محمد نواز شريف و ژنرال راحل شريف نخست وزير و فرمانده ارتش پاكستان به همراه طارق فاطمي دستيار ويژه نخست وزير در امور امنيتي، ناصرخان جنجوعا مشاور نخستوزير در امور امنيت ملي و شهباز شريف برادر نواز شريف وارد تهران شدند تا آنكه بعد از سفر به عربستان و ديدار با پادشاه آل سعود با مقامهاي ايران هم ديدار و گفتوگو داشته باشند. هم تركيب نظامي- امنيتي هيئت همراه نواز شريف و هم ورود او به تهران بعد از سفرش به رياض نشان ميدهد اين سفر او با هدف ميانجيگري بين ايران و عربستان سعودي صورت ميگيرد. اعدام شهيد آيتالله باقر النمر به دست آل سعود باعث اوج گرفتن تنش بين تهران و رياض شد و مقامهاي پاكستاني با بالا گرفتن تنش اعلام كردند حاضر به ميانجيگري بين دو كشور هستند. علاوه بر پاكستان، برخي از كشورهاي ديگر مثل روسيه و آلمان هم آمادگي خود را براي ميانجيگري اعلام كرده بودند اما حالا اين نواز شريف است كه در عمل خود را درگير اين كار كرده و بايد ديد او كار خود را چگونه پيش ميبرد.
ميتوان انتظار داشت او بعد از ديدار با ملك سلمان، پادشاه آلسعود، حامل مطالبي از سوي او براي مقامهاي ايران است و البته خود نيز حرفهايي براي گفتن دارد اما بايد توجه داشت كه ميانجيگري او نميتواند بدون شرط و شروطي باشد. نخستين شرط در تبيين و شفافسازي نسبت به تصميم دولت پاكستان براي عضويت در ائتلاف به اصطلاح ضدتروريسم آلسعود است. هنگامي كه محمدبن سلمان، وزير دفاع و پسر پادشاه آل سعود، در نيمه دسامبر نام كشورهاي عضو اين ائتلاف را قرائت كرد، مقامهاي پاكستاني از قرار گرفتن نام پاكستان در فهرست او متعجب شدند اما طولي نكشيد كه قاضي خليل، سخنگوي وزارت خارجه پاكستان، خبر از عضويت كشورش در اين ائتلاف داد. حالا خواجه آصف، وزير دفاع پاكستان به پارلمان اين كشور رفته تا به نمايندگان توضيح دهد كشورش در هيچ ائتلاف ضدايراني شركت نميكند و با نام بردن شخصيت شيعي مشهوري مثل محمد علي جناح، قائد اعظم و بنيانگذار پاكستان، تأكيد كرده پاكستان حتي به ملحق شدن به ائتلاف ضدشيعي هم فكر نميكند. با وجود اين، او و ديگر مقامهاي پاكستاني چگونه ميتوانند عضو ائتلافي شوند كه از سوي آلسعود و در جهت اختلافات مذهبي در جهان اسلام به راه افتاده و تنها نام ضدتروريستي را يدك ميكشد. نكته ديگر به تحولات منطقه و سياست پاكستان در قبال آن مربوط ميشود. در حال حاضر، پاكستان يك هزار و 125 نيروي نظامي در عربستان دارد كه به گفته خواجه آصف مأموريت آموزشي در آن كشور دارند و قرار است در روزهاي آينده تعداد آنها افزايش بيابد. به چه صورت ميتوان اين افزايش نيرو و آموزش نظامي به نيروهاي آل سعود را توجيه كرد آن هم با توجه به اينكه آل سعود قريب به يك سال از توان نظامي خود براي كشتار مردم يمن استفاده ميكند. درست است كه پاكستان حاضر به مشاركت در ائتلاف آل سعود براي تجاوز نظامي به يمن نشده اما شفافسازي در اين مورد از شروط ميانجيگري نواز شريف است تا معلوم شود او اصل بيطرفي و صلحخواهي را در اين زمينه دارد. مسئله ديگر اين ميانجيگري به طرف مقابل مربوط ميشود. آلسعود همچنان به كشتار مردم غيرنظامي يمن ادامه ميدهد، منتقدان داخلي را به شدت سركوب ميكند مثل بازداشت محمد العبيد در روزهاي اخير، وزير خارجه آل سعود هتاكي سياسي را در ادبيات خود به اوج رسانده و گذشته از اين موارد، هيچ نشانهاي از اندك تغيير در سياست خصمانه و تروريستي آل سعود در منطقه ديده نميشود. اين در حالي است كه آل سعود با قطع رابطه با ايران ناكام بزرگ سياست تنشآفرينيخود شده و با واسطه كردن كسي مثل نواز شريف سعي دارد با كمترين هزينه آثار اين سياست را كاهش بدهد. نواز شريف در اين وضعيت مبدل به ابزار آلسعود شده كه نه متناسب با شخصيت او و نه به صلاح دولت اين كشور است. به عبارت ديگر، نواز شريف بايد توجه داشته باشد كه آل سعود با شروع تجاوز نظامي به يمن مرتكب جنايات جنگي شد كه با اعدام شهيد باقر النمر پرونده خود را سنگينتر از آن كرده تا او بتواند با يكي دو سفر و چند تعارف سياسي كل مسئله را فيصله بدهد و ميانجيگرياش نتيجهاي داشته باشد.