کد خبر: 783255
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۸
دستنوشته‌هاي يك مهندس شهيد
«آرزو بر جوانان عيب نيست. هرچند هنوز هم معتقدم شهادت براي ابعاد و اندازه‌هاي جسمي و روحاني من خيلي خيلي بزرگ است، ولي دوست دارم اگر بناي زيارت آقام اباعبدالله شد، اين زيارت در جامع شهادت باشد و پايم را از حد فراتر مي‌گذارم و از ارباب مي‌خواهم شهادت به سبك و كيفيت شهادت حضرت علي اكبر ليلا باشد الهي امين. يك‌شنبه 29 محرم 1436.» (دوم آذرماه 1393)
عليرضا محمدي
  «آرزو بر جوانان عيب نيست. هرچند هنوز هم معتقدم شهادت براي ابعاد و اندازه‌هاي جسمي و روحاني من خيلي خيلي بزرگ است، ولي دوست دارم اگر بناي زيارت آقام اباعبدالله شد، اين زيارت در جامع شهادت باشد و پايم را از حد فراتر مي‌گذارم و از ارباب مي‌خواهم شهادت به سبك و كيفيت شهادت حضرت علي اكبر ليلا باشد الهي امين. يك‌شنبه 29 محرم 1436.» (دوم آذرماه 1393)
متن بالا بخشي از دستنوشته‌هاي مهندس شهيد مهدي صابري، فرمانده گروهان حضرت علي اكبر(ع) نيروي مخصوص لشكر فاطميون است. گفتن از آقا مهدي كار راحتي نيست. فضا و زمان بسياري مي‌طلبد. شايد بهتر باشد معرفي‌اش را و اينكه چرا به سوريه رفت تا در سن 25 سالگي به شهادت برسد، به عهده خودش بگذاريم. نوشته‌ها و وصيتنامه‌هاي او آن قدر ساده و روان هستند كه با خواند‌ن‌شان به راحتي مي‌توان فهميد براي چه به جبهه‌ها رفت... براي دنيايي كه در نظرش حقير بود يا...
آقا مهدي همان جوان شير پاك‌خورده‌اي بود كه عمري سرسفره نان حلال پدرش نشست و در محضر مادر درس غيرت و مردانگي آموخت. خودش در وصيتنامه‌اش نوشته است:« روضه گوش دادم مادر و شما لباس مشكي تنم كردي و به مجلس عزا بردي، مديونت هستم. پدر شما لقمه حلال به دهانم گذاشتي ممنونم، روضه لب تشنه، روضه وداع، روضه گودال، روضه در و پهلو، روضه سر بريده و هميشه هم آرزو داشتم اين روضه‌ها بر سرم بيايد و خدا كند، يعني مي‌شود؟ رسيدن به سن 30 سال بعد از آقا علي اكبر برايم ننگ است. تن و بدن سالم داشتن بعد از آقا علي اكبر را نمي‌توانم تصور كنم.»
آقا مهدي همان طور كه آرزو داشت، قبل از 30 سالگي شهادت را در آغوش كشيد. متولد فروردين ماه 68 بود و در اسفند 93 اوج گرفت. بصيرت و عمق اعتقادات و ديدگاه‌هاي اين شهيد مدافع حرم افغانستاني تعجب‌برانگيز است. كاش بتوانيم در ميانه شلوغي‌هاي زمانه فرصتي به مطالعه آثار برجاي مانده از او بگذاريم. اين نوشتار را با بخش پاياني وصيتنامه‌ شهيد مهدي صابري به انتها مي‌رسانيم: «مادر و پدر سرتان را جلوي ارباب (سيدالشهدا) و بي‌بي‌ليلا بالا بگيريد و هزاران نفر مثل من فداي يك نگاه ارباب و به گل روي آقا علي‌اكبر اين طوري تازه يك مقدار شبيه اهل بيت مي‌شويد. برايتان از خدا اجري جزيل و صبري جميل مي‌خواهم يا علي اكبر.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار