سبك جديد زندگي خود به خود موجب نابودي بسياري از ارزشهاي فرهنگي شده است. ارزشهاي فرهنگي كه در بخشهاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي هر فرد ايراني نقش تعيينكننده داشته و ما با آنها خاطرههاي به ياد ماندني داريم. روزگاري اگر مهماني و دور همنشيني به صرف ناهار يا شام بود، خانم خانه، سفرهاي پهن ميكرد كه نهايت ذوق هنر را ميتوانستيد در آن مشاهده كنيد. سفرهاي كه بوي سلامتي به خوبي از آن حس ميشد و وقتي با بوي خوش غذاهاي ايراني همراه ميشد چنان اشتها را باز ميكرد كه در آخر به زور بايد از اين همه غذاي سالم و تميز دست ميكشيديد. اما امروز زندگي ديگر بوي گذشته را نميدهد.
بوي ظروف يكبار مصرف تمامي زندگي را در بر گرفته است. سيطره واژه يكبار مصرف چنان گسترده شده است كه از مرز ظروف غذا هم گذشته و شاهد آن هستيم كه بسياري از روابط اجتماعي و اخلاقيات نيز متأسفانه يكبارمصرف شدهاند. ديگر نه در سفرههاي ايراني خبري از هنر و عشق است و نه در پهنه روابط فردي و اجتماعي خبري از دوستيهاي پايدار مبتني بر نان و نمك. روزگاري به خود ميباليديم كه دوستيهايمان چندين سال قدمت دارد ولي اكنون واژههايي از اين دست موجب تمسخر خيليهاست.
دوستيهاي يكبارمصرفدوستي ميگفت با مصرف ظروف يكبارمصرف دهها نوع بيماري را مهمان بدن خود ميكنيم و با دست خود سلامتيمان را به دست اما و اگر ميسپاريم. خيلي از سرطانهايي كه افراد جامعه را گرفتار كرده ريشه در استفاده از همين اجناس يكبارمصرف دارد. اما اين واژه يكبارمصرف تنها بر سفرههاي ما چنبره نزده است بلكه پا را از غذاهاي ايراني فراتر گذاشته و روابط اجتماعي و اخلاق جامعه را نيز نشانه گرفته است. راستي نگاه مصرفي به روابط فردي چه تهديداتي را براي روح و روان ما به همراه دارد؟
يادم نميرود پدرم دوستي داشت كه هميشه و همه جا برايش عزيز بود و همراه. گاهي اوقات چنان از اين دوستي صحبت ميكرد كه حس حسودي من را قلقلك ميداد، طوري كه به اين همه صافي و يكرويي غبطه ميخوردم. اما در شرايط حاضر تحت تأثير زندگي پر تنش و پر شتاب امروزي روابط بر اساس سود و زيان تعريف ميشوند و حكم يكبارمصرف را دارند.
امروزه ديگر كسي به دوستيهاي چندين ساله غبطه نميخورد و رؤيايي براي خود در نظر نميگيرد. اينچنين است كه با اينكه افراد بيشماري اطراف ما را گرفتهاند اما در هيچ كجاي زندگي و در تمام مسير پر تلاطم آن روي هيچ يك از افراد و نزديكان خود نميتوانيم حساب باز كنيم و تنهاي تنها هستيم. مسائل مادي تعيينكننده دوستيها و روابط اجتماعي شده است و مسلماً در اين شرايط نبايد انتظار داشت اخلاقيات حاكم بر روابط افراد باشد.
البته اين شرايط زماني بسيار نگرانكننده است و جاي تأسف دارد كه اين موضوع را به راحتي پذيرفته و در مسير آن قدم برميداريم. اگر كسي هم بخواهد خلاف جريان رود حركت كند بايد آماده عكسالعملهاي نه چندان خوشايند ديگران باشد.
آدمها ظرفهاي مصرفي نيستندشايد زندگي امروزي و شرايط حاكم بر آن طلب ميكند كه سريع و با سرعت تصميم بگيريم و عمل كنيم اما اين توجيه در برخي موضوعات زندگي قابل پذيرش نيست. فرهنگ مدرن يا عبور از بينش و انديشه، ابتدا سطحيترين جنبههاي زندگي فردي را تحت تأثير قرار ميدهد و سپس در پوستههاي زيرين و ارزشهاي انساني نفوذ ميكند و آن را به بيراهه ميكشاند.
فرهنگ استفاده از ظروف يكبارمصرف ابتدا سفرههاي ايراني را هدف قرار داد. اين فرهنگ، غذاهاي رنگين اصيل ايراني را كه در ظروفي با نقشهايي با هويت ايراني ميل ميشد در مسير سقوط قرار داد اما فرهنگ يكبارمصرف، به اين بسنده نكرده و به تدريج مسير نابودي سلامتي و ارزشهاي انساني بر اساس قاعده مصرف را در پيش گرفته است.
رشد مصرف غذاهاي آماده و فستفودها، تغيير ذائقه غذايي خانواده ايراني را نشان ميدهد. يعني ما به سبك غربيها در غذا خوردن نزديك ميشويم و به فردگرايي گرايش پيدا ميكنيم. سفرههاي يك نفره در عمق تنهايي، فرهنگي است كه نابودي سفرههاي بلند بالاي خانوادهها را رقم زده است.
ما به يك ايست بزرگ نياز داريم. به يك نهيب بلند كه از خواب بيدارمان كند. بايد بدانيم آدمها و احساسشان يكبارمصرف نيستند و قرار نيست آنها را در ظرفهاي پلاستيكي قرار دهيم و بعد ته مانده آن را روانه سطلهاي زباله كنيم. آدمها ارزشمند هستند. بايد براي نجات خود، زندگي و آينده فرزندانمان نگاهي به عقب داشته باشيم؛ به آن سفرههاي اصيل گرم و پرمحبت، دوستيهاي تا پاي جان و عشق و صداقتهايي كه زماني هويت و معيار ميزان شخصيت افراد بود. به معيارهايي كه ايراني را در دنيا شهره كرده بود.
تهديد اصالت ما در برابر فستها و يكبارمصرفهاانسان امروزي و مدرن، چنان به استفاده از وسايل جديد مانند اتومبيل شخصي، دوربين عكاسي و فيلمبرداري، گوشيهاي تلفن همراه، رايانه و اينترنت، آرايش در خيابان و مكانهاي عمومي، موسيقي پاپ، ساندويچ و فستفود، ظروف يكبارمصرف، تكنولوژيهاي خانگي، تكنولوژيهاي بازي و سرگرمي كودكان و بزرگسالان و ديگر محصولات و كالاها و روشهاي مدرن خو گرفته و در آن غرق شده است كه يك نكته را از ياد برده و آن اين است كه هر يك از روشها و تكنولوژيهاي فوق، تغييرات بنياديني را در سبك زندگي، خانواده، احساس، تفكر، شيوه زيست و فرهنگي انسان امروزي به وجود آورده و ميآورد.
بنابراين بايد به اين مهم توجه داشت كه فرهنگ و هجوم بيرويه استفاده از يكبارمصرفها و فستها يك فرهنگ وارداتي است كه باعث شده اصالت ايراني ما مورد تهديد قرار گيرد و به پيروي از آن ارزشهاي انساني و اجتماعي افراد نيز تهديد شود. نبايد اجازه داد توجيهاتي چون: كارم زياد است، وقت ندارم، بايد به جلسه برسم و... عاملي شوند تا سلامتي خود را در معرض حراج بگذاريم و به دنبال آن فرهنگ ارزشي خود را از ميان ببريم.
حفظ ارزشهاي فرهنگ مدار و نگاه انساني به ارتباطات اجتماعي از واجبات دين و فرهنگ ماست. احترام به اين معيارهاي انساني در نهايت شرايطي را فراهم خواهد ساخت كه خود ما در امنيت و آرامش زندگي كنيم؛ زيرا نگاه مصرفي به افراد جامعه در مرحله اول باعث نابودي شخصيت و هويت خود ما خواهد شد و جامعهاي بيهويت و غيرارزشي را فراهم خواهد ساخت.