کد خبر: 783778
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۰
مرد مزاحم وقتي متوجه شد دختر جوان رؤياي رفتن به اروپا را در سر دارد، او را فريب داد و ...
 مرد مزاحم وقتي متوجه شد دختر جوان رؤياي رفتن به اروپا را در سر دارد، او را فريب داد و طلاهايش را سرقت كرد.
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختري به اداره پليس رفت و گفت: مردي او را به بهانه بردن به اروپا فريب داده و پس از ربودن تمام طلاهايش گريخته است.
او در توضيح ماجرا گفت:  من اهل يكي از شهرستان‌هاي غربي كشور هستم. مدتي است در خانه‌مان شاهد درگيري پدر و مادرم هستم. آنها هيچ توجهي به من ندارند و هميشه سرگرم كارهاي خودشان هستند. مدتي قبل تصميم گرفتم براي ادامه تحصيل و زندگي به يكي از كشورهاي اروپايي بروم تا اينكه مرد ناشناسي چند بار با من تماس گرفت و اصرار كرد تا با هم حرف بزنيم. فرهاد به من گفت كه اهل تهران است و با چرب‌زباني خودش را به من نزديك كرد تا اينكه به او اعتماد كردم و ماجراي زندگي‌ام را برايش توضيح دادم. وقتي درباره رؤياي زندگي‌ام حرف زدم، فرهاد گفت: مدتي در يكي از كشورهاي اروپايي زندگي كرده و مي‌تواند با روابطي كه در سفارتخانه‌ها دارد، مقدمات سفر مرا به اروپا فراهم كند.  دختر جوان ادامه داد: چند روز قبل فرهاد با من تماس گرفت و خواست براي انجام كارهايم به تهران بروم. او به من گفت براي كارهاي سفارت و گرفتن ويزا نياز به پول دارم و از من خواست هر چه پول و طلا و جواهر دارم با خودم به تهران بياورم.
 
 مي خواستم برم اروپا اما سر از يكي از بزرگراه‌ها در آوردم

وي ادامه داد:  ديروز تمام طلاهايم را برداشتم و راهي تهران شدم. فرهاد در ترمينال به سراغم آمد و اين اولين ملاقات من با او بود. او شب مرا به مسافرخانه‌اي در جنوب تهران برد و قرار شد صبح مرا براي انجام كارهايم به سفارت ببرد. آن شب به خاطر عشق رفتن به اروپا تا صبح نخوابيدم تا اينكه صبح او مرا سوار خودرو كرد و به راه افتاد. در حاشيه يكي از بزرگراه‌ها توقف كرد و از من خواست هر چه طلا و پول دارم به او بدهم. وقتي علت را پرسيدم، چاقو كشيد و مرا تهديد به مرگ كرد. بعد هم من را پياده كرد و با پول و طلاها گريخت. با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي آرش سيفي، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران براي رسيدگي و شناسايي مرد آدم‌ربا در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
  
 شناسايي متهم در يكي از شهرستان‌هاي مركزي

مأموران در نخستين گام، شماره تلفن متهم را بررسي كردند و موفق شدند وي را كه اهل يكي از شهرستان‌هاي مركزي است، شناسايي كنند. وقتي مأموران براي دستگيري وي وارد عمل شدند دريافتند متهم مدتي است به مكان نامعلومي گريخته است. در حالي كه متهم هيچ سرنخي از مخفيگاه جديدش به جا نگذاشته بود، مأموران با آموزش شاكي وي را در يك قرار ملاقات صوري به دام انداختند. متهم پس از دستگيري به جرم خود اعتراف كرد.
وي گفت:  من وضع مالي خوبي داشتم تا اينكه ورشكست شدم. هر روز طلبكارها براي گرفتن پولشان سراغم مي‌آمدند تا اينكه اين نقشه به فكرم رسيد. من هر روز به صورت اتفاقي با چندين شماره تماس مي‌گرفتم تا اينكه با شاكي موفق به حرف زدن شدم . همان ابتدا متوجه شدم او نياز به محبت دارد و سعي كردم با ابراز علاقه او را فريب دهم. من قصد داشتم از اين طريق از او اخاذي يا سرقت كنم تا اينكه فهميدم او علاقه زيادي به زندگي در اروپا دارد. به همين دليل به دروغ ادعا كردم كه در اروپا زندگي كرده‌ام و آنجا آشنا دارم. شاكي وقتي حرف‌هاي مرا شنيد و از من خواست مقدمات سفر او را به اروپا فراهم كنم. پس از اين، من هم قبول كردم و در تهران قرار ملاقات گذاشتيم. روز حادثه به او گفتم كه مداركش ناقص است بايد به شهرستان برود، كامل كند و از طرفي دوست سفارتي‌ام به مسافرت رفته و تا چند روز ديگر بر مي‌گردد. پس از اين او را به ترمينال بردم و در فرصت مناسب كه شاكي به دستشويي رفته بود، تمام طلاها و پول‌هايش را از كيفش سرقت كردم. وي در پايان گفت:  من آدم‌ربايي و زورگيري نكرده‌ام و شاكي دروغ مي‌گويد و فقط اموالش را سرقت كرده‌ام.
متهم براي تحقيقات بيشتر و شناسايي شاكيان احتمالي به دستور قاضي سيفي در اختيار كارآگاهان قرار گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار