لوران فابيوس، وزير خارجه فرانسه روز جمعه 29 ژانويه اعلام كرد كه كشورش هفتههاي آينده ميزبان كنفرانس بينالمللي با شركت دو طرف فلسطيني و اسرائيلي و نمايندگاني از امريكا، اتحاديه اروپا و كشورهاي اروپايي خواهد بود و هدف كنفرانس هم دستيابي به توافق همهجانبه براي دو دولت مستقل فلسطيني-اسرائيلي خواهد بود. او در كنار اعلام اين موضوع از تصميم فرانسه براي به رسميت شناختن فلسطين به عنوان كشوري مستقل گفت آن هم در صورتي كه تلاشها براي مذاكرات به اصطلاح صلح با شكست روبهرو بشود. اين اعلام موضع غيرمنتظره از سوي فابيوس واكنشهاي متضادي از استقبال دولت خودگردان و مخالفت سران رژيم صهيونيستي را در پي داشت چرا كه انتظار نميرفت بعد از وقفه طولاني مدت در مذاكرات و شكستهاي متعدد واشنگتن به خصوص تلاشهاي شخصي جان كري، وزير امور خارجه امريكا فابيوس به اين نحو از طرح جديدش پردهبرداري بكند. حالا بايد ديد كه قصد و غرض فابيوس و دستگاه ديپلماسي او از اين طرح چيست و چه اهدافي را ميتوان از اين كار او در نظر گرفت.
اولين نكته قابل توجه در موضع امريكا نسبت به طرح فابيوس است كه به نظر ميرسد وزير خارجه فرانسه از قبل هماهنگي لازم را با واشنگتن انجام داده است. خبرگزاري رويترز به نقل از يك مقام ارشد دولت امريكا، در مورد آگاهي واشنگتن از اين تلاش فابيوس گفته و اينكه امريكا با شركاي خود براي پيدا كردن راهكاري براي پيشبرد هدف تشكيل دو دولت تعامل خواهد داشت. اين خبر نشان ميدهد فابيوس در يك همكاري نزديك با واشنگتن اين طرح را مطرح كرده چرا كه امريكا با تعليق مذاكرات از آوريل 2014 ديگر آن موقعيت را براي كشاندن دو طرف به ميز مذاكره ندارد و حالا مسئوليت اين كار را به دوش فرانسه گذاشته است، بنابر اين فابيوس با طرح خود همان موضع گذشته همتايان سابق امريكايي را گرفته و طرح او را بايد تكرار همان روندي دانست كه امريكا طي سالهاي گذشته تجربه كرده بود و از آن تجربه ميتوان طرح او را ارزيابي كرد. هر چند فابيوس تهديد را چاشني طرح خود كرده و گفته در صورت شكست اين طرح دولت مستقل فلسطيني را به رسميت خواهد شناخت اما مشخص نيست او تا چه ميزان متعهد به اين تعهد خواهد بود و حتي شانس اجراي آن را خواهد داشت يا نه. بايد توجه داشت كه دوازدهمين دور انتخابات رياست جمهوري فرانسه سال آينده ميلادي برگزار خواهد شد و معلوم نيست فابيوس بعد از آن عهدهدار سمت فعلي باشد تا به اين تهديد خود عمل كرده و دولت مستقل فلسطيني را به رسميت بشناسد. از سوي ديگر، تجربه گذشته نشان داده كه فرآيند مذاكرات آنقدر طولاني خواهد بود كه حتي در صورت قبول دو طرف از دولت خودگردان فلسطيني و رژيم صهيونيستي براي ورود به اين فرآيند، نبايد انتظار نتايج مشخص آن هم در مدت زماني كوتاه از آن داشت. از اين رو است كه تهديد فابيوس در به رسميت شناختن دولت مستقل فلسطيني را بايد بيشتر تهديد لفظي دانست تا يك اقدام عملي. او با اين تهديد و پيش كشيدن طرح خود قصد دارد نقشي تازه به فرانسه در خاورميانه بدهد و بعد از شكست تلاشهايش در مورد سوريه حالا اين نقش را در محوري ديگر دنبال كند. روشن است كه جداي از مأموريت امريكايي، او اهداف ديگري را نيز از اين طرح دنبال ميكند كه مهمترين آن را بايد در تقويت موضع فرانسه در ميان كشورهاي عربي دانست. فابيوس اين نحو عمل را در جريان مذاكرات هستهاي گروه 1+5 با ايران نشان داد كه با سنگاندازي در راه مذاكرات سعي در توجه اعراب داشت و توانست از رهاورد اين نحو عمل قراردادهاي متعددي را با اعراب براي كشورش به ارمغان بياورد و حالا هم بايد همين سياست را اما بر سر قضيه مذاكرات سازش انتظار داشت. او با اين سياست بيشتر از پيشبردن مذاكرات و رسيدن كار به دولت مستقل فلسطيني، در فكر كسب منفعت از جيب اعراب است و همان مذاكرات هستهاي هم نشان داد وقتي منفعت لازم را به دست بياورد آنگاه چرخش 180 درجهاي او شروع ميشود. در اين صورت، او نه فرصت كافي براي عمل به تهديدش خواهد داشت و نه قصد جدي در اين زمينه دارد و به جاي اين هدف، كسب منفعت را بايد براي طرح او در نظر گرفت. اين عوامل به معناي همان راه گذشته در اين مسير فرانسوي است كه دليل مخالفت حماس با اين مسير هم با توجه به همين موضوع است كه قضيه نه در احقاق حقوق ملت فلسطين بلكه در تكرار همان تجربهاي است كه نتيجهاش تاكنون در دادن امتياز به طرف اسرائيلي و ناديده انگاشتن حقوق اوليه و اصولي فلسطينيها بوده، جداي از اينكه حالا كيسهدوزي فرانسوي هم در كار است.