
اگرچه دانشگاههاي برتر كشور همانند دانشگاه تهران، دانشگاه شريف و دانشگاه علم و صنعت در دوره رژيم پهلوي تأسيس شدند، اما دستاورد دانشگاه دوران پهلوي در زمينه توليد علم و به كارگيري آن، براي مردم ايران نتيجهاي در بر نداشت. با وجود دانشگاههاي متعدد، همچنان پروژههاي علمي و عمراني كشور توسط سرمايهگذاران، مستشاران و مهندسان غربي اجرايي ميشد و در زمينه فرهنگ خودباوري نيز از جانب جريان روشنفكر غربدوست كه بازماندگان آن در تمام دوره پهلوي نيز حضور داشتند، ايراني تنها توانايي ساخت لولهنگ را داشت. حال در چنين شرايطي وضعيت انحرافي دانشگاه از لحاظ فكري و اخلاقي را نيز بايد افزود. مقابله با اسلام و حقطلبي و نيز سكوت در برابر تداوم جريان فساد در جامعه بخش غير قابل انكاري از فعاليتهاي دانشگاه را در دوره پهلوي نشان ميدهد. نقش خنثي يا تأييدكننده دانشگاه در مفاسد اخلاقي جامعه وقت را با نشانههاي مختلفي ميتوان تحليل كرد كه يكي از آنها توليد فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني مروج فساد و سبك زندگي غربي است. تمسخر ازدواجهاي سنتي، عدم رعايت احكام محرم و نامحرم و دامن زدن به هيجانات جنسي بخشهاي ثابت فيلمنامههاي دوره پهلوي را به خود اختصاص ميداد. در حالي كه جنبشهاي دانشجويي به دليل اسارت در مفاهيم غربي توانايي نقد و مقابله با آنها را نداشتند. اين جريان با وقوع انقلاب اسلامي ايران در سال 57 با يك شوك جدي مواجه شد، اما بدنه معيوب دانشگاه همچنان به فعاليتهاي خود همانند گذشته ادامه ميداد.
اين امر موجب شد تا در سال 59 حضرت امام(ره) در قالب پيام نوروزي نسبت به اصلاح وضعيت دانشگاه هشدار دهند. ايشان در بخشي از اين پيام فرمودند: «بايد انقلاب اسلامي در تمام دانشگاههاي سراسر ايران به وجود آيد تا اساتيدي كه در ارتباط با شرق يا غربند تصفيه گردند و دانشگاه محيط سالمي شود براي تدريس علوم اسلامي.» در انديشه امام (ره) هيچ تهديدي بالاتر از انحراف فرهنگي در طبقه جوان جامعه موضوعيت نداشت. به همين دليل ايشان ميفرمودند: «ما از محاصره اقتصادي و تجاوز نظامي نميهراسيم ما از دانشگاههاي غربي و آموزش جوانان ما در جهت منافع شرق و غرب ميهراسيم.» از اين رو در طول سه سال مسير تصفيه دانشگاه از عناصر وابسته به جريانهاي كمونيستي و ليبراليستي پيموده شد تا دانشگاههاي دوره انقلاب اسلامي با فضايي سالم و معقول در جهت انديشهورزي و نظريهپردازي گام بردارند. اگرچه امروز برخي از موافقان انقلاب فرهنگي در ابتداي انقلاب با بيان خاطره و گزارشات شخصي اعلام ميكنند كه با آن طرح مخالف بودند اما بر اساس آنچه در مراودات مرسوم جهاني جريان دارد، هيچ دولت و حكومتي اجازه تخريب مباني خود را در نهادهاي زير مجموعه حاكميت نميدهد. در فرانسه، آلمان، امريكا، كانادا و هر كشور ديگري تنها در قالب چارچوبهاي تعريف شده امكان فعاليتهاي سياسي و اجتماعي وجود دارد. در فرانسه اگر همايشي علمي در نقد هلوكاست در يك دانشگاه برگزار شود اساتيد مدعو و كارشناسان مربوطه با برخورد امنيتي و قرون وسطايي مواجه ميشوند؛ همچنان كه رابرت فوريسون و روژه گارودي در فرانسه اين واقعيت را تجربه كردند. مقام معظم رهبري در ديدار 29 خرداد 95 در جمع اساتيد دانشگاهها ميفرمايند:«بنده گفتم افراد نامطمئن در دانشگاهها حضور پيدا نكنند؛ ميگويند آقا، نامطمئن كيست؟ نامطمئن آن كسي است كه به يك بهانهاي نظام را به چالش ميكشد. كدام كشور اجازه ميدهد كه نظامِ حاكم بر آن كشور به چالش كشيده بشود؟ امريكا كه به ادعاي خودشان مركز آزادي است اجازه ميدهد؟ جان اشتاين بك مورد سختترين فشارها قرار گرفت؛ هر كسي اندك كلمهاي در امريكا ميگفت كه بوي سوسياليسم در آن بود، به انواع مختلف محاصره ميكردند؛ از ترور جسمي گرفته تا ترور آبرويي و مانند اينها.»
افراد نامطمئن در دانشگاه، اساتيدي هستند كه به صورت علني روحيه دانشجويان را براي ماندن در داخل كشور تخريب ميكنند و ميراث آلبرتا براي وي به ارمغان ميآورند. افراد نامطمئن بخشهايي از دانشگاه هستند كه با مسامحهگري در ترويج اخلاق دانشجويي زمينه ايجاد بيتفاوتي در قشر دانشجو را نسبت به هنجارهاي اجتماعي فراهم ميسازند و در جريان اين عاديسازي است كه ديگر از هيچ دانشگاهي در برابر عهدشكني طرفهاي غربي در پرونده برجام جنبشي بر نميخيزد. ديگر دانشگاه و جريان دانشجويي مؤثري وجود ندارد كه در برابر تهمت بورسيهها به مطالبهگري بپردازد. در جامعهاي كه دانشگاه آن سطحي شده و تحت تأثير دانشهاي مبتني بر آموزههاي غربي، غربدوست شده ديگر انگيزهاي براي مقابله با فيشهاي نجومي مديران دولتي باقي نميماند. در چنين دانشگاههايي اساتيد غربدوست به صراحت از ناكارآمدي نظام اسلامي سخن ميگويند اما در مقابل، جنبش دانشجويي حتي روحيه مليگرايي را نيز در برابر اين طيف از اساتيد حفظ نكرده است. همينطور در دانشگاه قشري شده ميتوان مجدداً فيلمفارسيهاي دوره پهلوي را بازتوليد كرد و به تخريب و تحقير هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي پرداخت. ميتوان در فيلم 50 كيلو آلبالو با اعتقادات فرهنگي جامعه با ادبيات ركيك حمله كرد و هيج هراسي از مطالبهگري دانشجويي نيز نداشت. در زماني كه جريانهاي غربگرا مجدداً بر دانشگاههاي كشور غالب شدهاند ميتوان فيلمي به نام اژدها وارد ميشود ساخت و در آن به زبان نشانهشناسي، جايگاه انقلاب اسلامي را مورد تحقير قرار داد. دانشگاههاي كشور در آستانه 40 سالگي پس از انقلاب فرهنگي اول نياز به انقلاب ديگري دارند. صداي انقلاب اسلامي مدت زيادي است كه از بدنه دانشگاهها آنچنان كه انتظار ميرود شنيده نميشود. آيا براي انقلاب فرهنگي دوم باز هم ميتوان چند سال دانشگاهها را تعطيل كرد؟ يا به عنوان سؤال مهمتر چه كسي مسئوليت سير نزولي دانشگاهها در زمينه ارزشهاي انقلابي را از سال 62 تا امروز ميپذيرد؟