
نام المپيك و بازيهاي آسيايي كه در ورزش كشور به ميان ميآيد، ناخودآگاه چهرههايي در ذهن علاقهمندان به ورزش مجسم ميشود كه در شرايط عادي توجه چنداني به آنها نميشود. چهرههايي كه در اين دو رويداد بزرگ با مدالآوري و رفتن روي سكوي قهرماني مايه مباهات كشور ميشوند. بلافاصله پس از اين اتفاق، مسئله بعدي به ذهن متبادر ميشود و آن نيست جز اينكه ميزان پاداش مدالآوري و قهرماني در المپيك يا بازيهاي آسيايي چقدر است، تمامي مدالآوران ايران طي دهههاي گذشته بعد از هم و غم حضور در اين رويدادهاي بينالمللي و كسب مهمترين نتيجه بدون استثنا دغدغه دريافت پاداش را داشتهاند، پاداشهايي كه بعضاً يا درست و كامل پرداخت نميشود يا اينكه با تأخير و پس از چندين ماه يا سال با منت و دردسر به دست مدالآوران ميرسد.
سؤال اينجاست آيا مشكلات و مصائب يك مدالآور المپيك يا بازيهاي آسيايي و جهاني تنها با پرداخت پاداش مدالآورياش حل ميشود و اصلاً در اين بين تكليف بقيه ورزشكاران كه خوب كار كردهاند، اما بنا به هر دليلي نتوانستهاند روي سكو بروند چه ميشود؟ در طول دهههاي گذشته و حتي زمان قبل از انقلاب، مسئولان ورزش كشور چه تمهيداتي براي حل شدن مشكلات ورزشكاران المپيكي و مدالآور انجام دادهاند؟ آيا برنامهاي براي حل مشكل مسكن، حقوق و برطرف شدن مشكل معيشتي آنها ارائه شده است؟
در اين وضعيت مدالآوران جانباز و معلول كه ويژهتر نيز هستند براي آنها چه برنامهريزياي شده؟ پاسخ تمام سؤالات بالا يكي است و آن چيزي نيست جز «هيچ». مسئولان ورزش يعني همانها كه با كسب هر مدال بلافاصله براي گرفتن عكس يادگاري آفتابي ميشوند، هيچ كاري در اين موارد براي قهرمانان و مدالآوران انجام ندادهاند، چه رسد به آنها كه دستشان هم از مدال دور مانده است. اين واقعيت تلخ زماني بيشتر رخ نشان ميدهد كه متوجه باشيم كشورهاي صاحب عنوان در رويدادهاي بزرگ ورزشي چندين دهه است كه اين مسائل را براي خود و ورزشكارانشان حل و فصل كردهاند؛ ورزشكار چيني، امريكايي، روسي،آلماني، كانادايي و ... بدون اينكه نگرانياي بابت كرايه خانه، حقوق، خورد و خوراك خود و خانواده و ... داشته باشند، تمرين ميكنند، مسابقه ميدهند، مدال ميگيرند و بعد از آن پاداش زحمات خود را براي كسب مدالش نيز دريافت ميكنند.
واقعيت تلخ اين است كه مدالآوران، اكثراً با كوهي از مشكلات معيشتي از جيب خود خرج، تمرين و آمادهسازي ميكنند و بعد بايد بدوند دنبال گرفتن هزينهها از فدراسيون تا شايد بتوانند بخشي از آن را زنده كنند و بعد از مدالآوري هم كه داستان معلوم است، معمولاً خبري از پاداشهاي با منت نيست. همين حالا كه نگاه كنيد بسياري از ورزشكاران المپيكي ايران فرياد سر ميدهند تا حداقل ديده شوند و كسي به دادشان برسد، خيليها كه قافيه را تنگ ميبينند حتي قيد ايران را ميزنند و ميروند تا در آنجا كه ارزششان را ميدانند، تلاش كنند. كمتر از هفت ماه تا المپيك باقيمانده، مشكلات ورزش ايران و رشتههاي المپيكي همچنان پا برجاست و مسئولان كت و شلواري ورزش توقع دارند كه در ريو نتيجه لندن را تكرار كنند. آنها خواب عكسهاي يادگاري را ميبينند و قهرمانان و مدالآوران دنبال پول ميدوند و فقط دلخوش وعدهها هستند.