در آستانهٔ انتخابات میاندورهای آبانماه در آمریکا، سرمقالهٔ روزنامه فرانسوی «لوموند» روایتی هشدارآمیز از وضعیت ایالات متحده ارائه میدهد؛ جایی که پیامدهای تورمزای جنگهای تجاری و درگیری نظامی با ایران، پویاییِ بخش هوش مصنوعی را بیاثر کرده و دستکاری ساختاری صندوقهای رأی به دست کاخ سفید، ارکان دموکراسی را لرزانده است. جوان آنلاین: انتخابات میاندورهای در ایالات متحده همواره شاخصی سنتی برای سنجش اقبال عمومی به حزب حاکم بوده است؛ اما سرمقالهٔ اخیر روزنامه فرانسوی لوموند (Le Monde) نشان میدهد که اینبار نگاه ناظران اروپایی به صندوقهای رأی سوم نوامبر، از سطح جابهجایی چند کرسی کنگره فراتر رفته است.
به گزارش ایرنا، در این میان، انفعال و بحران هویت در حزب دموکرات، بنبست سیاسی واشنگتن را کامل کرده و امیدها برای یک خیزش مدنی را به محاق برده است.
برای نخبگان و اندیشکدههای اروپایی، این انتخابات نه یک رقابت متعارف میان فیلها و خرها (به عنوان نماد جمهوریخواهان و دموکراتها در آمریکا)، بلکه آزمونی تاریخی برای بقا یا فروپاشی ساختارهای بنیادی دموکراسی آمریکایی و پی بردن به عمق انحراف خودکامگی و زورگویی سیاسی در کاخ سفید است.
تصویر اروپایی از بحران ساختاری؛ فرسایش دموکراسی و زوال نهادهای حکمرانی
کانون توجه تحلیل لوموند، عبور نظام سیاسی آمریکا از هنجارهای تثبیتشده دموکراتیک و حرکت به سوی نوعی خودکامگی فردمحور است. از دید ناظران اروپایی، خطر فعلی با دورههای گذشته تفاوت بنیادین دارد:
تسخیر نهادها و زوال نظارت: دیوان عالی با اکثریت محافظهکار به طور عملی به بازوی مشروعیتبخش تصمیمات کاخ سفید تبدیل شده و مفهوم «تفکیک قوا» و «مهار و توازن» (Checks and Balances) را بیاثر ساخته است.
مهندسی سیستماتیک انتخابات: استفاده بیسابقه از «جریمندرینگ (Gerrymandering)» (دستکاری عمدی مرزهای حوزههای رأیگیری به نفع یا تضعیف یک حزب خاص) در ایالتهای جمهوریخواه بدون پشتوانهٔ سرشماری معتبر، بازی دموکراتیک را از درون فاسد کرده است.
حاکمیت پول و تعارض منافع: تبدیل شدن پایتخت فدرال و سازوکارهای دولتی به ابزاری برای ثروتاندوزی و نمایشهای نمادین فردی، نشاندهندهٔ سقوط هنجارهای حکمرانی و سستی حزب جمهوریخواه در دفاع از حاکمیت قانون است.
شبح کودتا و بحران انتقال مسالمتآمیز قدرت: حافظهٔ جمعی اروپا همچنان وقایع ۶ ژانویه ۲۰۲۱ (حمله و اشغال کنگره توسط هواداران ترامپ پس از شکست در انتخابات) را تلاشی برای کودتا میداند؛ از این رو، عدم تعهد به پذیرش شکست در آخرین موعد انتخاباتی پیش از سال ۲۰۲۸، زنگ خطری آشکار برای ثبات جهانی دموکراسی است.
تقابل سیاست خارجی و سفره مردم؛ شکست فناوری در مهار تورم
یکی از بدیعترین محورهای تحلیل لوموند، تبیین رابطهٔ مستقیم میان «سیاست خارجی تهاجمی» و «سبد رأی شهروند آمریکایی» است:
جنگهای تجاری و درگیری با ایران به مثابه موتور محرک تورم: ورود مستقیم به ماجراجوییهای نظامی و تنش با ایران در کنار رژیم صهیونیستی، توأم با تشدید تعرفهها و جنگهای تجاری، زنجیرههای تأمین و بازار انرژی را دستخوش بحران کرده و به یک تورم مزمن و لجامگسیخته دامن زده است.
توهم رفاه در سایه هوش مصنوعی: اگرچه شاخصهای کلان اقتصاد آمریکا به لطف رونق چشمگیر بخش فناوری و هوش مصنوعی پویا و جذاب به نظر میرسد، اما این رشد والاستریتی نتوانسته فشار واقعی هزینههای زندگی را برای طبقه متوسط و کارگر جبران کند.
نتیجه در پای صندوقهای رأی: در تحلیل نهایی، صورتحساب جنگافروزی و اختلالات تجاری به پای صندوق رأی کشیده شده و نشان میدهد سیاست خارجی تهاجمی چگونه میتواند به پاشنهٔ آشیل حزب حاکم تبدیل شود.
نقد دوسویه و بنبست سیاسی؛ اپوزیسیون ناتوان در برابر خودکامگی
لوموند در پی رویکردی واقعبینانه و بهدور از سوگیریهای مرسوم، حزب دموکرات را نیز بخش مهمی از معادلهٔ بنبست کنونی معرفی میکند.
فقدان قطبنمای راهبردی: دموکراتها نتوانستهاند یک بازخوانی و ارزیابی روشن از دستاوردها و ناکامیهای دوران جو بایدن (۲۰۲۱–۲۰۲۵) ارائه دهند؛ در نتیجه، با پیام و گفتمانی آشفته وارد میدان شدهاند.
شکاف هویتی درونحزبی: حزب دموکرات میان پایگاه رادیکال و چپگرای خود در شهرهای بزرگ و رویکرد محافظهکارانه و میانهرو در ایالتهای چرخشی و سرنوشتساز (Swing States) دچار تفرقه شده و فاقد چهرههای رهبریکننده و اجماعساز است.
سرگردانی رأیدهندگان مستقل: کلید فتح کنگره همواره در دست «آرای مستقل و مردد» است؛ اما این طیف بزرگ جامعه، به دلیل انفعال و فقدان افق روشن در اردوگاه دموکراتها، از مشارکت مؤثر دلسرد شده و رغبتی به همراهی با اپوزیسیون نشان نمیدهد.
جامعهای فرسوده در غیاب چشمانداز خیزش مدنی
پیام نهایی تحلیل اروپایی لوموند یک هشدار تلخ است: در شرایطی که سازوکارهای انتخاباتی دستکاری شده، نهادهای دموکراتیک مستهلک گشته و هر دو حزب اصلی دچار ناکارآمدی و فرسایش شدهاند، بستر لازم برای یک «خیزش و بیداری نجاتبخش مدنی» به طور عملی از میان رفته است؛ هرچند دموکراسی آمریکایی برای بقا، راهی جز این احیا ندارد.
از سوی دیگر این بنبست ساختاری نشان میدهد که انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶، بیش از آنکه راهحلی برای برونرفت از بحران واشنگتن باشد، آیینهٔ تمامنمای زوال ساختاری یک ابرقدرت و نااطمینانی فزاینده برای متحدان بینالمللی آن خواهد بود.