
«نمايندگان جمهوريخواه فروش هواپيماي بوئينگ به ايران را ممنوع كردند» اين جديدترين اقدام ضدايراني ايالات متحده امريكا در دوران پسابرجام است؛ رفتاري كه قطعاً آخرين اقدام ضدايراني نخواهد بود و در هفتههاي آتي بايد منتظر مشابه چنين تحركاتي از سوي امريكا هم بود.
در بيش از 170 روزي كه از اجراي برجام ميگذرد امريكاييها در تلاش هستند تا با به اوج رساندن دشمني خود زمينه فشارهاي بينالمللي به جمهوري اسلامي ايران را افزايش دهند. حال در شرايطي امريكاييها در هفتهها و ماههاي اخير دشمني خود را به اوج رساندهاند كه جريان خوشبين به غرب در داخل كشور بدون توجه به خلف وعدههاي امريكاييها و با سانسور نقض برجام توسط طرف مقابل، همچنان اصرار دارد كه تعديل مواضع انقلابي تنها راهكار مواجهه با مشكلات داخلي است. اين در شرايطي است كه دومينوي اعتراف دولتمردان به نقض برجام توسط امريكا و لزوم مقابله با رويكرد اين كشور در دوران پسابرجام همچنان ادامه داشته و براي چندمين بار به علياكبر صالحي رسيده است.
رئيس سازمان انرژي اتمي كه با جملاتي كنايهوار از ضرورت مواجهه محكم توسط دولتمردان با بدعهدي امريكاييها سخن به ميان آورده با بيمهري جريان غربگراي داخلي مواجه شده است و رسانههاي وابسته به اين جريان تلاش كردهاند در اقدامي هماهنگ اظهارات روشنگرايانه علياكبر صالحي را سانسور كرده و به سادگي از كنار آن عبور كنند. نوع واكنش رسانههاي زنجيرهاي در اين باره طي ماههاي اخير به كرات تكرار شده است، به گونهاي كه سخنان چندي پيش وليالله سيف رئيس بانك ملي مركزي درباره بدعهدي امريكاييها در اجراي برجام هم با واكنش منفي رسانههاي جريان تجديدنظرطلب مواجه و تلاش شد تا اظهاراتي كه چهره واقعي امريكاييها را براي افكار عمومي داخلي روشن ميسازد مورد سانسور قرار دهند.
روزنامههاي زنجيرهاي جريان غربگرا طي هفته اخير همين رويه را در قبال اظهارات خصمانه دبيركل سازمان ملل و صدراعظم آلمان درباره كشورمان هم اتخاذ كرده و بهرغم آنكه سخنان اين دو در باب لزوم تشديد فشارها عليه كشورمان به دليل آزمايش موشكي و نقض قطعنامه 2231 تهديدكننده منافع كشورمان بود اما اين رسانهها ترجيح دادند از اعلام موضع نسبت به اين اظهارات به سادگي گذر كنند.
نوع مواجهه جريان غربگراي داخلي با مواضع و رويكردهاي خصمانه امريكاييها در قبال كشورمان واكنش مقام معظم رهبري را هم بهدنبال داشته است، آنگونه كه معظمله در سال 1394 چهار بار از بزك كردن چهره دشمن در داخل گلايه كردهاند؛ اقدامي كه با شگردهاي رسانههاي وابسته به اين طيف روبهرو ميشود. در كمتر شمارهاي از روزنامههاي وابسته به جريان غربگراي داخلي – طي سهسال اخير – ميتوان شمارهاي را جستوجو كرد كه در آن سخنان تهديدآميز مسئولان امريكايي برجسته شده باشد، به طور نمونه گزينه نظامي روي ميز است يا نقض برجام طي 170 روز اخير به كلي سانسور شده است، حال چنانچه امريكاييها يك جمله مثبت درباره ايران بگويند به تيتر يك رسانه تبديل ميشود.
مصوبه مجلس امريكا درباره ورود اتباع 38 كشور به ايران سانسور شد، اما وقتي كري به ظريف در اين باره نامه نوشت در صدر اخبار قرار گرفت يا درباره رژيم صهيونيستي چنانچه امريكايي از لزوم حمايت از اين رژيم سخن به ميان بياورند، اين اقدام در رسانههاي اين طيف سانسور ميشود، حال اگر يك انتقاد كوچك امريكاييها از رژيم صهيونيستي صورت گيرد، برجسته ميشود.
سخنان مكرر رهبري ناظر به ذوقزدگي جرياني است كه طي ماههاي اخير هر گونه اقدام ساده و خنثاي امريكاييها را عاملي مؤثر در توسعه روابط دو كشور عنوان كرده و در مقابل دشمنيها، تهديدات و عهدشكني طرف مقابل را سانسور كرده تا بخشي از جامعه همچنان نسبت به ماهيت جبهه استكبار پي نبرد و حداقل به اين تصور برسد كه سياستهاي ايالاتمتحده تغيير كرده و آنها از دشمني با مردم ايران دست برداشتهاند. اين راهبرد كه بايد از آن به عنوان «تطهير استكبار، تخطئه انقلابيگري» ياد كرد، در طول 38 ماه اخير به بهانه گذشته عملياتي شده و تا آنجا پيش رفته كه بارها بحث ضرورت بازگشايي سفارت امريكا در كشور و پروازهاي مستقيم هوايي بين تهران- واشنگتن هم به ميان آمده است.
بلافاصله پس از انتخابات سال 92 جريان مورد اشاره تلاش فراواني داشته تا با بهرهگيري از تاكتيكهايي نظير «برجستهسازي» مواضع و رفتارهاي به ظاهر دوستانه مقامات غربي در رسانههاي زنجيرهاي خود و تعريف و تمجيد از رويكرد كنوني دولتمردان امريكا نگاه مردم به عملكرد سران اين كشور را تغيير دهد. پدرخواندههاي اين جريان تلاش ميكنند بر همين اساس ضرورت تجديدنظر در مباني سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را مطرح كرده و اين را القا كنند كه «مسامحه و گسترش روابط با امريكا» مطالبه عمومي مردم بوده و دشمني با امريكا بهرهاي جز تحريم و محدوديتهاي بينالمللي ندارد. برهمين اساس آنها تلاش دارند روحيه استكبارستيزي مردم را تبديل به سازش ناعادلانه با غرب كرده و حاكميت را در مسيري هدايت كنند تا به بسياري از خواستههاي نامعقول غرب و بهخصوص امريكا پاسخ مثبت دهد. بنابراين تزريق نگاه خوشبيني به غرب در جامعه آن هم به كمك رسانههاي پرشمار خود را بايد يكي از تاكتيكهاي مناسب اين جماعت دانست آنگونه كه طي ماههاي گذشته بارها تلاش شده كماهميتترين اقدامات مقامات امريكايي، پراهميتترين موضوعات ترجمه شده و به «اساسيترين قدمهاي امريكايي» جهت مصالحه با جمهوري اسلامي ايران تعبير شود كه ميتوان به نمونههايي از آن اشاره كرد.
توطئههاي پسابرجامي و سكوت غربگرايان داخلي
امريكاييها نه تنها به آن چيزي كه خود در سند موسوم به برجام امضا كرده بودند هم پايبند نشدند و خلاف آن عمل كردند بلكه همانطور كه اشاره شد تلاش ميكنند تا با بازگشايي پروندههاي ديگر عليه كشورمان تحريمهاي جديدي عليه كشورمان وضع كنند.
تمام اينها در حالي است كه جريان خوشبين به غرب تمام اقدامات ضدايراني امريكاييها را در دوران قبل و بعد از روز اجراي برجام سانسور كرده و همچنان تأكيد دارد كه ميتوان به امريكاييها اعتماد كرد. در اينجا صرفاً به چند رويداد به صورت كوتاه اشاره ميكنيم تا از اقدامات جديدي كه امريكاييها بعد از توافق هستهاي انجام دادهاند، مطلع شويم و معناي عدم اعتماد به امريكا را كه رهبر انقلاب از آن سخن ميگويند، بهتر لمس كنيم.
قانون محدوديت ويزا يكي از مهمترين مصداقهاي نقض برجام از سوي امريكاييها بود. دسامبر ۲۰۱۵ ميلادي (آذرماه ۱۳۹۴) «مجلس نمايندگان امريكا» طرحي را در قانون بودجه۲۰۱۶ اين كشور قرار داد و تصويب كرد كه محدوديتهاي تازهاي را براي شهروندان كشورهايي كه بدون ويزا به ايران سفر ميكنند اعمال كند؛ تغييري كه بهطور بالقوه ميتواند حتي بر شهروندان ايرانيالاصل اين كشورها كه عمدتاً اروپايي هستند هم تأثير بگذارد.
براساس اين طرح شهروندان كشورهاي داراي وضعيت لغو ويزا به امريكا (اعم از ۳۸ كشور اروپايي و ساير كشورهايي كه با امريكا مراودات زيادي دارند) كه بعد از اول مارس ۲۰۱۱ به چهار كشور سوريه، عراق، ايران و سودان سفر كرده باشند نميتوانند بدون ويزا به امريكا بروند. همچنين پس از آزمايش موفقيتآميز موشك «عماد» كه بهصورت منطقي، حق هر كشوري است كه براي تأمين امنيت و دفاع از كشور خود داراي چنين قدرتي باشد، امريكاييها دست به كار شدند تا مناقشه جديدي در اين خصوص ايجاد كنند. در يكي ديگر از موارد ديوان عالي امريكا روز چهارشنبه (اول ارديبهشت ۱۳۹۵) در حكمي جنجالي و يكطرفه اعلام كرد كه حدود ۲ميليارد دلار از داراييها و اموال بلوكهشده ايران بايد به خانوادههاي امريكايي كشتهشده در بمبگذاري ۱۹۸۳ پايگاه تفنگداران امريكايي در بيروت و ديگر حملاتي كه گفته ميشود ايران در آنها دست داشته، پرداخت شود. امريكاييها با اين اقدام اين پيام را صادر كردند كه به هيچوجه گزينه فشار اقتصادي را از روي ميز برنداشتهاند و اگرچه در ظاهر متعهد به حذف تحريمها شدهاند، اما فشار اقتصادي به ايران را از راههاي ديگر دنبال ميكنند.
اثبات صحت نگرانيهاي رهبري
بدون ترديد عبارت «غيرقابل اعتماد بودن امريكا» فصل مشترك تمام سخنرانيهاي مقام معظم رهبري در طول سه سال اخير بوده به گونهاي كه در كمتر سخنراني از ايشان ميتوان ردي از اين عبارت يا جملات مشابه نباشد. اساساً معظمله اعتماد به امريكا و تطهير چهره آن نزد افكار عمومي را يك خطر جدي براي آينده انقلاب ميدانند، به همين دليل است كه تلاش كردهاند همگام با مذاكرات هستهاي چنين موضوعي را به مسئولان و مردم گوشزد كنند. رهبر انقلاب كه فرجام چشم دوختن به بيرون و بيتوجهي به ظرفيتهاي داخلي را براي كشور، فرجامي خوشايند و مثبت نميديدند، از همان آغاز به كار دولت يازدهم، نسبت به پرهيز از گرفتار شدن دولت در توهم اميد به غرب تلاش كردند و در اين زمينه به كرات به دولتمردان تذكر دادند. ايشان در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري بيان فرمودند: «درس بزرگي كه ما از اين فشارهاي اقتصادي دريافت كرديم، اين است كه هرچه ميتوانيم بايد به استحكام ساخت داخلي قدرت بپردازيم، هرچه ميتوانيم در درون، خودمان را مقتدر كنيم، دل به بيرون نبنديم. آنهايي كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتي با يك چنين مشكلاتي مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاي ملت ايران خيلي زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت دروني اقتدار ملي.»