
پسر جوان هنگام دوردور كردن با دوستانش براي خودنمايي شرط گذاشت كه ميتواند دختري را به راحتي سوار خودرو كند، اما وقتي پياده شد نميدانست، دختر مورد نظرش ورزشكار از آب دربيايد و او را ناک اوت كند.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 14 نخستين روز ارديبهشت ماه بود كه دختر جواني به نام مژگان در غرب تهران سراسيمه به اداره پليس رفت و از دو مرد جوان به اتهام اقدام به آدمربايي شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: من ورزشكارم و مدتي است در باشگاهي در نزديكي خانهمان ورزش رزمي كار ميكنم. لحظاتي قبل از باشگاه خارج شدم و به طرف خانهمان به راه افتادم. پس از طي مسافتي متوجه شدم خودروي پژو پرشياي سفيد رنگي با دو سرنشين در تعقيبم است. احساس كردم قصد مزاحمت دارند به همين دليل به داخل پياده رو رفتم تا اينكه خودرو به من نزديك شد و در حالي كه راننده به آرامي حركت ميكرد، سرنشين آن درخواست رابطه دوستي داد و خواست سوار خودروي آنها شوم، اما من به حرفهاي مرد جوان توجهي نكردم و به راهم ادامه دادم. ثانيههايي گذشت و من با قدمهاي تندتر در حال حركت بودم كه احساس كردم، كسي پشت سرم در حال حركت است. وقتي به عقب برگشتم سرنشين خودروي پرشيا را پشت سرم ديدم كه ناگهان گردنم را گرفت و مرا به طرف خودرو كشيد. بلافاصله كولهپشتي باشگاهم را به زمين انداختم تا بهتر از خودم دفاع كنم. چند ضربه رزمي به او زدم و مرد جوان كه معلوم بود فنون رزمي بلد است در برابر ضربات من دفاع كرد. درگيري ما دو نفر ادامه داشت و هر كدام روي يكديگر فن اجرا ميكرديم. مرد جوان دست بردار نبود، انگار مسابقه ورزشي بين ما برگزار شده بود و بايد يك نفرمان شكست ميخورد تا اينكه افراد زيادي در محل جمع شدند و مرد جوان با ديدن مردم مرا رها كرد و سوار خودرو شد و راننده هم با سرعت زيادي از محل گريخت، اما رهگذران موفق شدند شماره پلاك خودروي آنها را يادداشت كنند.
وي در پايان گفت: مرد جوان چندين بار در نزديكي باشگاه مزاحم من شده بود و اصرار داشت با او دوست شوم و وقتي من به او بياعتنايي كردم، نقشه ربودن مرا طراحي كرد كه موفق نشد. پس از طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي سيفي، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران براي رسيدگي و شناسايي دو متهم در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
مأموران در نخستين گام، شماره پلاك خودروي پرشيا را از سامانه پليسي استعلام گرفتند و خيلي زود صاحب خودرو را به نام سهيل شناسايي كردند. بررسيها نشان داد، سهيل در يكي از خيابانهاي غرب تهران زندگي ميكند بنابراين مأموران بلافاصله راهي خانه سهيل شدند و وي را بازداشت كردند. سهيل كه هنوز باورش نميشد مأموران او را شناسايي كردهاند، در بازجوييها منكر جرم خود شد و مدعي شد رهگذران اشتباهي شماره خودروي او را ياداشت كردهاند، اما وقتي با شاكي روبهرو شد، چارهاي جز اعتراف نداشت.
وي گفت: من و دوستم آرين ورزشكار هستيم و باشگاهمان در همان نزديكي باشگاه شاكي است. مدتي بود كه آرين به شاكي ابراز علاقه ميكرد، اما دختر جوان هميشه به او بيمحلي ميكرد. آرين مدعي بود كه به خاطر تيپ و قيافهاش خيلي راحت با هر دختري دوست ميشود، اما من هميشه او را مسخره ميكردم تا اينكه روز حادثه شاكي را ديديم كه از باشگاه بيرون آمد. آرين گفت كه امروز دل او را بهدست ميآورم و با او دوست ميشوم به همين دليل از من خواست با خودرو به او نزديك شوم. وي ابتدا با چربزباني قصد فريب شاكي را داشت و خواست از او شماره تلفن بگيرد، اما دختر جوان به او اعتنايي نكرد و به راهش ادامه داد، اما دوست من دست بردار نبود و گفت به زور او را سوار خودرو ميكند تا با او دوست شود. به او گفتم كه دختر جوان ورزشكار است و از پس او بر نميآيي كه آرين به شدت عصباني شد و با من شرط گذاشت اگر دختر جوان را به زور سوار خودروی من كند به او در رستوران شيكي شام بدهد و من هم قبول كردم. سپس آرين از خودرو پياده شد و به طرف دختر جوان رفت و گردنش را گرفت تا او را به طرف خودرو بكشاند، اما موفق نشد و آنها با هم درگير شدند. دختر جوان با فنون رزمي كه بلد بود از پس دوست من برآمد و در نهايت وقتي مردم جمع شدند از ترس فرار كرديم. با اعتراف متهم، كارآگاهان آرين را عصر روز شنبه 18 ارديبهشت ماه بازداشت كردند. وي در بازجوييها به جرم خود اقرار كرد و گفت: من ميخواستم بين دوستانم خودنمايي كنم و به همين خاطر ادعا كردم كه با هر دختري بخواهم ميتوانم دوست شوم. مدتي قبل شاكي را ديدم و تصميم گرفتم با او دوست شوم. من چندين بار به او پيشنهاد دوستي دادم، اما او قبول نكرد تا اينكه روز حادثه وقتي به من جلوي دوستم بياعتنايي كرد، خيلي عصباني شدم و با دوستم شرطبندي كردم كه دختر جوان را به زور سوار خودرو كنم تا با او دوست شوم، اما فكر نميكردم موفق به اين كار نشوم.
دو متهم به دستور قاضي آرشسيفي براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.