«انتقال جنسي ايدز در كشور رو به گسترش است و به همين دليل آموزش روشهاي پيشگيري از آن جزو برنامههاي پررنگ وزارت بهداشت قرار گرفته است.»
اين جملهاي است كه روز گذشته رئيس اداره كنترل ايدز و بيماريهاي آميزشي وزارت بهداشت عنوان كرد و يكبار ديگر نگاهها را به سمت معضلي معطوف كرد كه هر بار آمار و ارقامي از آن ارائه ميشود و بدون اينكه كار صورت بگيرد، كمكم به دست فراموشي سپرده ميشود تا آمار بعد و قولها و برنامههاي بيعمل و آمارهاي ديگر.
با اينكه اكثر شهروندان ادعا ميكنند از ايدز و عواقب آن واهمه دارند، اما افزايش مبتلايان به ويروس اچآيوي حكايت از چيز ديگري دارد زيرا چنين به نظر ميرسد، در زماني كه افراد دست به رفتارهاي پرخطر ميزنند، به تنها چيزي كه فكر نميكنند، آلوده شدن به اين ويروس است.
با استناد به آمارهاي وزارت بهداشت درباره افراد مبتلا به ايدز، مشخص ميشود كه از سال 67 تا اول مهرماه سال قبل 30هزار و 183 مورد شناسايي شدهاند كه 67 درصد انتقال از طريق اعتياد تزريقي و 18درصد از طريق جنسي صورت گرفته است اما وقتي به سراغ مبتلايان به ايدز در سال 93 ميرويم معلوم ميشود41 درصد آنها از طريق اعتياد تزريقي و 36 درصد از طريق جنسي بوده است. همچنين 15درصد از كل آمار افراد مبتلا به ايدز از سال 67 تا 94 را زنان و 85درصد را مردان تشكيل دادهاند.
افزايش مبتلايان به ايدز آن هم از طريق روابط جنسي در شرايطي صورت ميگيرد كه ايران همراه با ساير كشورها در راستاي اهداف بينالمللي خود، براي رسيدن به پايان همهگيري ايدز تا سال 2030 متعهد به انجام سه هدف شده است. شناسايي 90 درصد موارد آلوده به ايدز، مراقبت و درمان 90 درصد موارد مبتلا و همچنين درمان 90 درصد از افرادي كه حجم ويروس در بدن آنها به حدي رسيده كه قابليت انتقال و عفونتزايي به ديگران را نداشته باشد، سه هدف اصلي اين برنامه هستند.
حال با اين اوصاف اگر مسئولان فكر كنند كه ميتوانند با فعال كردن بخشهاي مطالعاتي و تحقيقاتي، سدي در برابر اشاعه اين بيماري بنا كنند، سخت در اشتباهند، چون تا راه براي وروديها بسته نشود، هرگز توفيقي نصيب كسي نخواهد شد و گواه اين ادعا هم تمام تلاشهايي است كه تا امروز صورت گرفته و در مقابل نتيجهاي عكس حاصل شده است.
مسئولان وزارت بهداشت ميگويند: «دستورالعملهاي مراقبت و درمان اچآيوي، ايدز و بيماريهاي آميزشي با آخرين اطلاعات علمي روز و همچنين پيشنهاد بخشهاي علمي و بينالمللي مورد بازنگري قرار گرفتهاند و بر اين اساس اطلاعات به دست آمده از گزارشات اجرايي، تطبيق و تدوين شده است.»
اما به راستي اين كارها تا چه حد مثمر ثمر خواهند بود و افرادي كه در معرض آسيب قرار دارند در كجاي اين معادلات ميگنجند؟
بي شك در اولين گام براي پيشگيري از ورود افراد جديد به آمار مبتلايان به ايدز بايد تك تك افراد جامعه با اين درد و عوارضش آشنا شوند و خود را ملزم به مشاركت در تمام برنامههاي پيشگيري و كنترل اچآيوي بدانند.
همچنين در گروه نوجوانان و جوانان به چند خط آموزش در مدارس و چند بسته آموزشي اكتفا نشود.
پايين آمدن سن مبتلايان نيز بيانگر اين موضوع است كه بسياري از نيازهاي قشر جوان و نوجوان جامعه بدون پاسخ باقي مانده است؛ نيازهايي كه در زمان طغيان، عقل و تفكر را از كار انداخته و جز به رفعشان، آن هم به هر طريق ممكن، به چيز ديگري نميانديشند.