کد خبر: 766539
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۹
دختر جوان پس از عضويت در يك گروه تلگرامي، براي ديدن اعضاي گروه راهي تهران شد، اما خود را در دام يكي از آنها گرفتار ديد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 19 شامگاه شنبه 26 دي ماه مأموران كلانتري 115 رازي در جريان درگيري سه مرد جوان در حوالي ميدان راه‌آهن قرار گرفتند و در محل حاضر شدند و سه مرد جوان را بازداشت كردند. آنها در اولين بررسي‌ها متوجه شدند اين درگيري به خاطر دختر 18 ساله‌اي كه در محل حاضر بود، رقم خورده است. شاكي که یکی بازدداشت شدگان بود، گفت: اهل شهرستان بوشهر است و دختر 18 ساله هم كه الناز نام دارد، خواهرزاده‌اش است كه به تهران فرار كرده است. وي توضيح داد: چند روز قبل الناز ناگهان ناپديد شد. از آن روز به بعد پدر و مادرش ‌به همه جا سر زدند، اما هيچ خبري از او نيافتند تا اينكه روز قبل از طريق يكي از دوستانش فهميدم پسر جوانی اهل تهران ‌طريق تلگرام او را فريب داده و او را به تهران كشانده است. بلافاصله به تهران آمدم و با نشاني‌هايي كه دوستش به من داد، او را در اين منطقه يافتم. قصد داشتم او را به خانه برگردانم كه دو پسر جوان با من درگير شدند.
الناز هم گفت: مدتي قبل از طريق تلگرام با ‌شهاب دوست شدم. او به من ابراز علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد. ارتباط ما ادامه داشت تا جايي كه پيشنهاد داد براي ديدن او به تهران بيايم. قرار بود مرا به مادر و پدرش نشان دهد و بعد هم از من خواستگاري كند. من فريب حرف‌هايش را خوردم و از خانه‌‌مان فرار كردم و به تهران آمدم. وقتي به تهران رسيدم، او به ايستگاه راه آهن آمد و براي اولين بار يكديگر را از نزديك ملاقات كرديم. قرار بود او مرا به خانه‌شان ببرد تا با پدر و مادرش آشنا شوم، اما وقتي وارد خانه شديم مدعي شد كه پدر و مادرش در مسافرت هستند و به زودي بر مي‌گردند. همان لحظه فهميدم كه در دام او گرفتار شده‌ام. چند روزي من با شهاب بودم تا اينكه از طريق تلفن به يكي از دوستانم موضوع را خبر دادم و او هم آدرس مرا به دايي‌ام داده بود و دايي‌ام امروز به اينجا آمد تا مرا به خانه ببرد كه با شهاب و دوستش درگير شد.
شهاب هم در بازجويي‌ها در ادعايي گفت: من در گروه تلگرامي با الناز آشنا شدم. چند روز قبل قرار شد اعضاي گروه يكديگر را در محل سفره‌خانه‌اي ملاقات كنند و با هم از نزديك آشنا شوند. آن روز ساعتي همگي با هم بوديم تا اينكه همه از سفره‌خانه رفتند، اما الناز تنها مانده بود. او به من گفت كه اهل شهرستانی در جنوب كشور است و جايي براي رفتن نداشت. او را به خانه مادر بزرگم بردم و او در اين چند روز پيش مادر بزرگم ماند تا اينكه فهميدم دايي‌اش از شهرستان به تهران آمده است تا الناز را با خودش ببرد.
 پس از اين دوستم با دايي‌اش تماس گرفت و قرار شد خواهر زاده‌اش را در ميدان راه‌آهن از ما تحويل بگيرد. او وقتي الناز را تحويل گرفت، مدعي بود كه ما او را فريب داده‌ايم و با هم درگير شديم. پس از طرح اين شكايت دو متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي مدير روستا، بازپرس شعبه ششم دادسراي جنايي تهران در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار