
- آغاز توليد ۸ ميليارد نخ سيگار با برند انگليسي در ايران!
- خيز تجار پاكستاني براي فروش ۷۰۰ هزار تن: اتحاديه صادركنندگان برنج پاكستان تصميم گرفته است با هدف افزايش صادرات برنج به ايران به رقم ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن دفاتر خود در تهران و مشهد را داير كند.
- ابراز علاقهمندي تجار ايرلندي براي صادرات محصولات غذايي به ايران: رئيس اتحاديه صادركنندگان ايرلند گفت: اين اتحاديه خواستار ارتباطات بيشتر با ايران است و ما به ايجاد فرصتهاي بيشتر براي شركتهاي ايرلندي جهت بررسي بازار ايران نياز داريم.
- مديرعامل DAEWOO در ديدار با رئيس سازمان توسعه تجارت ايران از تلاش اين شركت براي بازگشت قدرتمندانه به بازار ايران خبر داد.
- ورود برندهاي پوشاك ايتاليايي به بازار 5 ميليارد يورويي برندبازان ايراني
- در پي مكاتبه انجام شده با سايت آمازون ارسال كالا به ايران از بزرگترين فروشگاه اينترنتي جهان آغاز ميشود و...
اينها نمونههايي از اخباري است كه اين روزها نه فقط در رسانههاي داخلي كه در منابع خارجي نيز منعكس ميشود. به اين موارد فضاي تبليغاتي سطح شهرهاي بزرگ را بيفزاييد كه مملو از برندهاي جديد براي شيكپوشان پولدار و طبقه متوسط به بالاست. اگر نگاهي به ديدارهاي تيمهاي اقتصادي مراجعهكننده به ايران هم بيندازيد و در مذاكرات رودرروي آنها هم شركت كنيد، دقيقاً شما خود را در بازار مكارهاي ميبينيد كه فقط براي عرضه كالاي نهايي خود آمدهاند و ميخواهند سهم خود را از اين بازار 80 ميليوني ببرند. به موج دوم مصرفگرايي و عصر غرق شدن در برندبازي خوش آمديد! به طرز وحشتناك و عجيبي اقتصاد موجود كه توان توليد را گرفته به سمت مصرفگرايي پيش ميرود. بانكها پول بيپشتوانه چاپ و توليد را نحيف ميكنند و در ازاي آن پولدارهايي شكل ميگيرند كه ميخواهند بهترينهاي جهان را تجربه كنند و اين روند شتابي تصاعدي را به سوي مصرفگرايي رقم ميزند كه حاصل جو گرفتن و بيبرنامه بودن دولتمردان در فضاي پس از برجام است. بايد به هوش باشيم كه فقط نتايج منفي سياسي برجام را بزرگنمايي نكنيم و سرگرم آنها نشويم. برجام دريچهاي براي شتاب تصاعدي مصرفگرايي نيز شده است كه خطر آن حتي از راهزني 2 ميليارد دلاري امريكا هم بيشتر است. غربيها كاملاً براي هزينهكرد پولهاي بلوكهشده برنامهريزي كردهاند ولي ما ذوقزدگان كه حاضر نيستيم آينده دو سال ديگرمان را هم ببينيم با آغوش باز پذيراي شركتهايي هستيم كه محصولات نهايي و مشابه ايراني را در داخل دارند. به زودي موج بزرگي از مصرفگرايي در قالب زرق و برق برندهاي خارجي خواهيم داشت، آنچنان كه در گوشه و كنار شهر تهران و به خصوص شمال تهران برندهاي اروپايي و امريكايي مغازههاي مختلفي را دكوربندي ميكنند. ما اگر در نسخههاي برنامههاي صندوق بينالمللي موج اول مصرفگرايي را تجربه كرديم، بدون شك با بيبرنامگي در فضاي اقتصادي پس از برجام در مصرفگرايي كالاهاي خارجي غرق خواهيم شد و ديگر نه از برندهاي ايراني چيزي خواهد ماند و نه از توليد ايراني. اين راه خطرناك اقتصاد مولد را نشانه رفته است. اين راه مغايرت كاملاً با اقتصاد مقاومتي دارد و ما همچنان دلخوش به آنيم كه خارجيها به ايران ميآيند و با ما صحبت و مشاركت در فروش را دنبال ميكنند، البته بايد به هوشمندي غربيها در نگاه كوتاهمدت و نيازسنجي مردم و دولتي بيبرنامه تبريك گفت. بايد به توليدكنندگان غربي تبريك گفت كه چنين هوشمندانه بازارهاي داخلي را هدف قرار دادهاند و اي كاش دولتمردان و برنامهريزان ما نيز از اين برنامهريزي دقيق غربيها براي بازارهاي داخلي ما الگو ميگرفتند و شرايط كسب و كار و توليد را فراهم ميكردند. اي كاش توان اقتصاد ما و شرايط اقتصاد ما طوري بود كه به جاي خردهفروشان كالاهاي محصول نهايي با سرمايهگذاران مولد خارجي ديدار ميكرديم.