سر مارك سايكس بريتانيايي و فرانسوا ژرژ پيكوي فرانسوي دو دولتمرد اروپايي بودند كه از همان اوايل جنگ جهاني اول و مصائب آن در فكر نقشه خاورميانه بعد از جنگ بودند. اين دو به منطقه خاورميانه آشنايي داشتند و نگاهشان به امپراتوري عثماني ـ متحد آلمان در جنگ ـ بود كه با سقوط اين امپراتوري چه نقشهاي را براي سرزمينهاي تحت تصرف آن بكشند. مذاكرات محرمانه اين دو در نيمه جنگ به ثمر نشست و در ماه مه 1916 منجر به توافقي شد كه از آن به عنوان توافق سايكس-پيكو (Sykes–Picot Agreement)، ياد ميشود. اين توافق مبناي اساسي نقشه سياسي خاورميانه را تعيين كرد و با استقلال كشورهاي عربي از استعمار بريتانيايي-فرانسوي حدود كشورها و دولتهاي عربي را مشخص كرد. حدود چهار ماه ديگر به يكصدسالگي اين پيمان مانده و صدايي از اقليم كردستان عراق به گوش ميرسد كه به جد خواستار بازنگري درآن است.
مسعود بارزاني، رئيس اقليم كردستان عراق در مصاحبه با روزنامه انگليسي گاردين گفته كه سايكس-پيكو شكست خورده و از رهبران جهان خواسته با توافق بر سر چارچوب جديدي، راه را براي يك دولت كرد هموار كنند. او دليل خود را در واقعيات موجود در دو كشور عراق و سوريه دانسته كه به دليل همين توافق به وضعيت فعلي دچار شدهاند و به نظرش، قدرتهاي جهاني و منطقهاي نياز به توافق جديدي دارند تا از جوامع عراق و سوريه محافظت كند كه تقسيمبنديها در اين دو كشور بر مبناي خطوط اجتماعي-فرقهاي شكل گرفته است. كفاح محمود، مشاور رسانهاي بارزاني، پا را فراتر از رئيس خود برداشته و ديگر از رهبران جهان چنان درخواستي ندارد بلكه ترسيم نقشههاي جديد در خاورميانه را حتمي ميداند و در اين مورد گفته: « جامعه بينالمللي پذيرفته است كه عراق و عليالخصوص سوريه، هرگز دوباره متحد نخواهند شد و ثابت شده است همزيستي اجباري در اين منطقه اشتباه بوده است.» قبل از هر چيز، بايد گفت كه اين اولين باري نيست كه بارزاني از استقلال منطقه كردستان از عراق ميگويد بلكه او اين حرف را از جولاي 2014 مطرح كرد و تا حالا هم چندين بار و به بهانههاي مختلف اين موضوع را مطرح كرده است. او آن موقع نمايندگان مجلس محلي اقليم را مورد خطاب قرار داد و از آنان درخواست كرد با بررسي موضوع همهپرسي استقلال زمينه برگزاري آن را فراهم كنند، هر چند بعد خبري از اين مجلس شنيده نشد اما او موضوع را تكرار كرد تا اينكه حالا رهبران جهان را مورد خطاب قرار داده و از آنها تقاضاي توافقي جديد با نقشه سياسي تازهاي براي منطقه بكند. همان قدر كه آن درخواست بيش از 5/1 سال قبل او نمايشي بود، بايد درخواست فعلي او را هم نمايشي دانست زيرا رهبران جهان و به خصوص رهبران درگير با تروريسم آنقدر دغدغه مبارزه با داعش را دارند كه حاضر نيستند با گوش دادن به اين درخواست و اجابت آن حساسيت كشورهاي منطقه را برانگيزند و همراهي منطقهاي را در مبارزه با داعش از دست بدهند. نكته ديگر حرفهاي بارزاني در اشاره به كشورهايي است كه به گفته وي، قبل از اين مخالف چنين درخواستي بودهاند اما حالا نظر خود را نسبت به مرزهاي كنوني دولت اقليم كردستان تغيير دادهاند. از يك نگاه كلي به كشورهاي منطقهاي و غيرمنطقهاي ميتوان دريافت كه كشورهاي مورد نظر او در منطقه به جز تركيه و رژيم صهيونيستي كشور ديگري نميتواند باشد و در مورد كشورهاي غيرمنطقهاي هم نميتوان نشانه مشخصي براي تأييد حرف او پيدا كرد، مگر اينكه مصاحبه يك روزنامه انگليسي رگهاي از ارتباط بين درخواست او با سياستهاي منطقهاي بريتانيا را نشان بدهد. دولت تركيه از ابتداي مداخله در سوريه و عراق به دنبال بازخواني سايكس-پيكو بوده به خصوص مناطقي مثل موصل يا بخشهايي در شمال سوريه كه هنوز طمع به آنها دارد و نيت رژيم صهيونيستي هم از اين بازخواني نكتهاي پنهاني نيست زيرا تلآويو هميشه ميخواسته با ترسيم نقشه سياسي جديد خاورميانه، كشورهاي كوچك و ضعيف منطقهاي خلق بشوند و امنيتش را به اين صورت تأمين كند. نكته در اصل مسئله كردها در حرف بارزاني و درخواست او است. به نظر ميرسد او بازخواني سايكس-پيكو را نه براي منطقه و حتي كردهاي منطقه بلكه تنها براي اقليم خود ميخواهد تا با اين كار عنوان پدر اقليم را فتح كند. نكته آخر در همخواني كامل درخواست او با شعار داعش است چراكه بازخواني سايكس-پيكو بسيار قبلتر از بارزاني توسط داعش مطرح شده و روزي كه اين گروه بر دو سوي مرز بين عراق و سوريه تسلط يافت از سقوط سايكس-پيكو گفت. در واقع بارزاني به جاي توجه به پديده شوم تروريسم و مبارزه با داعش، درخواستي را مطرح ميكند كه زخم موجود را عميقتر ميكند و مشكلي سنگينتر را بر بار منطقه اضافه ميكند.