وقتي از يك فوقتخصص جراحي پلاستيك صحبت ميشود همگي بياختيار به ياد كشيدن پوست يا عمل كردن بيني و گذاشتن گونه و خلاصه از اين قبيل كارها ميافتند.
جراحي زيبايي براي بسياري از ما مترادف با اقداماتي براي زيبا شدن است اما كم نيستند افرادي كه نه براي زيباييهاي لوكسي از قبيل كوچك و سربالا كردن بيني يا تغيير مدل چانه و كشيدن پوست، بلكه براي حداقلها نيازمند تخصص جراحي پلاستيك هستند. بيماران شكاف لب و كام جزو اين گروه هستند كه به خاطر ابتلا به يك بيماري مادرزادي براي خوردن، آشاميدن و حتي صحبت كردن مشكل دارند و در گوشه و كنار كشورمان هستند بيماراني كه به دليل نداشتن هزينههاي جراحي و درمان سالهاست با اين بيماري و عوارض آن زندگي ميكنند.
اما اين بار يك گروه از پزشكان فوق تخصص جراحي پلاستيك به صورت داوطلبانه به سراغ اين بيماران رفتهاند تا آنها را درمان كنند. البته اين نخستين باري نيست كه گروه جراحان پلاستيك داوطلب براي انجام جراحيهاي داوطلبانه به مناطق محروم ميروند.
اين گروه داوطلب از سال 87 در اين مسير قدم گذاشته و با سفر به مناطق محروم كشور بيماران فقير مبتلا به شكاف كام و لب مادرزادي را درمان ميكنند. در سفر چهاردهم اين گروه اين بار به سيستان و بلوچستان رفته بود و ارمغان اين سفر انجام 120 عمل جراحي در دانشگاه علوم پزشكي زاهدان بود که هم کام بیماران و هم کام پزشکان را شیرین کرد. پاي صحبتهاي دكتر عبد الجليل كلانتر هرمزي نشستهايم تا از اين سفرها و انگيزههايي كه موجب ميشود تا گروهي از جراحان فوق تخصص پلاستيك چند روزي لوكسترين عملهاي جراحي در بهترين مراكز و بيمارستانها را رها كنند و كام و لب شكافته بيماران محروم را پيوند بزنند برايمان بگويد.
اين يك ناهنجاري مادرزادي و يكي از شايعترين ناهنجاريهاي شايع فك و صورت در همه دنياست اما ميزان شيوعش در نقاط مختلف دنيا فرق ميكند در كشورهاي فقير به ازاي هر 600 تولد يك نفر مبتلا به اين بيماري است و در كشورهاي پيشرفته به ازاي هر هزار تولد يك نفر با اين بيماري متولد ميشود. در كشور ما بر اساس بررسياي كه سال در 82 انجام شده يك در 850 تولد است اگرچه اين رقم صد در صد نيست. علت اين بيماري هم ميتواند ژنتيكي يا وراثتي باشد يا ميتواند بر اثر بيماريهاي ويروسي مانند سرخك، سرخجه يا بيماريهاي عفوني ديگر در دو سه ماه اول حاملگي برخي داروها مانند داروهاي ضد تشنج، خواب اور، آرام بخشها، اسپرين، زيادي برخي از ویتامينها مثل ویتامين آ، مصرف سيگار يا الكل توسط والدين يا قرار گرفتن مادر در معرض دود آن و گاهي هم دلايل ناشناخته و جهش ژني باشند. همه اين عوامل در بروز اين عارضه نقش دارند اما ميزان تأثير اين موارد در استانهاي مختلف متفاوت بوده است.
ما از سال 87 يك گروه خود جوش و شخصي را با چند تن از جراحان زبده پلاستيك راه انداختيم و تصميم گرفتيم با توجه به شيوع اين بيماري در كشور و مراجعه زياد به تهران، بهتر است خدمات را به شهرهاي كوچك ببريم. درست است اين جراحي خدمات فوق تخصصي است و تخصص بالايي ميخواهد اما وسايل پيچيدهاي نميخواهد و اغلب وسايل در تهران و مراكز استانها هست. از سال 87 كه ما اولين سفر را آغاز كرديم تا چهاردهمين سفر به زاهدان تجريبات زيادي را بدست اوريم و توانستيم شيوع اقليمي اين بيماري را در جاهاي مختلف كشور داشته باشيم اما هميشه آينده نگري مان روي سيستان و بلوچستان بود زيرا اين استان پهناورترين استان كشور است و در مرز قرار دارد و و محروميتهاي خاص خود را داشته و مراجعان زياي از اين نقطه داشتيم و تصميم گرفتيم با يك تيم بسيار قوي از جراحان پلاستيك به اين استان برويم.
طي يك سفر 6 روزه با حجم زيادي از بيماران مواجه شديم. اين استان يك و نيم تا 2 ميليون جمعيت دارد و بر اساس آمار بايد هزار و 500 نفر بيمار داشته باشد طبيعي است كه در يك فراخوان يكي دو ماهه امكان جمع كردن همه اين بيماران وجود ندارد اما ما در طي يك روز هزار بيمار را ويزيت كرديم كه بيش از 900 نفر داراي بيماري شكاف لب و كام بودند. در استانهاي ديگر با موارد كمتري از نياز به عمل فوري مواجه بوديم اما اينجا بيش از 400 - 500 نفر نياز به عمل داشتند و از نظر درصد، بالاترين امار ما بوده و اين بكر بودن آنجا را نشان ميدهد اينكه يا مردم مراجعه نكردند يا پراكندگي زياد بوده يا مردم با مشكلات مالي مواجه بودند.
در يك اقدام حساب شده از چند ماه قبل برنامهريزي شد و با همكاري آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشكي زاهدان كه ميزبان اين برنامه بود، يك گروه هزار نفري در زاهدان اسكان داده شد و ما طي 6 روز و با امكاناتي كه دانشگاه در اختيار ما قرار داد همه چيز آماده بود كه ما بتوانيم يك ركورد كشوري و جهاني را بزنيم و درطي چهار روز 120 عمل شكاف لب و كام را به صورت داوطلبانه و عاشقانه انجام دهيم. بديهي است اگر ميتوانستيم يك هفته انجا باشيم هر 400 نفر عمل ميشدند اما استاتيدي كه از دانشگاههاي مختلف آمده بودند شرايط و گرفتاريهايشان به گونهاي بود كه امكان حضور بيشتر را نداشتند.
كار تقسيم شد؛ تعدادي را كه واجبتر بود عمل كرديم، تعدادي را به جراحان پلاستيكي كه در همان استان حضور داشتند معرفي كرديم تا در همان بيمارستان زاهدان و با فرانشيز دولتي كه هزينه بسيار ناچيزي دارد طي يك سال آينده عمل شوند. و تعدادي كه كار پيچيدهتر داشتند را براي بيمارستان 15 خرداد تهران برنامهريزي كرديم و به نظر ميرسد كه ظرف يك سال تا يك سال و نيم آينده كار همه اين بيماران انجام شود. البته رئيس دانشگاه قول دادند كه فرانشيز را هم از اين بيماران نگيرند. در واقع شكستن اين ركورد و انجام اين كار حاصل يك كار دسته جمعي بود.
بيش از 50 درصد بيماران ما بين 9 تا 26 سال بودند و اين يعني قشر جوان ما مبتلا به اين مشكل بودند. همچنين تعداد افراد داراي شكاف لب در خانوادههاي اين استان بيشتر به صورت ژنتيكي و وراثت بود به گونهاي كه ما خانوادههايي را داشتيم كه 6 تا 7 بيمار با شكاف لب و كام داشتند كه اين نشان از بيماري ارثي در خانواده بود كه به همين دليل ما توجه مسئولان بهداشتي استان را به آموزشهاي بهداشتي براي اين خانوادهها جلب كرديم تا با آموزش مردم از تولد نوزادان داراي اين اختلال مادرزادي جلوگيري شود و همچنين فقها و بزرگان شيعه و اهل سنت هم دراينباره يك فكري جمعي بكنند و به كمك بيايند تا به اين ترتيب اين بيماري تكثير نشود و پر و بال محروميت اين استان چيده شود. ما هم قطعا اگر لازم باشد در سفرهاي بعدي مان به اين استان خواهيم رفت.
تمام اين 120 عملي كه ما در اين استان داشتيم به صورت كاملاً رايگان بوده است. اصلاً شرط اول گروه جراحان پلاستيك داوطلبي آنها است كه به هر استاني كه پا ميگذارد همه خدمات رايگان باشد چه براي افرادي كه دفترچه بيمه داشته باشند چه نداشته باشند چه شناسنامه داشته باشند چه نداشته باشند ويزيت و عملهاي ما رايگان انجام ميشود. همين جا هم يك فيلترينگي ميشود كه اگر كسي دفترچه بيمه يا شناسنامه ندارد چرا اين اتفاق افتاده و در كنار اين موضوع خيلي از چالشها هم ديده ميشود. و چه بسا اين همكاري و همراهي كه در اين استان براي بيماري شكاف كام و لب اتفاق افتاد براي ساير مسائل و بيماريها هم رخ دهد. در اين سفر گروههاي گفتار درماني هم پا به پاي ما آمدند چراكه يكي از مشكلات بيماران شكاف لب و كام مشكلات گفتار درماني است. در واقع حضور ما درآنجا موجب شد كه خيليها ترغيب شوند و به كمك ما بيايند. تجربهاي را كه در استان سيستان و بلوچستان از همراهي و هم دلي همه نهادها از جمله آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشكي زاهدان و نهادهاي مردمي داشتيم را از دست نميدهيم و در ساير سفرهايمان از دستاوردهاي اين تجربه بهره خواهيم گرفت.
در سفرهاي قبلي اگر بيمار شكاف لب و كام كم بود روي سوختگيها هم كار ميكرديم مخصوصا سوختگيهاي صورت، چون تخصص من روي سر و صورت است. البته گاهي همكاران متخصص دست را هم همراهمان ميبرديم تا ناهنجاريهاي مادرزادي دست را عمل كنند. گاهي هم بيماران تصادفي يا سرطاني و افرادي كه مثلاً غده سرطاني در ناحيه سر و وصورت داشتند را جراحي ميكرديم. اما خب كار ما به صورت تخصصي روي ناهنجاريهاي سر و صورت و به طور خاص ناهنجاريهاي مادرزادي صورت است كه اگر جراح پلاستيك كارش را روي اصول انجام دهد نياز به جراحيهاي متعدد كم خواهد شد. به طور نمونه همين بيماري شكاف لب و كام از زمان تولد تا 18 سالگي نياز به ده عمل دارد. از يك فرد داراي شكاف لب كامل دو طرفه نياز به تجهيزات خاص دارد. جراحهاي متفاوتي اين عمل را انجام ميدهند اما كسي كه ميتواند از ابتدا تا انتهاي كار را انجام دهد جراح پلاستيك است.
بر اساس تعرفه وزارت بهداشت كه مصوب امسال است يك شكاف لب يا شكاف كام حدود 5 تا 7 ميليون هزينه دارد و يك بيمار شكاف كام وسيع گاهي نياز به 10 عمل دارد يعني چيزي حدود 70 ميليون تومان هزينه دارد. اغلب بيمارستانهاي دولتي هم وقت عملشان براي شكاف لب و كام از سه ماه تا دو سه سال طول ميكشد. اما تيم ما يك گروه خودجوش است و تمام هزينهها اعم از تهيه وسايل و بليط با خودمان است اگر جايي به ما مكان هم ندهند خودمان جا هم تهيه ميكنيم از جان و دل هم اين كار را ميكنيم و منتي سر كسي نداريم. حتي ما از محل كارمان مرخصي ميگيريم تا به دولت صدمهاي نزنيم و كم كاري نشود. و خداوند هم به ما بركت داده كه ما از سفر اول كه فكر نميكرديم به سفر دوم برسد حالا سفر چهاردهم را انجام داديم.
ما در اين 14 سفر بيش از 11 هزار ويزيت داشتهايم و بيش از 720 عمل جراحي انجام دادهايم كه اگر اين تعداد افرادي را كه به تهران معرفي كردهايم هم كارشان انجام شود بيش از 1400 بيمار كارشان انجام شده كه در تمام دنيا ركوردي بينظير است. اميدوارم در سفرهاي بعدي بيماران كمتري وجود داشته باشند واميدوارم بيماري وجود نداشته باشد كه ما نتوانيم شناسايياش كنيم و مجبور باشد تا آخر عمر بااين بيماري زندگي كند.
ابتدا ماكار را با 5 نفر شروع كرديم اما حالا 47 نفر شدهايم. هر كدام از جراحان پلاستيك جوان كه فارغالتحصيل ميشوند وقتي در سفري با ما همراه ميشوند عضو تيم ميشوند و هستند افرادي از اعضاي تيم كه هر چهارده سفر را با ما آمدهاند اما برخي ديگر از يك تا 13 سفر همراه ما بودهاند.
ما يك شبكه اجتماعي براي جراحان پلاستيك داوطلب درست كردهايم كه از يك ماه قبل فراخوان ميدهيم و روي سايت ميگذاريم ازاين 47 داوطلب به ترتيب اعلام خودشان و به ترتيب نياز هر استان انتخاب ميكنيم و همراه ميشويم. معمولا اعضاي تيمي كه به مناطق محروم ميرويم از 7 تا 17 نفر است. در هر سفر 2 تا 3 نفر به گروهمان اضافه ميشود.
من هميشه اين شعر معروف را مد نظر گرفتهام كه شكرانه بازوي توانا بگرفتن دست ناتوان است. فردي كه براي جراحي بيني يا كشيدن پوستش به من مراجعه ميكند اگر اين جراحي مدتي به تعويق بيفتد با هيچ مشكلي مواجه نميشود. من هم فردي نيستم كه حالا چون دور دور جراحيهاي زيبايي است هيجان زده شوم و بخواهم همه جراحيها را خودم انجام دهم. حتي اگر من اين عمل را انجام ندهم 300جراح پلاستيك ديگر هستند كه بيني مراجعان را عمل كنند يا پوست آنها را بكشند. اما اگر من جراحي شكاف لب و كام بيماران مناطق محروم را كه گذرشان به شهرها هم نميافتد انجام ندهم شايد تا آخر عمر كسي نباشد كه اين عمل را برايشان انجام بدهد. بر اين اساس احساس ميكنم خداوند از بركت و صدقه سر بيماران محروم، علم و توانايي به من داده است. بنابراين من حلقه وصلم را رها نميكنم. من حس ميكنم اگر بيماري را كه در مناطق محروم است و هيچ گاه امكان آن را ندارد از آن منطقه بيرون بيايد عمل نكنم به خودم، خداي خودم و مردمي كه براي آنها پزشك شدهام مديونم. احساس ميكنم در اين دريا هر قدر عميقتر بروم مرواريدهاي بهتري بدست ميآورم و من اين شاه مرواريد را در هر سفري كه ميروم با نشانههايي كه ميبينم بدست ميآورم. من همين كه ميدانم كه در گوشه و كنار كشور افرادي هستند كه به علم من نياز دارند مانند اين است كه خداوند راه بهشت و جهنم را نشان من داده است. من به خودم و به ديگر همكارانم تلنگر ميزنم كه رفاه، آسايش، مال حلال همه خوب است اما ما پزشكان مسئوليت ديگري هم داريم. رفاه و آسايش ما در گرو رفاه و آسايش مردمي است كه خداوند ما را براي آنها پزشك كرده و به مردم و اين آب و خاك كه از آن برخاستهايم و رشد كردهايم. بايد در رنج مردم اين كشور هم شريك باشيم. من اصلا منتظر بهشت در آخرت نيستم من بهشتم را در همين دنيا ديدهام هنگامي كه مينشينم و با بيماران محرومم صحبت ميكنم و چشم در چشم حرفشان را ميشنوم و رضايت را در نگاه و رفتارشان ميبينم در واقع انعكاسي از رضايت خدا را ميبينم و خوشحالم كه خداوند درهمين دنيا بهشت را نصيبم كرده است. من اين بهشت را با صد بهشت ديگر هم عوض نميكنم. ديگران هم ميتوانند امتحان كنند هر چند معتقدم بسياري از افراد پيش از من اين لذت را چشيدهاند و درك كردهاند و خاك پاي آنها روي صورت من نشسته است. اما اگر كسي اين لذت را درك نكرده ميتواند وارد اين ميدان شود. در اين خدمتگذاري بركتي بينهايت است و هيچگاه ايستادني ندارد و هر قدر جلوتر برويد حريصتر ميشويد.
من هنگامي كه دانشجوي سال اول پزشكي بودم ميرفتم روستاها. سال چهارم بودم كه جبهه و جنگ شروع شد و تمام سالهاي جبهه وجنگ را در پشت خط جبهه بودم. آنجا بود كه ديدم بعضي از خدمات بايد در محل برسد. خيلي از افراد نيازمند نميتوانند خودشان را به ما برسانند. درست مثل واكسيناسيون كه در روستاها ميروند و اگر اين كار نشود بسياري از مردم بيمار ميشوند. پيش از آغاز اين كار گاهي من تا ساعت 3 و 4 نيمه شب در مطب بودم. وقتي بررسي كردم ديدم خيلي از اين مراجعاني كه نيمههاي شب در مطب حضور دارند، بيماران فقيري هستند كه به علم و تجربه من نياز دارند. به همين خاطر كم كم اين افراد را شناسايي كردم و تصميم گرفتم به جاي آنكه آنها پيش من بيايند من به سراغ آنها بروم. حالا حدود نيمي از كار مطب كم شده است. براي خدمت رساني به بيماران نيازمند در مناطق محروم، حتي از تكنولوژي روز و شبكههاي اجتماعي هم استفاده كرديم به اين صورت كه اين امكان وجود دارد كه عكس و مدارك پزشكي بيمار از طريق ايميل يا شبكههاي اجتماعي به دست ما برسد. همين طور نفراتي را در مناطق دور دست تعيين كرديم تا بيماران داراي اين مشكل را شناسايي كنند و افرادي از گروه ما در شهرستانهاي مختلف هستند كه ميتوانند به اين بيماران خدمترساني كنند. البته ممكن است كه پزشكان متخصص پلاستيكي كه در شهرستانها هستند كار را صد در صد رايگان انجام ندهند ولي ميتوانند به جاي 5 ميليون تومان 500 هزار تومان دستمزد بگيرد. در حال حاضر نهضتي به پا شده و متخصصان ديگر هم در اين حوزه وارد شدهاند.
تيم ما يك تيم خودجوش است هزينههاي كار اعم از تهيه وسايل تهيه بليت توسط خودمان تأمين ميشود. در سيستان و بلوچستان به ما جا دادند و در اين شش روز در خانه معلم ساكن بوديم كه خيلي هم جاي خوب و مناسبي بود اما اگر در شهرستاني جا هم نداشته باشند به ما بدهند خودمان براي تمام اعضاي گروه مان محل اقامت تهيه ميكنيم حتي اگر 20 نفر باشند. بر هيچ كس هم منتي نداريم و خداوند هم صد برابر آنرا به ما ميدهد. ما اخلاقا تعهد كرديم تا آخر عمرمان بر اين راه باشيم.
ما از هيچ كس پول و خدماتي نميگيريم. خيليها آمدند و خواستند تا به ما پول بدهند اما ما قبول نكرديم. خداوند يك مال و درآمدي به ما داده كه ما درصدي از آنرا كنار ميگذاريم. از اول هم كنار ميگذاريم تا در خرجش بخل به خرج ندهيم. ما تنها چيزي كه از گروههاي خير ميپذيريم تهيه وسايل است. ما براي سيستان بلوچستان حدود 20 ميليون تجهيزات برديم. هر كس ميتوانست آدرس اين نخ و وسيله را از ما بگيرد و تهيه كند و به ما تحويل دهد. براي بيجار هم كه قرار است در ارديبهشت ماه به آنجا سفر كنيم وسيله ميپذيريم. ما بهترين وسايل را هم براي اين بيماران ميبريم و استفاده ميكنيم زيرا معتقديم كه اين افراد به اندازه كافي محروم هستند و اگر قرار است نخي براي آنها استفاده شود يا چسبي در بدنشان به كار ببريم از جنس خوب استفاده كنيم.
اين بيماري و جراحي به هيچ وجه زيبايي نيست و بايد صددرصد بيمه باشد. اما برخي از بيمهها كج خلقي ميكنند اما گاهي يك بيمار شكاف لب و كام نياز به ده عمل دارد و درست نيست بيمه يكي از اين عملها را پوشش بدهد. بيماريها و ناهنجاريهاي فك و صورت صد در صد بيماري هستند و حتي بايد تا آخرين بخيهاش تحت پوشش بيمه باشد. الان وقتي بيمار را براي عمل دوم يا سوم ميبريم دوباره بايد بيمه بيمار را ببيند. اين عمل به هيچ عنوان عمل زيبايي نيست و بايد بيمهها اين را بپذيرند. صحبت من با بيمه گرهاست كه يك بيمار شكاف لب و كام چه گناهي كرده كه برخي از بيمهها و بيمارستانها كج خلقي ميكنند. اين جراحي در همه جاي دنيا بيمه است. بيماريها و تاهنجاريهاي فك و صورت به هيچ وجه زيبايي نيستند و بيمه بايد تا آخرين بخيه آن را پوشش دهد.
در خيلي از جاها اين طور است. حتي در همين دانشگاه شهيد بهشتي هم در مواردي براي عمل دوم، عمل پنجم دوباره بايد بيمه تأييد كند تا هزينهاش را بدهند. و انقلاب ديگري كه بايد شود اين است كه سازمانهاي بيمه گر هم پاي كار بيايند و ما رايزنيهايي كردهايم 50- 60 درصد بهتر شده و انشاءالله كه اين مشكل كاملاً حل ميشود. اين افراد هم در تعامل با مردم و جامعه هستند و ظاهرشان ميتواند در زندگي آنها تأثير داشته باشد و ما بايد كيفيت زندگي اين افراد را بالا ببريم نه كميتش را. جراح پلاستيك هم ابزاري دارد كه همه را نميتواند در همان جراحي اول به كار بگيرد. بنابراين گاهي تا 10 جراحي براي يك بيمار مورد نياز است.