روز گذشته در همين صفحه درباره بازي موهوم «انقلاب 1979» نوشتيم كه در قالب يك بازي رايانهاي به تحريف و جعل وقايع انقلاب اسلامي ايران پرداخته است. به همين دليل اقداماتي از سوي بنياد ملي بازيهاي رايانهاي براي جلوگيري از پخش اين بازي و همچنين فيلتر كردن لينكهاي دانلود آن در فضاي مجازي شروع شده است. بي شك برخورد با اشاعه محصولات ضد انقلابي لازم و پسنديده است، اما راهكار اساسي براي خنثي كردن تهديدات فرهنگي، اهتمام به توليد و عرضه آثاري است كه بتواند با جذب مخاطب، فضاي مسموم كنوني را به نفع ارزشهاي اصيل ملي و مذهبي تغيير دهند. مخاطب ايراني نيازمند محتواي جذاب و اثرگذار است كه مطابق با فرهنگ و هويت ما توليد شده باشد و با شرايط مناسب از نظر قيمت و كيفيت عرضه شود. «مبارزه در خليج عدن» نمونهاي از تلاشهاي قشر فرهنگي متعهد براي بهرهگيري از ظرفيتهاي بازي به عنوان يك رسانه پرنفوذ است. اين بازي ويدئويي ايراني، در سبك تيراندازي اول شخص طراحي شده و در آن، كاربر در نقش يكي از تكاوران نيروي دريايي ايران به جنگ با دزدان دريايي منطقه خليج عدن ميپردازد. سازنده بازي «مبارزه در خليج عدن» درباره توانمنديهاي داخلي در حوزه بازيسازي از نظر فني و محتوايي ميگويد: در حال حاضر، در منطقه جزو كشورهاي تأثيرگذار هستيم، گرچه افراد زيادي را هم داريم كه بهرغم دارا بودن توانمندي توليد محصول، به صورت شايسته، از ظرفيتشان استفاده نشده است. شاهين صياد حقيقي بخشي از مشكل را در نوع نگاه به بازيهاي رايانهاي ميداند: هنوز به عنوان يك رسانه به بازي نگاه نميشود، در حالي كه به جرئت ميتوان گفت زماني كه مردم صرف بازي ميكنند به مراتب بيشتر از زماني است كه براي رسانههاي ديگر ميگذارند. صياد حقيقي گلايههايي هم در خصوص كمكاري رسانههاي داخلي در معرفي بازيهاي ايراني دارد؛ او معتقد است: يك بازي داخلي، حتي اگر محتوايي هم نداشته باشد، همين كه اوقات فراغت فرد را پر ميكند، باعث ميشود مخاطب سراغ محصول خارجي كه محتوا و پيام منفي دارد، نرود، اما متأسفانه رسانههاي ما اين توليدات را ناديده ميگيرند و صداي بازيسازان شنيده نميشود. اين فعال بازيهاي رايانهاي خاطرنشان ميكند: بازي به عنوان يك رسانه ميتواند منتقل كننده پيامهاي مختلفي باشد و اين پيامها حتي ميتوانند موارد آموزشي هم داشته باشند، اما آنچه بازي را از ساير رسانهها متمايز ميكند، ساختار تعاملي آن است.