
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه شنبه، 11 ارديبهشتماه بود كه زني سالخورده مأموران پليس را از ماجراي دستبرد به خانهاش در شمال تهران باخبر كرد. او گفت ساعتي قبل متوجه صداهاي مرموزي از داخل حياط شدم اما توجه نكردم. بعد از آن چندبار صداي زنگ خانه بلند شد اما از آنجا كه بچههايم كليد دارند باز هم توجه نكردم و احتمال دادم فردي مزاحم باشد. لحظاتي بعد اما وقتي وارد راهرو شدم ناگهان سه مرد قوي هيكل را ديدم كه حالم بد شد و بيهوش شدم. وقتي به هوش آمدم متوجه شدم مقداري پول و طلا از خانهام سرقت شده است. بعد هم به پليس خبر دادم.
بعد از مطرح شدن شكايت تيمي از مأموران اداره 17 پليس آگاهي به دستور قاضي علي وسيلهايردموسي بازپرس شعبه پنجم دادسراي ناحيه 34 دست به تحقيق زدند.
كارآگاهان بعد از بررسي صحنه جرم تصاوير دوربين مداربسته ساختمان را بررسي كردند. وقتي تصاوير به خانواده شاكي نشان داده شد پسر شاكي يكي از سارقان را شناسايي كرد. او گفت: من مغازه سراميكفروشي دارم و يكي از دزدان مجيد، كارگر مغازه من است. با نشانيهايي كه اين مرد در اختيار پليس گذاشت كارآگاهان عصر روز 20 ارديبهشتماه دزد آشنا را به همراه دو همدستش بازداشت كردند. سه متهم وقتي مقابل بازپرس قرار گرفتند ادعاي بيگناهي كردند اما وقتي عكس و فيلمهاي خود را ديدند راهي جز اقرار نداشتند.
يكي از متهمان گفت: من مغازه ماهيفروشي دارم. يك شب مجيد همراه يكي از دوستان مشتركمان به مغازه من آمد و با هم مواد كشيديم. او گفت مادر صاحبكارش زني تنها و پولدار است و پيشنهاد داد كه از خانه او سرقت كنيم كه قبول كرديم. شب حادثه ابتدا زنگ خانه را زديم اما كسي در را باز نكرد. خوشحال شديم كه پيرزن در خانه نيست، به خاطر همين از راه ديوار خودمان را به داخل خانه رسانديم. وقتي وارد اتاق پذيرايي شديم ناگهان پيرزن را مقابل خودمان ديديم. او با ديدن ما بيهوش شد. ما هم پول، طلا و وسايل گرانقيمت را سرقت و فرار كرديم اما نميدانستيم آنجا مجهز به دوربين مداربسته است.
از آنجا كه احتمال ميرود سه متهم در جريان سرقتهاي مشابه نقش داشته باشند به دستور بازپرس علي وسيلهايردموسي آنها در اختيار مأموران اداره 17 پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفتند.