پس از انتشار اين دو مطلب، دبير گروه تاريخ «جوان» و نويسنده مطلب «قدر حصر را بدانيد!» با تأكيد بر اينكه با شيدايي به امام رشد كرده و خود را شناخته، توضيحي براي «جماران» ارسال كرده است. متن نامه محمدرضا كائيني به شرح زير است:
سردبير محترم پايگاه خبري جماران «دامتوفيقه»بعدالتحيات، درمورخه 25 فروردين ماه سال جاري يادداشتي با عنوان«حتي دشمنان نظام و امام چنين بيانصاف نيستند» بدون امضا و نيز در مورخه 27 فروردين ماه نيز يادداشت ديگري با عنوان«منطق واقعي امام و انقلاب كدام است؟» به قلم جناب آقاي روزبه علمداري در واكنش به مقاله كوتاه اينجانب در روزنامه جوان مورخه 24 فروردينماه در آن پايگاه محترم خبري درج شد. هرچند يادداشتي كه در مورخه 25 فروردينماه با عنوان «درباره يادداشت ديروز» در جوان منتشر شد، ميتواند رافع بسياري از سوء برداشتهاي دو مقال فوق باشد، اما با فرض خوشبينانه ديده نشدن آن يادداشت توسط نويسندگان محترمِ مورد اشاره ، نكات ذيل را قلمي ميكنم. متمني است وفق قانون مطبوعات، نسبت به انتشار آن در پايگاه خبري جماران اقدام فرماييد.
1-خوب است مطلع باشيد كه اصل اين نوشتار، در واقع چند خط يادداشت بوده كه در يكي از شبكههاي اجتماعي منتشر شد. همگان ميدانند كه لحن نگارش در اين شبكهها، با مقالهنگاري در رسانههاي رسمي كاملاً متفاوت است. اين تفاوت لحن در دو عرصه مزبور، در رفتار بسياري از مسئولان كشور و حتي خاندان محترم حضرت امام(قده)نيز وجود داشته است. بنابراين بيش از هرچيز بدانيد كه يادداشت فوق الذكر، علي الاصول براي رسانههاي مزبور نگاشته نشده، هرچند توسط برخي از آنها بازتاب داده شده است.
2-روح حاكم بر يادداشت كوتاه اينجانب اين بوده است كه اولاً: مجازات حصر در دوران زعامت حضرت امام خميني (قده) وقطعا با علم و ابرام ايشان درباره برخي از مخالفان و شوريدگان بر نظام اعمال شده و مشروعيت يافته است. بنابراين چيزي نيست كه ازسال 88 به اين سو ابداع وحافظه جامعه نسبت به آن خالي باشد. طبعاً تكرار آن دربرهه حاضر، به نظر مسئولان بستگي دارد. ثانياً: كساني كه امروزه به دليل رفتارهاي ساختارشكنانه خود مورد چنين رويكردي قرار گرفتهاند، در دوران اعمال آن درباره ديگران دردهه آغازين انقلاب كجا بودند و درباره آن چه موضعي داشتند؟جالب اينجاست كه در يادداشت بي امضاي مورخه 25 فروردين آن پايگاه خبري، نگارنده از اساس حصر آقايان قمي وروحاني را منكر شده وآن را به تمايل آقايان به گوشهنشيني نسبت داده است!!من دراين مقال نميخواهم با ذكر نكاتي دراين باره، زمينهساز سوء استفاده برخي عناصر و رسانههاي ضدانقلاب شوم، ولي ميتوانم از نويسنده بخواهم كه دستكم دراين باره، ازيك نفر مطلع سوال كنند! جالب اينجاست كه همان نويسنده محترم به بنده نسبت دادهاند كه رسانهها دردوران حصر با آقاي شريعتمداري مصاحبه ميكردهاند! درحالي كه نگارنده درآن يادداشت نوشته بود كه انتقاد آقاي كروبي به مهندس بازرگان دريكي ازسخنرانيهاي پيش از خطبههاي نمازجمعه تهران، اين بود كه چرا در راستاي رهبرسازي موازي با حضرت امام در دوران اوج گيري انقلاب، ارباب رسانهها را به منزل آقاي شريعتمداري سوق ميداده است. اين مسئله چه ربطي به دوران حصر نامبرده دارد؟آيا ما بايد اينقدر درجواب دادن به يكديگر عجله كنيم كه حتي حرف يكديگر را متوجه نشويم؟
3-ذكرجمله«دوران طلايي امام راحل» درداخل گيومه، نه ازباب تعريض وكنايه به آن دوران، كه يادآوري تكه كلام آقاي ميرحسين موسوي دردوران قبل وبعد از انتخابات 88 بوده است. عنواني كه بعدها مشخص شد تنها جنبه تبليغي داشته ومبدعان ومبلغان آن، به لوازم اين تعبير پايبند نبوده ونيستند. استفاده از تعبير «آويزان كردن»نيز نه به مفهوم مورد علاقه وبرداشت يادداشت نويسان آن پايگاه، كه كنايه از برخورد قاطع وجدي حضرت امام با محاربان ومفسدان في الارض است، چيزي از جنس دستور رسيدگي مجدد به پرونده منافقين زنداني درسال 67. اگر قرار باشد اينقدر «جمود به لفظ» داشته وظاهر كلام را بدون توجه به روح حاكم برآن بسنجيم، با انبوهي از جملات پيامبر(ص) وائمه(ع) ونيز حضرت امام ورهبر معظم انقلاب كه تعابيري ازاين دست درآن وجود دارد، چگونه مواجه خواهيم شد؟ ربط دادن استناد به جنبههاي «جلالي» منش حضرت امام به «خونريز»و«ظالم» بودن ايشان، همانقدر سست ونامقبول است كه چنين نتيجهاي از بيان داستانهاي اجراي حدود توسط پيامبر(ص) اميرمومنان وامام مجتبي (ع).
4-انتصاب وانتساب به حضرت امام خميني درطول دوران قبل وبعد از انقلاب، هرگز مانع ازآن نميشود كه عدهاي ازآنان به ورطه مخالفت، عناد با نظام وحتي افسادفي الارض در غلتند. نمونههاي آن دردوران پس از انقلاب فراوانند وآشنايان به تاريخ انقلاب، بسياري از آنان را ميشناسند. ازاين روي استدلال آقاي علمداري به سابقه آقاي كروبي درتطهير وي از اتهامات سال88 به بعد، منطقي نيست. با اين همه نگارنده نيز اميدوار است كه افراد محصور با آراسته شدن به توبه، به ساحت نظام وانقلاب بازگشته وعاقبت به خير شوند.
5-خوب است كاركنان جديدالورود آن پايگاه خبري بدانند كه به اذعان بسياري از علما وصاحبنظران، بهترين يادمانهاي مطبوعاتي والكترونيكي حضرت امام(قده) طي 27سال اخير، توسط يا زير نظر اينجانب تدوين يافته است. شايد اين را هم خبر نداشته باشيد كه بسياري از مصاحبه ها، مقالات وگزارشات تصويري كه هم اينك نيز با موضوع سيره حضرت امام(قده) دررسانهها منتشر ميشود، با يا بي ذكر نام، از توليدات اينجانب است. بنابراين ادعاي توهين به ساحت آن بزرگ توسط چون مني، بيشتر به مطايبه ميماند!من با شيدايي به امام رشد كرده ام، اورا ازدوراني كه خود راشناخته ام، دردل وجان داشته ام وهرگز نميتوانم روزي را تصور كنم كه از مهر وعشق او منفك شوم.
اللهم ارنا الاشياء كما هي