خواندن درددلهاي ورزشکاري که روزي در سطح قهرماني بوده ولي به دليل مصدوميت آيندهاش دگرگون شده، دردناک است. مسئولان تا زماني که ورزشکاران در عرصه قهرماني هستند با آنها عکس يادگاري ميگيرند اما به محض بروز کوچکترين مشکلي حتي سراغشان را هم نميگيرند. اين واقعيت تلخي است که متأسفانه در ورزش ايران موارد زيادي از آن را شاهد هستيم، مواردي که هر ازچندگاهي با پيگيري اهالي رسانه مصاحبهاي از آنها به اميد آگاه شدن مسئولان منتشر ميشود منتها آنها که دستاندرکار ورزش هستند يا به روي مبارک نميآورند يا با دادن چند وعده خشک و خالي ورزشکار رنج کشيده را براي چند روز اميدوار ميکنند. ايرج خدري، بسکتباليست بلندقامتي است که مثل خيليهاي ديگر پس از آسيبديدگي شديد نه تنها از دنياي ورزش دور ماند بلکه با بيتوجهي مسئولان به دست فراموشي سپرده شد تا اين روزها با دستفروشي کنار خيابان گذران زندگي کند. در حالي که همدورههاي او هر کدام براي خود جايگاهي در بسکتبال دارند. شايد اگر او هم اسير مصدوميت نشده بود حالا در ليگ برتر مربيگري ميکرد.
متأسفانه امثال خدري کم نداريم. ورزش ما پر است از چهرههايي که با نگاهي به زندگي آنها به اين حقيقت پي ميبريم که «پهلوان زنده را عشق است.» شعاري که دستاندرکاران ورزش ايران به شدت آن را جدي گرفتهاند و روي آن پافشاري ميکنند. فرقي هم نميکند مسئوليت ورزش به دست کدام گروه و جناح باشد، در هر صورت هر مديري که روي کار ميآيد از علاقهاش به ورزش و قهرمانان ميگويد، در مراسم مختلف تا ميتواند در کنارشان عکس ميگيرد، شعارهاي فريبنده براي توجه هرچه بيشتر به ورزشکاران ميدهد و... اما زمان عمل زودتر از بقيه پا پس ميکشد و جواب تلفن هيچ کس را نميدهد. اينها همان کساني هستند که تا همين چند سال پيش هر روز به مراسمي دعوت ميشدند و مديران براي جلسه گذاشتن با آنها سر و دست ميشکستند. با اين حال به محض بحراني شدن شرايطشان آن هم به خاطر ورزش و در حين بازي به دست فراموشي سپرده ميشوند. بايد تأکيد کرد که امثال خدري در زمين ورزشي دچار آسيبديدگي شدهاند. طي اين سالها نه خبري از کمک کردن به آنها ميشود نه حتي حاضر ميشويم شغلي برايشان دست و پا کنيم تا به مشاغل کاذب روي نياورند. حق ورزشکار و قهرماني که در بهترين سالهاي عمرش به ورزش کشور خدمت کرده، اين نيست که در ميانسالي و پيري دستفروشي کرده تا بخشي از هزينههاي سنگين درمان همسرش را دست و پا کند. منصفانه نيست ورزشکارمان توانايي اجاره يک خانه نقلي را هم نداشته باشد و دست به دامن خيرين شود.
بارها در خصوص تأمين نبودن آينده ورزشکاران در محافل مختلف صحبت شده و اتفاقاً همه مسئولان نيز اين موضوع را تأييد کردهاند. با اين حال تا به امروز به غير از صندوق حمايت از قهرمانان گام مثبتي براي حل اين معضل جدي و مخرب برداشته نشده است. به علاوه اينکه صندوق قهرمانان نيز براي حمايت ورزشکاران ضوابط و قوانين خود را دارد و کمکهاي اين نهاد نيز در بسياري از موارد تأمينکننده همه نيازهاي ورزشکاران نيست. از سوي ديگر اصلاً نبايد شرايط طوري پيش رود که قهرمانانمان به کمک ديگران نيازمند شوند. در صورتي که قانوني براي بيمه و بازنشستگي اين قشر زحمتکش در همان دوران جواني و حرفهاي در نظر گرفته شود قطعاً ورزشکاران با رسيدن به سن بازنشستگي يا دور شدن از ورزش به دليل بيماري و مصدوميت نگراني از بابت تأمين مخارج زندگي نخواهند داشت. ورزشکاران و قهرمانان سرمايههاي ملي هر کشوري هستند. در صورتي که قدرشان را بدانيم و خيلي زود آنها را از ياد نبريم جواناني که به تازگي پا به عرصه ورزش ميگذارند نيز با انگيزه و اطمينان بيشتري تلاش ميکنند و بيشتر از آنکه دغدغه مسائل مادي و تأمين زندگيشان را داشته باشند بدون شک ششدانگ حواسشان را معطوف به افتخارآفريني و اهتزاز پرچم ايران ميکنند.