از چند سالگي به جبهه رفتيد؟16 سال بيشتر نداشتم كه راهي ميدان جنگ شدم. امام فرمان دفاع از مرزهاي كشور را داده بودند و اين تكليفي شد تا من هم چون ديگر هم سن و سالهايم درس را رها كنم و به جهاد بروم. آن زمان جنگ و دفاع از كشور براي ما اولويت داشت زيرا جنگي كه در پيش بود جنگي نابرابر بود. ما توان نظامي و تجهيزات و سلاحهاي زيادي براي مبارزه نداشتيم. خانواده تا حدودي مخالف حضور من در جبهههاي رزم بودند. سن چنداني نداشتم و محصل بودم. اما وقتي ولايتپذيري در خانوادهاي ريشه داشته باشد تكليف بر همه مشخص ميشود. بنابراين خانواده هم نهايتاً راضي به رفتنم شدند.
در آن سن و سال چه كارهايي در منطقه ميكرديد و در چه عملياتي حضور داشتيد؟در زمان حضورم در جبهه فعاليتهاي متعددي انجام ميدادم. تيرانداز معمولي بودم، كمك آرپيجيزن بودم و خدمه توپ 106بودم. همچنين در كادردرماني بيمارستان صحرايي خدمت هم كردم. در نهايت توانستم 15 ماه حضور داشته باشم. در عملياتهايي نظير والفجر مقدماتي، والفجر 6، والفجر 8 در عمليات باز پسگيري فاو و مجنون سعادت حضور داشتم. در اين مدت با رزمندگان و همرزمان شهيدي چون آزاده حميد حيدري، شهيد رودي، شهيد هادي پژاوند، شهيد زالنجاد، شهيدروحي، شهيد فرهاد لطفي، شهيد حاج اسماعيل حيدري كه چندي پيش در دفاع از حرم الالله در سوريه به شهادت رسيدند، همسنگر بودهام.
طي اين مدت مجروح هم شديد؟بله، در شهر فاو و بر اثر اصابت راكت هواپيماي دشمن دچار موج شدم و به افتخار جانبازي در جبهههاي اسلام نائل آمدم.
گويا سردار شهيد حاج اسماعيل حيدري از دوستان و همرزمان شما بودند؟ به نظر شما چرا بايد امثال حيدريها يا داماد شهيدتان به جبهه مقاومت اسلامي بپيوندند؟به نظر من بسيار طبيعي است كه ما براي رهايي مسلمانان از بند ظلم و تجاوز (اگر نياز باشد) به كشورهاي ديگر هم سفر كنيم. امروز مرز ما عراق و سوريه است. اين دفاع از اسلام و اهل بيت است. مگر ميشود شيعه بود و پيرو عليبن ابيطالب نبود. هم او كه فرمودند اگر خلخال از پاي زن يهودي بردارند رواست كه مرد مسلمان از غصه دق كند. ولايتپذيري كه باشد تكليف بر همه مشخص ميشود. امروز امر ولايت بر دفاع از اسلام در بيرون از مرزها است. به شخصه اگر امروز رهبر و ولي امر مسلمين فرمان بدهند در هر كجاي دنيا كه باشد براي دفاع از حريم اسلام و حريم انقلاب اسلامي و ولايت شركت خواهم نمود. اگر امروز بيتوجهي به خرج بدهيم و خود را به خواب غفلت بزنيم، بيترديد در ميان مردم خود و در ميان شهرهاي خود بايد با تروريستهاي تكفيري به مبارزه برخيزيم كه اين بهاي بس گران و سنگيني را براي ما به همراه دارد. امروز مردم ما در امنيت كامل هستند و طعم اين امنيت و آسودگي خاطر را تنها آنهايي ميدانند كه جنگ در كشور را ديده يا در سوريه و عراق حضور داشتهاند. داماد خود من نيز به خيل شهداي مدافع حرم پيوست. مهندس شهيد هادي جعفري و همچنين همرزم ديرينم حاج اسماعيل حيدري كه يادگار روزهاي دفاع مقدس نيز بود.
به نظر شما چه شباهتي بين جبهههاي خودمان در روزهاي نبرد با دشمنان بعثي و امروز در نبرد با گروههاي تكفيري- صهيونيستي وجود دارد؟ تفاوتي با هم ندارند. آن روزها تجاوز، تعدي و كينه دشمنان ما از آستين صدام بيرون آمد و امروز اين دشمني و عداوت ديرينه از آستين داعش و تكفيريها. هر دو جبهه، جبهه مقاومت اسلامي و جبهه نبرد با كفار است. جبهه ظلمستيزي است. جنگ در هر شرايطي بسيار تلخ است اما در جنگ ما ايثار، از خودگذشتگي، شجاعت و شهامت رزمندگان از ويژگي جوانان بود كه به زيبايي آن روزها ميافزود. در جبهه ايثار كه نمونه بارزش رزمندگان و شهدا بودند، ديده ميشد. ولايتمداري رمز اصلي حضور آن دلاورمردان بود كه اگر امروز اين رمز وجود نداشت ما شاهد اين همه حضور در همه شرايط سني نبوديم.