
حضرت آيتالله حاج شيخ مرتضي مقتدايي از اعضاي برجسته جامعه مدرسين قم و نماينده سه دوره اخير مجلس خبرگان رهبري به شمار ميرود. ايشان شاهد بسياري از وقايع و مباحث جاري در اين مجلس در ادوار اخير بوده كه قطعاً بيان آنها، مجموعهاي جذاب و خواندني از خاطرات را شكل خواهد داد. با ايشان در باب علل و پيامدهاي ورود زودهنگام اصلاحطلبان به رقابتهاي مجلس خبرگان به گفتوگو نشستهايم كه ماحصل آن را پيش روي داريد.
همانگونه كه قاعدتاً مستحضر هستيد، جريان موسوم به اصلاحطلب و به ويژه طيفهايي از آن كه با فتنهگران سال 88پيوندي نمايان داشتهاند، سرخورده از نتايج رفتارهاي خويش در آن دوره، به فعاليت زودهنگامِ انتخاباتي در مورد انتخابات مجلس خبرگان رهبري روي آوردهاند. از ديدگاه حضرتعالي، چرا اين طيف دستاندازي به جايگاهي چون مجلس خبرگان را برگزيدهاند؟
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم. همه ميدانيم كه مجلس خبرگان رهبري بالاترين نهاد، در ميان نهادهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي است. هم از نظر كيفيت، هم از نظر هدف و وظيفه آن. اما از نظر كيفيت، مجلسي است كه مركب از نزديك به 80 نفر مجتهد است، به همين دليل ميتوان گفت ما مشابه چنين نهادي را در كشور نداريم. شرط اول عضويت در مجلس خبرگان، اجتهاد است. كساني كه در اين مجلس عضو و طبعاً مجتهد هم هستند، قطعاً در اجتماع از جايگاه و برازندگي خاصي برخوردارند، بنابراين از نظر كيفيت، مجلس يگانه و ممتازي است. از نظر هدف و وظيفهاي كه به عهده اين مجلس است نيز رسالتي خطير دارند و آن تعيين رهبر نظام ونظارت بر ايشان است. اين مجلس از بين علما، فقها و مجتهديني كه در كشور هستند، با بررسيها و تحقيقاتي كه انجام ميدهد، احراز ميكند كه چه كسي واجد شرايطي است كه در قانون اساسي براي رهبري تعيين شده است و كدام يك از اين مجتهدين و بزرگان، داراي اين خصوصيات هستند. آنها بايد رهبري را تعيين كنند كه هم از نظر علمي يك مجتهد مسلم و داراي قدرت افتا و هم از نظر تقوا در سطح بالا و حتي ممتازي قرار داشته باشد، از مديريت، تدبير و شجاعت نيز رتبه بالايي را احراز كرده باشد. اعضاي اين مجلس، مأمور به يافتن مصداق اين صفات و نهايتاً آنها هستند كه از بين فقها و مجتهدين، رهبر را تعيين ميكنند، بنابراين اين مجلس دو ويژگي دارد؛ يكي اينكه نزديك به 80 نفر مجتهد عضو آن هستند و ديگر اينكه وظيفهشان تعيين رهبر براي نظام است. اين جايگاه، جايگاه بسيار رفيعي است و قهراً عدهاي به دنبال قبضه كردن اين مجلس هستند تا آن را در اختيار خود بگيرند.
از ديدگاه حضرتعالي، اين عده از چه راههايي درصددند تا به مجلس خبرگان رهبري راه پيدا كنند؟پاسخ شما به اين پرسش نشان ميدهد كه ديده بانان اين مجلس، تاچه حد راههاي نفوذ اين عده را شناختهاند؟
اين عده به طرق مختلفي فعاليت ميكنند. يكي از ابعاد فعاليتهايشان اين است كه گروهي را تعيين ميكنند كه به حوزه بيايند و جداً درس بخوانند تا بتوانند در امتحاناتي كه شوراي نگهبان ميگيرد تا اجتهاد كانديداها رااحراز كند، از عهده آن برآيند و موفق شوند، البته آنها در اين باره سعي ميكنند تا كساني را انتخاب كنند كه ظاهراً سابقه سوئي نداشته باشند و از فيلتر شوراي نگهبان عبور كنند. اين يكي از راههاي نفوذ است، يعني عدهاي از همفكران خود را به اين شكل به حوزه بفرستند تا بعد بيايند و كانديدا شوند، البته برايشان تبليغ هم بشود و در استانها و شهرستانها رأي بياورند و عضو خبرگان شوند و مجلس خبرگان را در قبضه خودشان بگيرند. هدف غايي اين روند هم اين است كه در موقعي كه ميخواهند رهبر را انتخاب كنند، رهبري انتخاب شود كه همفكر و همراه آنها باشد!جالب اينجاست كه اينها از يك طرف تلاش ميكنند افراد ِخودشان را به مجلس خبرگان وارد كنند و از سوي ديگر، افراد صالح و باتقوايي را كه در بين مردم محبوبيت دارند و براي خدا كار ميكنند و تحت تأثير اينگونه انحرافات قرار نميگيرند، تخريب ميكنند تا رأي نياورند و از ميدان بيرون بروند و به اصطلاح، آنها را «ترور شخصيت» ميكنند. علاوه برهمه اينها و از طرف ديگر، به شوراي نگهبان هم اتهام ميزنند كه اينها در انتخابات بيطرف نيستند و افراد خاصي را به مردم تحميل ميكنند و در مجموع شوراي نگهبان را در كيفيت قبول يا رد افراد، متهم ميكنند. اگر شورا كسي را قبول كند، ميگويند همفكرها و همحزبيهاي خودشان را قبول كردهاند و اگر قبول نكند، به نحو ديگري همان تهمت را تكرار ميكنند. به هرحال قرائن نشان ميدهد به فرمايش شما، تلاش زودهنگامي را آغاز كردهاند تا فضايي را ايجاد و بتوانند خبرگان را قبضه كنند. حتي بنده شنيدم بعضي از آنان گفتهاند: «اگر بتوانيم در خبرگان اقليتي را هم تشكيل بدهيم، براي ما كافي است! و بعداً تلاش خواهيم كرد ديگران را با خود همراه كنيم و پس از آن اكثريت را به دست آوريم!» ولي به نظر من، بحمدالله اين طرحها لو رفته است، هم شوراي نگهبان مواظب است و هم مردمي كه در طول اين 37 سال، با تمام دشواريها پاي حفظ اصالت نظام اسلامي ايستادهاند، در انتخابات دقت خواهند كرد تا كسي را انتخاب كنند كه بشناسند و به ديانت، طرز فكر و عمل او اعتماد داشته باشند.
شعاري كه اين طيف براي حضور در انتخابات انتخاب كردهاند، «خبرگان جوان» است. سؤال اينجاست كه اين عده از «پيران» مجلس خبرگان چه بيمي دارند كه سراغ «جوانها» رفتهاند؟ در ثاني، آيا جواناني كه اين طيف به دنبالشان رفتهاند، واقعاً در حوزه وجههاي دارند كه مورد توجه مردم قرار بگيرند يا نه؟
نمايندگاني كه وظيفه آنها انتخاب رهبر است، بايد مورد اعتماد و امين مردم باشند كه مثلاً اگر رويدادي مثل انتخاب رهبر معظم انقلاب ضرورت پيدا كند، به همان ترتيبي عمل كنند كه در14 خردادماه 1368عمل شد. آنها بايد بتوانند باز هم اين هنر را از خود نشان بدهند. همه شاهد بودند كه در آن مقطع، مجلس خبرگان چگونه توانست شخصيت بزرگواري را به رهبري انتخاب كند كه وقتي نام ايشان اعلام شد، بلافاصله در كل كشور مورد قبول قرار گرفت و همه از مراجع گرفته تا ساير اقشار، روي آن صحه گذاشتند. اين نيست جز اينكه اعضاي خبرگان افراد مورد اعتمادي بودند، مردم آنها را سالها در مناطق خود ميديدند و با آنها رفت و آمد داشتند و ديانت، تقوا و علم آنها را ميشناختند و نظراتشان را قبول داشتند، به همين دليل همين كه گفتند ما به اين نتيجه رسيديم كه اين بزرگوار شايستگي رهبري دارد و ما به ايشان رأي دادهايم، كار تمام شد و همه پذيرفتند. بايد چنين افرادي در مجلس خبرگان حضور داشته باشند و اين حاصل نميشود مگر اينكه انتخابكنندگان نوعي شيخوخيت و سابقه طولاني ديني و اجتماعي داشته باشند. مسلماً مردم از جوانهايي كه تازه به عرصه آمدهاند، شناختي ندارند و مانند گذشته نميتوانند به آنها اعتماد كنند، چون رفت و آمدي با آنها نكردهاند تا آنها را بشناسند، لذا اگر مجلس خبرگان «مجلس جوانان» شد، ديگر مورد اعتماد مردم نيست و قول آن، قولي نيست كه توسط همه پذيرفته شود، حتي ميتوان گفت اين يك انحراف است، يعني ميتواند موجب كنار زدن افرادي شود كه در انقلاب سابقه طولاني دارند و اصول و ارزشهاي آن را به درستي ميشناسند.
پس در اينجا باز هم، سخن از شناخت دقيق از اصول و ارزشهاي انقلاب است، منتها چون اين امر عمدتاً در پيران و شاهدان انقلاب متعين شده، بنابر اين سخن گفتن از خبرگان جوان، بلاوجه به نظر ميرسد. اينطور نيست؟
بنده فراتر از اين را عرض ميكنم. بعضي از بزرگان نقل ميكنند كه اين مجلس، «مجلس شيخوخيت» است، يعني بايد زعما و بزرگان قوم در آنجا بنشينند و انجام وظيفه كنند، يعني حتي اگر فردي را با ويلچر هم به جلسات اين مجلس ميآورند، يقيناً آدمي است كه نه تنها در منطقهاي كه او را انتخاب كردهاند نفوذ دارد بلكه همه كشور او را ميشناسند و در همه عرصههاي انقلاب از آغاز تاكنون او را ديدهاند. مثلاً مرحوم آيتالله خزعلي(رضوان الله عليه) را در اجلاس آخر با ويلچر آوردند. بعد هم در جلسات مشورتي، سخن از اين بود كه آيا ايشان در اين دوره كانديدا باشنديا خير؟اغلب دوستان به اين نتيجه رسيدند كه كهولت يا وضعيت جسماني، تازماني كه مانع از انجام وظيفه نمايندگي نشود، مانع از احراز اين سمت نخواهد بود. همه شاهد بودند كه در همين اجلاس آخر، با اينكه حال اين بزرگوار مساعد نبود، ايشان وقت گرفتند و از روي همان ويلچر صحبت قانعكنندهاي كردند كه همه اعضاي خبرگان پسنديدند.
منظور اين است كه طبعاً نماينده با ذهنش كار ميكند، با بدنش كه كار نميكند...
همينطور است، بنابراين اگر كسي پيرمردي است كه ضعيف و بيمار هم هست، اما در اين مجلس به درد ميخورد، چون هم نظرش متقن و صائب است و هم در بين مردم نفوذ دارد و وقتي كه ميگويد من تشخيص دادهام اين آقا صلاحيت رهبري دارد، همه ميپذيرند، چه بهتر كه در اين مجلس حضور داشته باشد، لذا مجلس خبرگان، مجلس شيخوخيت است و بايد بزرگان و افراد امين جامعه در آن باشند، البته اگر براي اداره جلسه و مسائل جانبي، حضور جوانان هم لازم باشد، مشكلي در اينباره نيست و الان هم حضور دارند، ولي اگر قرار باشد مجلس، مجلس جوانان باشد، اين يك خط انحرافي است و بايد مردم در برابر آن هوشيار باشند.
در اين دوره از انتخابات خبرگان، داستان ديگري هم وجود دارد كه بامزه به نظر ميرسد. كساني
كه در فتنه اسرائيلي ـ امريكايي 88 شركت داشتند، از يك طرف با كساني همصدا شدند كه ميخواستند «جمهوري ايراني»برقرار كنند و از سوي ديگر، الان ميخواهند بيايند و در مهمترين نهاد نظام بنشينند! اين دو چگونه با هم جمع ميشود؟ از يك طرف افرادي با براندازان و مخالفان اصل نظام همپيمان باشند و از طرفی دیگر بيايند و براي يك جامعه انقلابي، وليفقيه تعيين كنند. چرا اين تضاد را در رفتار بعضي از سياسيون ميبينيم؟
مسلماً اين هم يك فكر انحرافي است كه شوراي نگهبان بايد جداً آن را لحاظ و درباره آن دقت كافي را اعمال كند. بيترديد افرادي كه در فتنه 88 نقش داشتند يا از آن حمايت ميكردند، به هيچ وجه صلاحيت عضويت در خبرگان را ندارند و شوراي نگهبان بايد متوجه اينها باشد كه بحمدالله هست. اين مسئلهاي بديهي است و انشاءالله چندان هم نياز به تذكر ندارد.
برنامه جامعه مدرسين حوزه علميه قم براي انتخابات پيش روي مجلس خبرگان، هم از جنبه ورود به رقابتهاي انتخاباتي و هم براي ارائه ملاكهاي انتخاب اصلح چيست؟دراين باره چه تمهيداتي انديشيده شده است؟
مقدمتاً عرض كنم كه جامعه مدرسين در انتخابات مجلس شوراي اسلامي دخالت نميكند، حتي حضرت امام(ره) هم يك بار، جامعه مدرسين را از تعيين مصداق براي مجلس شوراي اسلامي نهي فرمودند، البته تشويق مردم به شركت در انتخابات و انتخاب اصلح و بيان ملاكهاي تشخيص اصلح براي جامعه، توسط جامعه مدرسين اشكال ندارد، ولي در تعيين مصداق دخالت نميكنند، اما براي مجلس خبرگان رهبري، حضرت امام(ره) به جامعه مدرسين تعيين تكليف كردند كه: «اين كار شماست! شما بايد افرادي را شناسايي و به مردم معرفي كنيد.» مردم بايد بشناسند چه كساني صلاحيت دارند. طبعاً خود مردم كه نميتوانند فقيه و مجتهد را تشخيص بدهند، بنابراين بايد با كمك اهل خبرهاي كه مجتهد هستند يا ارائه طريق ِ نهادهايي مانند جامعه مدرسين اين كار را انجام دهند، به همين دليل هم بود كه جامعه مدرسين در ادوار قبل هم ليست تهيه كرد و در هر استاني، تعدادي از افراد واجد شرايط را معرفي كردند كه: ما اين افراد را در اين منطقه صاحب صلاحيت ميدانيم. خوشبختانه در كل كشور و در تمام استانها و شهرستانها، ليست جامعه مدرسين رأي آورد، چون مردم اين نهاد انقلابي و سوابق و لواحق آن را به خوبي ميشناسند. فقهاي حاضر در اين جامعه، مورد اعتماد آنها هستند و مردم اين جمع را حامي نظام جمهوري اسلامي و افرادي ميدانند كه در تشكيل و استمرار نظام نقش بسزا و قابل توجهي داشتند، لذا جامعه مدرسين معرفي مصاديق را وظيفه خود ميداند و تا حالا هم در اينباره جلسات متعددي داشته است. اين جلسات در همه استانها و شهرستانها تشكيل ميشوند و افرادِ عضو جامعه مدرسين در آن شهرستان، سوابق كانديداها را بررسي ميكنند، اگر لازم باشد كه افراد ديگري را اضافه كنند، هويت و سوابق آن را هم مورد مطالعه قرار ميدهند. ما اميدواريم در آستانه اين دوره از انتخابات هم مثل ادوار قبل، جامعه مدرسين ليستي را براي ارائه طريق به مردم تهيه كند، البته رأي دادن به اين ليست الزامي نيست بلكه جامعه مدرسين اعلام ميكند ما اينها را ميشناسيم و تأييد ميكنيم. مردم مخيرند. ميتوانند به آنها رأي دهند يا خودشان افراد ديگري را انتخاب كنند.
جنابعالي از چهرههاي شاخص مجلس خبرگان هستيد. از سوي ديگر مسئوليتهاي متعددي را هم در نظام جمهوري اسلامي داشتهايد. آيا از مجلس خبرگان، مخصوصاً دوره اخير خاطره شاخصي داريد؟ مثلاً خاطرهاي كه به وقايع مهم اين دوره مربوط و بازتاب آن در خبرگان و تصميماتي كه اين مجلس گرفته، آشكار شده باشد؟
موارد متعددي پيش آمده كه درباره آنها، مجلس خبرگان رهبري موضعگيريهاي قاطعي داشته است. به نظر ميآيد مهمترين آنها كه بيطرفي و واقعبيني اعضاي خبرگان را نشان ميدهد، تعيين رئيس خبرگان در دو نوبت اخير است. در جلسهاي كه براي تعيين رياست خبرگان تشكيل شد، شايد از قبل سفارشها، تدبيرها و حتي توطئههايي شده بود كه به فلاني رأي داده شود و به فلاني رأي داده نشود! صلاح است چه كسي رئيس شود، صلاح است چه كسي رئيس نشود و...
يعني در پشت صحنه خيلي فعال بودند؟
بله، فعال بودند. آنطور كه اطلاع داشتيم پشت صحنه فعاليتهايي ميشد ولي در آن جلسه با كمال متانت و وزانت بدون اينكه سر سوزني آن توطئهها تأثيرگذار باشد، رأيگيري شد و شخصيتي مثل حضرت آيتالله يزدي كه سوابقشان قبل و بعد از انقلاب و در حوزه علميه قم و جامعه مدرسين روشن است، انتخاب شدند. بسيار بيسر و صدا، راحت و آسوده اين كار انجام شد كه نشانه روش واقعبينانه و بيهوايي اعضاي خبرگان و برخورداري آنها از نظر الهي است كه نشان ميدهد به پشتوانه الهي و نه از روي هوا و هوس كار ميكنند.
توصيه جنابعالي به مردم، چه در مورد اصل حضور در اين انتخابات و چه درباره ملاكهاي رأي دادن چيست؟ در اينباره رعايت چه ملاكها و اصولي مهم و تعيينكننده هستند و حتماً بايد از سوي مردم لحاظ شوند و مورد توجه قرار گيرند؟
بنده به عنوان يكي از اعضاي مجلس خبرگان كه سه دوره در آن عضو بودم و در هر دوره هم، حداقل در دو كميسيون مهم حضور فعال داشتهام، توصيهام به مردم عزيز و شريفمان اين است كه به اين انتخابات اهميت بدهند. اينطور نباشد كه بگويند: اگر ما هم نرويم، بقيه رأي ميدهند! اين انتخابات، فرآيندي است كه طي آن، افرادي را به مجلس ميفرستند كه ميخواهند در وقت مقتضي رهبر نظام را تعيين كنند. هر يك از اين افراد كه با پشتوانه عظيمتر و مردمي بيشتري حضور داشته باشد، در آنجا احساس تكليف بالاتري ميكند تا بتواند با قدرت و دقت بيشتري رهبر را تعيين كند. بنابراين هر چه رأي اين آقايان بيشتر باشد، پشتوانهشان قويتر و دلگرمي آنها بيشتر ميشود و بهتر ميتوانند به هدف نائل شوند، لذا حضور بسيار گسترده لازم است. مردم براي خودشان، اين را يك وظيفه الهي بدانند. مجلس خبرگان رهبري - همانطور كه اشاره كردم- بالاترين نهاد در نظام است. اين عده نمايندگان مردم هستند و نهايتاً آنها به يك اعتبار، بايد خودشان از طريق نمايندگانشان رهبر را تعيين كنند. تعيين رهبر به عهده تك تك افراد مردم است، منتها چون همه مردم نميتوانند اجتهاد را در رهبر تشخيص بدهند، نمايندگاني را برميگزينند تا آنها اصلح را براي رهبري انتخاب كنند، بنابراين و به يك اعتبار، رهبر منتخب آحاد مردم است و مردم بايد توجه كنند كه خودشان با يك واسطه دارند رهبر را انتخاب ميكنند، بنابراين اگر هر كدامشان پاي صندوق بيايند و با اعتماد و شناختي كه از كانديداها دارند و مطمئن هستند آن نماينده در مواقع لزوم، كسي را كه او ميخواهد تعيين ميكند و فرد مورد نظر او را براي رهبري برميگزيند، بايد اين گونه افراد را شناسايي كنند. اگر خودشان ميشناسند، به افرادي كه اعتماد دارند رأي بدهند و اگر هم نميشناسند و مثلاً به جامعه مدرسين اعتماد دارند - كه يك عده از مدرسين متقي و صرفاً حامي نظام جمهوري اسلامي هستند- به كساني كه آنها معرفي كردهاند رأي بدهند. پس هم حضور گسترده لازم است و هم شناخت افرادي كه انتخاب ميكنند. انشاءالله خداوند به همه ما كمك كند كه بتوانيم اين آزمون الهي و مردمي را با موفقيت و كسب رضايت خداوند و حضرت وليالله الاعظم(ارواحنا فداه)به نتيجه برسانيم. والسلام عليكم ورحمت الله وبركاته.
متشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.