آمده، در خاطرات نسلهای مختلف مانده و با یک محدوده جغرافیایی گره خورده، بهمرور بخشی از هویت آن مکان میشود. از همین منظر، تغییر نام یک معبر میتواند دو وجه همزمان داشته باشد، از یک سو، تصمیمی برای بزرگداشت و ثبت نام یک شخصیت در فضای عمومی شهر و از سوی دیگر، کنار گذاشتن عنوانی که ممکن است برای شهروندان سابقه و معنای مستقلی پیدا کرده باشد.
در این میان، نگاه جامعهشناختی میتواند بخش دیگری از ماجرا را روشن کند، اینکه تغییر یک نام چه اثری بر احساس تعلق شهروندان میگذارد و آیا برای پاسداشت یک شخصیت، همیشه لازم است نامهای قدیمی از روی تابلوهای شهر پایین بیایند؟!
نادر صادقیان، جامعهشناس در واکنش به تغییر نام برخی معابر قدیمی، با اشاره به پیوند نام مکانها با حافظه جمعی شهروندان به «جوان» میگوید: «اسم یک خیابان یا محله فقط یک کلمه نیست، پشت برخی از این اسامی، دهها و حتی بیش از صد سال تاریخ و هویت جمع شده است. وقتی از توپخانه، سنگلج، عودلاجان، بهارستان یا بسیاری از نامهای قدیمی تهران حرف میزنیم، در واقع از بخشی از تاریخ و حافظه این شهر صحبت میکنیم.»
او هویت جمعی را مفهومی میداند که بخشی از آن در زبان و واژههایی که مردم به کار میبرند، شکل میگیرد: «هویت جمعی یعنی ما، یعنی اینکه ما، خودمان را چگونه تعریف میکنیم. بخش مهمی از این "ما" در زبان، کلمات و نامهایی که به مکانها میدهیم، خودش را نشان میدهد. مثلاً وقتی کسی میگوید من بچه سنگلج هستم، فقط به یک نقطه جغرافیایی اشاره نمیکند، او دارد بخشی از هویت و تعلق خودش را بیان میکند.»
این دو هویت باید مکمل یکدیگر باشند
صادقیان در عین حال، نام شهدا را نیز بخشی از هویت جامعه امروز میداند و معتقد است این دو هویت نباید مقابل یکدیگر قرار بگیرند: «شهدا در دهههای اخیر بخشی از هویت مردم شدهاند و این قابل تردید نیست. اما مسئله این است که این دو (نام شهدا و نام قدیمی خیابانها و محلهها)، باید مکمل یکدیگر باشند، نه اینکه یکی به قیمت حذف دیگری برجسته شود. بدون شک نامگذاری معابر به نام شهدا یک کار ارزشمند است، اما برای این کار به اندازه کافی امکان و ظرفیت وجود دارد و ضرورتی نمیبینم که حتماً نام مکانهایی را که سالها در ذهن مردم جا افتادهاند، تغییر دهیم.» این جامعهشناس ادامه میدهد: «گاهی تنها چیزی که از یک دوره تاریخی برای چند نسل باقی مانده، یک نام است. همین یک واژه میتواند مجموعهای از خاطرات، رویدادها، عواطف و تحولات تاریخی را در ذهن مردم زنده کند. وقتی این نام را حذف میکنیم، اگر نگوییم بخشی از تاریخ را از بین بردهایم، دستکم آن را کمرنگ کردهایم.»
او برای توضیح این موضوع به نام «بهارستان» و «توپخانه» اشاره میکند: «بهارستان برای ما فقط اسم یک میدان نیست، بخش مهمی از تاریخ مشروطه، ماجرای به توپ بستن مجلس و مقاومت مشروطهخواهان با این نام گره خورده است. توپخانه هم مجموعهای از اتفاقات تاریخی را در ذهن تداعی میکند. این نامها حامل خاطرهاند و نمیشود به سادگی از کنار این وجه تاریخی آنها گذشت.»
سیاستی نسنجیده
صادقیان همچنین معتقد است این مسئله در شرایطی که نسل جدید با ضعفهایی در شناخت گذشته خود روبهروست، اهمیت بیشتری پیدا میکند: «نسل جدید همین حالا هم تحت تأثیر فضای دیجیتال و رسانههای جدید، فاصله بیشتری با بخشی از حافظه تاریخی پیدا کرده است. وقتی برخی از آقایان مسئول حتی به واژههایی که میتوانند این گذشته را به او یادآوری کنند هم رحم ندارند، پس نمیتوان انتظار داشت این نسل ارتباط محکمی با تاریخ و هویت خودش برقرار کند!»
او تغییر نام مکانهای شناختهشده را سیاستی ناسنجیده میخواند و میگوید: «شاهد آن هستیم که وقتی مردم را ناچار میکنیم که بین اسم جدید و اسم قبلی که قدیمیتر و شناختهشده است، یکی را انتخاب کنند، انتخاب آنها نام قدیمیتر است، چراکه تعلق خاطر چند نسل پشت آن وجود دارد. به هیچ وجه این به معنای مخالفت با نامگذاری به نام شهدا نیست، نه! چراکه دیدیم هر کجا در مکان جدیدی از نام شهدا استفاده شد، کاملاً از آن استقبال شده است، اما در حالتی که نام شهید را در مقابل یک هویت قدیمی قرار نداده باشند.» این جامعهشناس با اشاره به نمونههایی مانند «گمرک» ادامه میدهد: «گمرک هنوز برای مردم همان گمرک است، چون دههها با این نام شناخته شده است. حوزه فرهنگ، حوزه تعلق خاطر است و تعلق خاطر را نمیتوان با دستور و بخشنامه جابهجا کرد. کسی که یک عمر، خودش، پدر و مادرش و چند نسل از خانوادهاش یک مکان را با نامی خاص شناختهاند، به سادگی نام جدید را جایگزین نمیکند.»
جفا به نام شهدا و آسیب به هویت شهری
صادقیان در پایان با اشاره به ظرفیت معابر و خیابانهای جدید برای نامگذاری تصریح میکند: «این همه اتوبان، بزرگراه و خیابان جدید ساخته شده که هنوز نام تاریخی و شناختهشدهای ندارند. چرا باید برای نامگذاری به سراغ مکانهایی برویم که دهههاست در حافظه مردم جا افتادهاند؟ یک نام جدید اگر ۳۰ یا ۴۰ سال بماند، خودش میتواند به مرور نهادینه شود و تبدیل به بخشی از هویت شهر شود، اما نمیتوان یکشبه نامی را جایگزین نامی کرد که چند نسل با آن زندگی کردهاند و انتظار داشت همان وزن و جایگاه را پیدا کند.»
او در پایان هشدار میدهد «این اقدامات نسنجیده که اخیراً در فضای مجازی نیز واکنشهای زیادی داشته، هم به هویت شهری آسیب میزند و هم ممکن است در نهایت به نام شهدا جفا کند، به همین دلیل لازم است که مسئولان با دقت عمل بیشتری تصمیم بگیرند و اقدام کنند».