
در دوره رياست وي بر صداوسيما اتفاقات مهمي رخ داد كه مهمترين آنها تغييراتي بود كه سرافراز در ساختار رسانه ملي ايجاد كرد و باعث شد تا براي نخستين بار در طول حيات صداوسيما اين سازمان به صورت عملي به سمت چابكسازي سازماني پيش برود. سرافراز علاوه بر اين مجبور شد براي جبران كسري بودجه سازمان اقداماتي مانند واگذاري آگهيهاي بازرگاني صداوسيما به بخش خصوصي را پيش ببرد كه با كارشكني دولت به سرانجام نرسيد. محمد سرافراز در طول 18 ماه رياست بر صداوسيما، كمتر پيش آمد تا در رسانهها حضور پيدا كند، همين عدم حضور وي باعث شد تا سازمان صداوسيما و حوزه رياست آن بيشتر در معرض توليد شايعههاي مختلف قرار بگيرند. هم اكنون چند روز بعد از قبول استعفاي سرافراز از سوي مقام معظم رهبري و تعيين عبدالعلي عليعسكري به عنوان رئيس جديد صداوسيما، محمدسرافراز در گفتوگويي كه روابط عمومي صداوسيما انجام داده است، به دوران رياستش بر صداوسيما و اقداماتش در طول 18 ماه مسئوليتش پرداخته است.
«چابكسازي رسانه» مهمترين و محوريترين برنامه رسانه ملي در 18 ماه گذشته بود، در تحقق اين امر و اجرايي شدن آن در ساختار سازماني تا چه حد موفق بوديد؟ ضمناً منظور از چابكسازي اخراج كاركنان بوده يا نظم بخشيدن به شرايط جذب؟يكي از مشكلات اصلي سازمان صداوسيما، ساختار اداري آن بود كه با ماهيت رسانهاي آن همخواني نداشت، لذا در راستاي چابكسازي، ضمن اصلاح ساختار سازمان از ساختار اداري به ساختار رسانهاي حركت كرديم. بالطبع، در ادامه بايد الگوي نيروي انساني و روندها و فرآيندها و همچنين آييننامهها و بخشنامهها نيز متناسب با ساختار تا حدودي اصلاح ميشد كه اين كار با تلاشي مضاعف در اين مدت تا حدودي به انجام رسيد. اما در مورد چابكسازي به هيچوجه منظور تعديل يا اخراج نبوده و هدف نظم بخشيدن به جذب نيرو آن هم به شكل حرفهاي بود و اينكه ساختار نيروي انساني ساختاري رسانهاي باشد تا ساختاري اداري.
با توجه به كاهش سهم كمك دولت به صداوسيما و مشكلات ناشي از آن، چطور براي تأمين هزينهها مديريت كرديد؟يكي از راهكارهاي اصلي ما، صرفهجويي و حذف هزينهها و برنامههاي غيرضروري و مقابله با فساد و بيانضباطي در سازمان بود. در اين زمينه، با وجود افزايش 70 درصدي حقوق شاغلين و بازنشستگان، در هزينههاي سازمان صرفهجويي قابل توجهي صورت گرفت. همچنين بدهي حدود 600 ميليارد توماني سازمان كاهش يافت. از سوي ديگر، با توجه به كاهش سهم كمك دولت در كل بودجه، براي خروج از شرايط بحراني، درآمدهاي سازمان افزايش چشمگيري يافت؛ به طوري كه پيشبيني ميشود درآمد در سال 1395، تا بيش از 2 هزار ميليارد تومان خواهد رسيد.
اعتقادم بر اين است كه اگر هزينههاي رسانه در موضوعات غيرضروري كاهش يابد يا قطع شود كه بخشي از آن انجام شده و نيز مديريت صحيح درآمدها انجام شود، وابستگي مالي رسانه ملي به بودجه دولتي كاهش خواهد يافت.
آيا رسانه ملي در دوره شما، در جذب مخاطبان موفق بوده است؟ در اين زمينه آمار جديدي از گستره و ميزان مخاطبان راديو و تلويزيون داريد؟با وجود چالش عمده سازمان بهخاطر گسترش و افزايش تأثير و ضريب نفوذ شبكههاي اجتماعي در فضاي مجازي و شبكههاي ماهوارهاي نسل جديد، نتايج تحقيقات مركز پژوهش و افكار صداوسيما نشان ميدهد كه ميزان مخاطبان رسانه ملي در بخشي از شبكهها مانند شبكه خبر، دو، مستند، افق و آيفيلم افزايش يافته است.
براي ارتقاي كيفي توليدات و برنامههاي راديويي و تلويزيوني چه راهبردهايي را در نظر داشتيد و چه ميزان از آنها به مرحله اجرا رسيد؟اولين اقدام در اين زمينه، آسيبشناسي بود. پيش از اين، بخشهاي مختلف سازمان در حوزه توليد محتوا همانند جزاير پراكنده عمل ميكردند كه با تشكيل شوراهاي تخصصي و شكلگيري دبيرخانهاي قوي به هم مرتبط شدند تا سياستهاي برنامهسازي در فرآيند رفت و برگشت ميان اين شورا و شوراي عالي سياستگذاري تدوين و تصويب شود. با توجه به خلأ و ضعفهايي كه در حوزه فيلمنامه وجود داشت، مركز گسترش فيلمنامهنويسي نيز با هدف جذب و آموزش نيروهاي متعهد در اين عرصه و روزآمدسازي متون نمايشي تأسيس شد تا در كنار مركز نمايشي سيما، زمينه لازم براي توليدات با كيفيت بالا و سريالهاي طولاني فراهم شود. نكته ديگر اينكه در برنامهسازي بر كيفيت بهجاي كميت تأكيد شده است و توليد و پخش بخشي از برنامهها با ساختار و شكل متفاوت و به شيوهاي خلاقانه آغاز شد. توجه به موضوعات راهبردي مانند گفتمان انقلاب اسلامي، اقتصاد مقاومتي، سبك زندگي اسلامي، ايراني، پيشرفتهاي علمي و فناورانه و توليد علم در برنامهها و شبكههاي گوناگون صداوسيما نيز از ديگر اقدامات مهم در حوزه توليد بود كه براي نمونه در موضوع اقتصاد مقاومتي ميتوان به توليد و پخش حدود 2500 ساعت برنامه در حوزههاي مختلف سيما، صدا و خبر در شش ماه اول سال 94 اشاره كرد.
تغيير كاركرد شبكه پويا و تقسيم آن به دو كانال با چه هدفي صورت گرفت؟ضرورت توجه به مخاطبان خردسال، كودك و نوجوان و لزوم حمايت از توليدات داخلي متناسب بهجاي توليدات خارجي، ما را به بازطراحي و راهاندازي دو كانال خردسال و كودك با توليد و پخش 50 درصد آثار داخلي رهنمون ساخت كه علاوه بر راهاندازي اين دو كانال، هماكنون مقدمات راهاندازي شبكه نوجوان نيز فراهم شده است. از سويي بايد توجه داشت كه كودك كانال ويژه خود را ميطلبد و نوجوان نيز كانال خاص خودش را، و لذا اين تغيير با اين هدف انجام شد كه به هر دو گروه توجه ويژه نشان داده شود.
راهاندازي خبرگزاري صداوسيما با چه هدفي صورت گرفت و آيا در رسيدن به اهداف موردنظرموفق عمل كرد؟ارائه توليدات خبري مستقل و توجه به عامل سرعت در اطلاعرساني و تأكيد بر تحليل و تفسير رويدادها با توجه به تعدد و تنوع منابع خبري و گسترش رسانههاي نوين باعث شد تا ايده خبرگزاري صداوسيما شكل بگيرد و اين خبرگزاري راهاندازي شود كه خوشبختانه آمارها از افزايش مخاطبان و بازديدكنندگان اين خبرگزاري در ماههاي گذشته حكايت دارد. در حوزه خبر و همچنين تغيير ساختار بخشهاي خبري نيز ايجاد تنوع و جذابيت گرافيكي و ساختاري و استفاده از بخشهاي خبري كوتاه و متنوع، باعث شد تا آمار مخاطبان اين حوزه افزايش يابد، هر چند كه بايد تلاش بيشتري انجام شود تا حوزه خبر به سطحي ايدهآل برسد، ضمن آنكه نميتوان انتظار داشت كه حوزه خبر رسانه ملي در فاصله زماني كوتاهي به ساختاري صد در صد حرفهاي برسد. گامهاي بسيار خوبي توسط همكاران سازمان در اين حوزه انجام شده و مطمئن هستم كه نتيجهاي مطلوب در آينده خواهد داشت. يكي از اقدامات حوزه خبر كه بسيار اثرگذار بوده، توجه ويژه به باشگاه خبرنگاران جوان است. اين باشگاه در حال حاضر يكي از مهمترين منابع خبري جامعه محسوب ميشود. سايت باشگاه و كانال تلگرامي آن از پربازديدترين سايتهاي خبري به حساب ميآيند و اين نشان ميدهد كه جوانان در اين مركز خبري خوب درخشيدهاند.
ميزان مخاطبان اين كانال بيش از 500 هزار نفر شده است و از سويي بخش جديد خبري شبكه اول مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.
اقدامات مهم سازمان صداوسيما در حوزه فني چه دستاوردهايي را در اين دوره به دنبال داشت؟سازمان صداوسيما در حوزه فني و تحولات ديجيتال و همچنين در عرصه رسانههاي نوين دچار كاستيهايي بود كه بايد در اين حوزه با جديت بيشتري حركت ميشد. در اين مدت، اين كاستيها تا حدود زيادي در آرشيو سازمان و شبكهها جبران شد، منابع آرشيوي با كيفيت بالايي بازسازي شدند و قابليت جستوجو پيدا كردند تا به سهولت در دسترس حوزههاي مختلف سازمان قرار گيرد. همچنين پخش شبكه پرس تيوي، شبكه تهران، شبكه آيفيلم و شبكه مستند نيزHD شد و با توجه به اقدامات صورت گرفته، شبكه سه سيما نيز در خرداد سالجاري به جمع شبكههاي HD خواهد پيوست.
و اما يكي از مهمترين اقدامات در حوزه فني كه با تلاش همكاران و مهندسان حوزه فني تحقق يافت، تغيير نسبت تصاوير از فرمت 3/4 به 9/16 در شبكههاي يك، دو، چهار، پنج، نمايش، قرآن، ورزش، آموزش، سلامت و نسيم بود كه موجب ميشود تصاوير با كيفيت بهتري قابل دريافت باشد. تجهيزات تلويزيوني كه تصوير را با فرمت 3/4 توليد و پخش ميكنند از رده خارج شده و ضروري بود كه از تجهيزات جديد بهره گرفته شود.
اگر بخواهيد به ديگر اقدامات خود در 18 ماهي كه از مديريت شما بر صداوسيما ميگذرد اشاره كنيد، مهمترين آنها را چه ميدانيد؟مقابله با بيانضباطي مالي و كاري در بخشهاي مختلف سازمان كه بر همين مبنا نيز هم صرفهجويي مالي به همراه داشتيم و هم توجه ويژه به مقوله كار موظف انجام گرفت كه نتايج خوبي را به همراه داشت. از ديگر مواردي كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه وظايف و مأموريتهاي اصلي شبكههاي راديويي و تلويزيوني و اولويتهاي كاري آنها در سال 95 مشخص و مقرر شد تا بودجه براساس برنامه و اولويتهاي مصوب پرداخت شود. در ضمن بودجه سال 95 نيز به واحدها ابلاغ شد چنين موضوعي كه بودجه در ابتداي سال به واحدها ابلاغ شود، سابقه نداشته است.
حذف يا ادغام برخي شبكهها را چگونه ارزيابي ميكنيد، با توجه به اينكه حاشيههايي نيز به همراه داشته است؟اولاً بپذيريم كه كيفيت بر كميت ارجحيت دارد، بنابراين بايد تمام تلاش خود را بر كيفيسازي متمركز ميكرديم. اعتقادم بر اين است كه شبكههايي كه مخاطبان كمي دارند يا به نوعي موازي محسوب ميشوند، يا بايد در هم ادغام شوند يا از گردونه پخش حذف شوند. اين سياست چندين مزيت دارد، اولاً اينكه فقط به فكر پر كردن آنتن براي شبكهها نخواهيم بود و لذا ميتوانيم بر كيفيسازي متمركز شويم، در ثاني هزينههاي توليد و پخش برنامههايي كه از پايينترين كيفيت برخوردارند، صرفهجويي ميشود. چرا وقتي كه ميتوانيم بر توليدات حرفهايتر متمركز شويم، نبايد به فكر توليد سطح پايين باشيم. به عنوان نمونه ميتوان به ادغام شبكههاي نمايش و تماشا اشاره كرد، چراكه در كنار شبكه آيفيلم و با توجه به محدوديت منابع در حوزه فيلم و سريال به تكرار در فاصلههاي كوتاه افتادند و با شبكه شما كه توفيق لازم را در جذب مخاطب به دست نياورد به توليد محدود و مشابه ساير شبكهها روي آورد كه محدوديت منابع موجب ادغام اين شبكه با شبكه ديگري شد.