کد خبر: 767947
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۱
حاشيه‌هاي ديدار پاسداران جوان و شجاع دريايي با رهبر معظم انقلاب اسلامي
پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري روز گذشته حاشيه‌هايي جذاب و خواندني از ديدار پاسداران جوان و شجاع دريايي با رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر كرد.
در ابتداي اين حاشيه‌نگاري آمده است: ديروز (يك‌شنبه) بيت رهبري مهمان‌هاي ويژه‌اي داشت؛ از جنوبي‌ترين نقطه كشور. مرزداراني سبزپوش كه خط مرزي‌شان آب است و خط قرمزشان‌ هم! همان‌هايي كه صداي ضرب‌شست‌شان هنوز در گوش قدرت‌ها و رسانه‌هاي دنياست و رهبرشان اينگونه آنها را مي‌ستايد: «اين حركتي كه جوان‌هاي عزيز سپاه پاسداران ما در دريا كردند و در مقابل تجاوز دشمن از خودشان هويت و قدرت نشان دادند -كه تا حالا فرصت نشده كه از اينها تشكر بكنم؛ و واقعاً هم تشكر مي كنم از اينها- كار بسيار درستي كردند؛ دشمن تجاوز كرد به آب‌هاي ما، اينها رفتند دشمن را محصور كردند. كساني كه مسئولين سياست هستند، در همه‌ عرصه‌هاي جهاني همين‌جور عمل كنند؛ مراقب تجاوز دشمن باشند و ببينند كجا تجاوز مي‌كند، كجا دارد از خطوط تجاوز مي‌كند، و با قدرت جلويش را بگيرند. (30/دي/94)» حالا فرصتي شده براي تشكر حضوري.
دست و صورت‌شان سرخ است؛ سرخ نگه داشته‌اند با آفتاب خليج هميشه فارس، تا در لحظه «بهنگام»، دست و صورت هر متجاوزي را داغ كنند. نماز كه تمام مي‌شود، يكي يكي به آقا معرفي مي‌شوند؛ يكي از سرداران، با لحن آرام و مطمئنش، از گزينه‌هاي روي ميز ما مي‌گويد: «تمام ناوها، شناورها و هواپيماهاي‌شان به صورت نقطه‌اي در تيررس ما هستند و ما منتظريم تا دست از پا خطا كنند و آن وقت... !» آن يكي كه لبخند شيرنش از ابّهت چهره‌اش كم نكرده، با افتخار و اقتدار توضيح مي‌دهد: «با بالگرد تا 500 متري ناوهاي‌ امريكايي‌ها رفتيم. كپ كرده بودند و هيچ كاري هم نمي‌توانستند بكنند.» لبخند رضايت آقا، حسابي راضي‌اش مي‌كند.
    
گنده‌هاي تبليغاتي مقابل ما بزدل‌ترين آدم‌ها شدند
پاسدار بعدي با حرارت از ترس و ضعف سربازان امريكايي مي‌گويد: «من 31 سال سابقه خدمت دارم؛ [ خارجي‌ها] همواره نيروهاي امريكايي را براي ما گنده كرده‌اند! اما با چشم خودم ديدم با وجود اينكه بهترين قدرت بدني را داشته و آموزش‌هاي لازم را ديده بودند اما در مقابل پاسداران ما بدل به ترسوترين و بزدل‌ترين آدم‌ها شدند».
 آقا برايش رمزگشايي مي‌كنند: «بايد هم بترسند! شما خدا داريد و آنها خدا ندارند.»
دريادلان سپاه، قدرت هاليوودي كماندوهاي امريكايي را با اتصال‌شان به خدا، كاريكاتوري كرده‌اند. نوبت به معرفي پاسداري مي‌رسد كه در عكس منتشر شده از محل نگهداري متجاوزان هم ديده شده و چهره جهاني شده بود؛ همان عكسي كه سربازان امريكايي را نشسته در اتاقي نشان مي‌داد و يك پاسدار را نيز در جمع آنان. سردار فدوي مي‌گويد او به چهار زبان دنيا مسلط است و در اين ماجرا با لحن محكم و مقتدرانه با امريكايي‌ها صحبت كرد كه حساب كار دستشان آمد. آقا با لبخند مي‌گويند: «اگر خود ايشان را هم مي‌ديدند بيشتر مي‌ترسيدند.» صداي خنده همه بلند مي‌شود و عكس ماندگاري از لبخند دلنشين آقا ثبت مي‌شود.
   
امريكايي‌ها را مجبور به اطاعت كرديم
نوبت به جوان‌ترها رسيده. فرمانده جوان ناوچه تندر از برگ‌هاي برنده‌اي كه در اين حادثه رو كردند، مي‌گويد: «امريكايي‌ها را مجبور كرديم 20 دقيقه با ما فارسي صحبت كنند و به آنها گفتيم كه به هيچ كدام از درخواست‌هاي‌تان پاسخ نمي‌دهيم تا آنچه را گفتيم انجام دهيد. آنها هم مجبور به اطاعت شدند». خليج فارس است ديگر!
جواني تركه‌اي با چهره‌اي آفتاب سوخته، اولين پاسداري است كه در روز حادثه به شناور امريكايي‌ها مي‌رسد و حالا توضيح مي‌دهد كه تا به شناورهايشان رسيديم، دست‌هاي‌شان را بالاي سر گرفتند و بدون هيچ مقاومتي، تسليم شدند. پاسداران جوان بيش از آنكه از رشادت‌هاي خود بگويند، خواسته‌هايي دارند! يكي زرنگي مي‌كند و خارج از قول و قرارهاي قبلي، چفيه آقا را مي‌خواهد، آقا مي‌گويند: «عجالتاً اين چفيه را به ايشان بدهيد.» يكي ديگر تسبيح آقا را مي‌گيرد. ديگري فقط از آقا دعا مي‌خواهد براي دو مشكلي كه دارد؛ اين هم از خواسته‌هاي رنگارنگ مرزداران حريم دريايي كشور!
   
بازگشت به مرزهاي آبي با انرژي مضاعف
حالا ديگر همه از نزديك آقا را ديده‌اند و همانطور كه ايستاده‌اند، فرمانده كل چند جمله‌اي در ستايش شجاعت فرزندان خود مي‌گويد: «بچه‌ها شجاعت به خرج دادند، فقط هم شجاعت نبود. شجاعت همراه با ايمان و همراه با درك بهنگام. يعني در وقت عمل كردن. خيلي از كارهاي ما انجام مي‌گيرد منتها نه در وقت خودش. وقتي در كاري تأخير افتاد آن وقت ديگر فايده‌اي ندارد. شما به لحظه عمل كرديد، بسيار كارتان عالي و جالب بود و درست در وقت خودش هم اين كار انجام گرفت. خداي متعال پشت گردن آنها زد و آنها را به آب‌هاي ما كشاند كه شما را به جان‌شان بيندازد و آن‌طور دست‌هاي‌شان را روي سرشان بگذارند. اين حادثه كار خدا بود و در وقت خوبي انجام گرفت و شما هم عالي عمل كرديد. زنده باشيد.» رزمنده‌هاي قديمي و سرداران، ياد آن روزي افتاده‌اند كه امام(ره) فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد كرد.»
پاسداران جوان هم مزد شجاعت، ايمان و موقع‌شناسي‌شان را گرفته‌اند و با انرژي و نشاطي چند برابر به مرزهاي آبي بازمي‌گردند؛ كارِ كارستان‌شان، آنقدر عالي بوده كه حالا شده مثَل؛ آقا براي مسئولان، مثال‌شان مي‌زند كه جلوي دشمن بايد اينگونه بود؛ و هر جا تجاوز كرد، با قدرت جلويش را گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار