مجموعه تلويزيوني كيميا به روزهاي پاياني خود رسيده است. مجموعهاي كه با چند ويژگي مثبت معرفي شد اما آنچه در آن به نمايش گذاشته شد، پر از اشكالات تاريخي و خطاهاي جهتدار نسبت به واقعيات و ضروريات امروزي بود. پيشتر نسبت به اين مجموعه نكات بسياري بيان شده و خوشبختانه مديريت تلويزيون نيز در مواردي نشان داد كه نسبت به اين خطاها واقف است. تلويزيون ابتدا در مجموعه مطالبي كه در هفته نامه رسمي خودش يعني سروش منتشر كرد نشان داد كه جدا از منتقدان، از درون ساختار تلويزيون هم ايراداتي به اين مجموعه وارد شده و اين علاوه بر انتشار نتايج يك نظرسنجي اوليهاي بود كه از سوي شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما انجام شده بود. در روزهاي اخير هم كه گزارشي با صداي آقاي حسيني باي از سيما پخش شد كه در آن هم اذعان شد نسبت به اين مجموعه انتقادات محتوايي و... نيز وارد شده است. حالا كه خود سيما نشان داده كه بر خطاها واقف است، چند نكته كوتاه هم بر آنچه پيش از اين گفته شده، اضافه كنيم.
اين روزها مجموعه كيميا به آنجا رسيده كه دختر گمشده در ايران به دنبال مادر است و مادر در پاريس و تهران به دنبال اوست. نكته جالب در تصويرسازي از خانواده كيميا پارساست. خانوادهاي كه از زبان همسايه قديمي شان به صورت دقيق اعلام ميشود كه استفاده كامل از انقلابيگري كردهاند و در تصاوير بعدي، به گونهاي اين موضوع نشان داده ميشود كه خانه بزرگ و امكانات زندگي خوب و البته با فرزنداني تقريباً بيمسئوليت دارند كه از عهده كارهاي خودشان برنميآيند. يعني همان نگاه نادرست فيلمنامهنويس به موضوع انقلاب و قهرمانان انقلابي و البته در نقطه مقابلش، رفتار آرش و تربيت درست فرزندش را ميبينيم. بهزعم سازندگان، همان بهتر كه دختر دزديده شده به دست آرش بزرگ شد تا كيميا! ضمن آنكه گروه انقلابيون كه عرضه نداشتند سلامت بمانند و فرخ پارسا و مهري خانم و آقاي نكونام و همسرش از دنيا رفتهاند، اما جناب مشفق و آرش و فرزانه، همچنان زنده و سرحال هستند!
اما نكتهاي مرتبط با بحث بالا سالها پيش در يك روزنامه، هنگامي كه عكس سرتراشيده رؤيا نونهالي در فيلم زندان زنان يا عكس بازيگر افغاني ساكن كانادا فيلمي از مخملباف را بدون حجاب چاپ كرديم، از مدعيالعموم شكايتي واصل شد كه شما حق نداريد تصوير بدون پوشش زن مسلمان را حتي اگر خودش معتقد به حجاب نباشد، منتشر كنيد. حالا چرا در اين مجموعه، خانم معتقد مسلمان «چادري شده بعد از انقلاب» به نام كيميا، عكس بيحجاب دخترش را دست گرفته و در شهر ميچرخاند كه اين بوده يا نه؟ و دستكم به همسايه سمسار فعلي نشان ميدهد؟ همه مراجع از امام تا ديگران، حكمشان در زمينه نشان دادن تصوير زن مسلمان مشخص است. لطفاً با همان سيستمهاي روتوش و محوكننده كه بر تن بازيگران خارجي لباس ميپوشانيد، اين تصوير را اصلاح فرماييد!
ديگر آنكه اصرار بر رساندن مجموعه تا 22 بهمن، چه وجهي دارد؟ شما كه 20 و اندي سال را بيخيال شديد، ديگر فيلمفارسيوار، داستان را براي چه مطول ميكنيد؟ آنچه اين روزها مشاهده ميشود، فقط و فقط آب بستن به مجموعه با تمهيداتي چون شهداي مفقودالاثر يا افراد سودجو و مانند آن است. خانواده شهيد داستان كه ناتوانترين افراد اين داستان نسبت به پيشبرد موضوع هستند و حس حركت و تلاش در آنها از بين رفته است، فقط براي يادآوري زوركي بازگشت پيكر شهداي عمليات بيتالمقدس، همان عمليات آزادسازي خرمشهر، در داستان گنجانده شدهاند. گويا نقششان هم فقط طولاني كردن داستان است تا ركورد مجموعه از صد قسمت پايينتر نيايد. مشخص است كه ميتوان مجموعه را كوتاه كرد. همه قبول داريم كه تا همين جا هم ركورد زده شده است!
*عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران