در درون آمريكا طي هفتههاي اخير رفتارهاي قابل تاملي در قبال جمهوري اسلامي و ملت ايران در حال شكل گرفتن است. در جديدترين اقدامات «کوین مککارتی»، رهبر اکثریت جمهوریخواه در مجلس نمایندگان آمریکا گفت، حامیان و مخالفان برجام در کنگره، خواستار وضع تحریمهای جدید علیه ایران هستند. او از نمایندگان دو حزب خواست برای تحریم ایران متحد شوند.این طرح که با نام «شفافیت مالی اقدامات تروریستی» ایران ارائه شده هفته گذشته در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان به تصویب رسید و قرار است طی روزهای آینده در صحن علنی مجلس نمایندگان به رأی گذاشته شود. همچنين چندین نفر از سناتورهای دموکرات که در جریان کشمکشها بر سر عبور «برجام» از سد کنگره از اوباما حمایت کرده بودند، اکنون با این بهانه که تأخیر در صدور تحریمها از توانایی واشنگتن برای اجرای این توافق میکاهد، خواستار اقدام سریع در این باره هستند.
از سوي ديگر «باب کیسی»، نماینده دموکرات کمیسیون دارایی مجلس سنا و «کریس کونس»، عضو دموکرات کمیسیون روابط خارجی همین مجلس روز دوشنبه از کاخ سفید خواستند ایران را به دلیل انجام آزمایش موشکی هدف تحریمهای جدید قرار دهد. این دو سناتور، هر دو از توافق هستهای ایران و گروه 1+5 حمایت کرده بودند.
در ميان اين هياهوها کاخ سفید رسما به کنگره اعلام کرد که رئیسجمهور آمریکا طرح اخیر برای دشوار کردن رفع تحریمهای ایران را وتو میکند. در نامه رسمی کاخ سفید به کنگره آمده است که طرح مذکور فراتر از مفاد توافق هستهای ایران و گروه ۱+۵ است و محتوای آن را نقض میکند.
در بخشی از این نامه، طرح اخیر و تازه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان را «ضربه ویرانگر به اعتبار آمریکا به عنوان رهبر دیپلماسی بینالمللی» توصیف شده است. کاخ سفید با بیان اینکه برجام فقط برای پرداختن به «تنها یک موضوع»(برنامه هستهای ایران) بوده . نه به موضوعاتی چون تروریسم، از باقی ماندن و ادامه تحریمهای ایران در دیگر موضوعات تاکید کرده است.
مجموع اين اخبار نشانگر يك اصل است و آن اينكه دموكرات و جمهوريخواه هر دو به دنبال فشار بر ايران هستند و اين يعني سياست كلان آمريكا در قبال ايران تغيير نكرده است. آمريكا مانند دورههاي گذشته در آستانه انتخابات به تشديد فضاي منفي عليه ايران ميپردازد تا شايد زمينهاي براي تقويت جريان هاي معاند نظام ايجاد و فضاي سياسي ايران غبارآلود شود. نكته مهم آن است كه برخلاف ادعاهاي قديمي كه صرفا جمهوريخواه يا همان تندروها در برابر برجام قرار گرفتهاند كل ساختار آمريكا در اين مسير قرار دارد كه جمله اوباما كه ميگويد توافق فقط هستهاي بوده و ساير تحريمها بافي ميماند خود سندي بر نگاه تحريمي آمريكا است.
در باب ادعاي وتوي اوباما نيز يك نكته مهم وجود دارد و آن اينكه اوباما چندي پيش مصوبه كنگره مبني بر اعمال محدوديت شديد بر اتباع 38 كشوري كه در طول 5 سال اخير به ايران سفر داشتهاند يا خواهند داشت را امضا كرد كه عملا مغاير با برجام بوده و اصلا آن طرح را وتو نكرد. اوباما با آن اقدام عملا تحريمهاي شديدي را عليه ايران وضع نموده لذا ادعاي وي مبني بر وتوي افزايش تحريم ها صرفا يك فريب و بزك كردن چهره در برابر ملت ايران است. اوباما با آن مصوبه عملا برجام را نقض كرده و ادعاي اينكه مصوبه جديد كنگره را به دليل مغايرت با برجام وتو خواهد كرد پنهان سازي اقدامات ضد ايراني و انحراف افكار عمومي از آن اقدام است.
اوباما اگر در رفتار خود صداقت دارد بايد آن مصوبه يعني محدوديت اعمال شده عليه اتباع 38 كشور را ابطال سازد و نامه كري به ظريف مبني بر تلاش براي عدم تاثيرگذاري آن مصوبه بر برجام امري غير قابل قبول است و اوباما بايد رسما براي لغو آن مصوبه اقدام نمايد. نكته مهمي كه در باب اوباما بايد در نظر داشت اين است كه وي مرد حرفها و وتوهاي هرگز انجام نشده است. وي ادعا ميكرد كه وارد نظامي گري نميشود در حالي كه به افزايش نيرو در عراق و افغانستان پرداخت، ادعا ميكرد كه خط قرمزش سلاح شيميايي است و تروريستها در سوريه از اين سلاح استفاده كردند و اقدامي نكرد ، ادعا كرد جواب روسيه را در اوكراين ميدهد و نداد و... سابقه اوباما نشان ميدهد كه هيچ اطميناني به وعدهها و ادعاهاي وي وجود ندارد و وي كارنامهاي سراسر خلف وعده و ناتواني در اجراي ادعاهايش دارد.
نكته مهم آنكه آمريكا با تصور بحراني بودن وضعيت اقتصاد ايران و اينكه تهران مراحل اجراي برجام را پيموده و سوخت از ايران خارج، سانتريفيوژهاي اضافي جمع آوري و قلب راكتور اراك خارج گرديده و با چشم داشت به انتخابات ايران و نياز دولت به جلب رضايت مردمي براي حضور در انتخابات، به تشديد سياستهاي ضد ايراني ادامه ميدهد حال آنكه موضع قاطع مسئولان مبني بر بازگشت به نقطه گذشته در صورت تكرار اين رفتارهاي خصمانه ميتواند توهمات ايجاد شده براي سران آمريكا را از ميان بردارد.
آمريكا نميتواند از يك سو ادعاي رويكرد تعاملي در برجام داشته باشد و از سوي ديگر به استمرار سياستهاي گذشته بپردازد و ميان اين دو بايد يكي را انتخاب نمايد و از توهم تسليم سازي ايران در برابر فشارها و تهديدات خود خارج گردد.