کد خبر: 764654
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۶
اولاد آدم
اولاد آدم هر چه چشم مي‌كشد كه يك كارفرما بيايد و او را خريداري كند، خبري نيست و مي‌ترسد بيات شود. مي‌گوييد كه مگر اولاد آدم، نان است يا شلغم پخته است يا هر چيز ديگري كه بناست يك كارفرما پيدا بشود و او را خريداري كند؟ شنيده بوديم كه جان آدم‌ها خريد و فروش مي‌شود اما جسمشان را نه! مگر اولاد آدم به كله‌اش ضربه خورده و برگشته به عهد دقيانوس كه آدم‌ها را خريد و فروش مي‌كرده‌اند؟ مگر در عصر تكنولوژي و تكريم مقام انسان هم از اين خبرها مي‌شود؟ مگر... مي‌دانم كه فكري شده‌ايد كه باز چه كاسه‌اي زير نيم كاسه است و چه خوابي براي ما ديده‌اند تا خودشان آسوده بخوابند؟
به حضورتان عرض كنم كه اين خريداري، آن خريداري كه فكر مي‌كنيد نيست، اما به هر صورت خريداري است. يعني ما كه اين كار (عمل خريد حتي با كارت‌هاي اعتباري 4 ميليون آب رفته) را نمي‌توانيم انجام بدهيم، اما آنها كه صاحب سرمايه، قدرت و شوكت هستند لابد مي‌توانند كه ما را خريداري كنند. به قول سعدي:‌«من بي‌مايه كه باشم كه خريدار تو باشم؟» اما تو اگر مايه داري، دمت گرم! بيا و من را بخر و به خانه، كارخانه و حجره‌ات ببر! محيط احساسي شد، ببخشيد!
بگذاريد قصه را از اول برايتان بگويم تا بفهميد كه ما در بدنه و صدر كارآفريني كشور با چه نوع تفكري مواجه هستيم. يعني اصلاً قصه خريد و فروش آدم از آنجا شروع شد كه اولاد آدم فهميد مديركل دفتر هدايت نيروي كار و كاريابي‌هاي وزارت كار و غيره (منظور از غيره همان تعاون و رفاه اجتماعي است كه لازم نيست هميشه به چشم بيايد!) از راه‌اندازي «جاب سايت‌ها» به‌عنوان يكي از تاكتيك‌هاي جديد اشتغالزايي خبر داده و گفته: فعاليت «جاب سايت‌ها» به‌عنوان حلقه اتصال كارجويان و كارفرمايان است. اولاد آدم هم كه هر حلقه‌اي اين روزها مي‌بيند، مي‌كوبد تا بلكه به وصالي برسد و بتواند ادامه شعر سعدي را كامل كند يا ديگران برايش كامل كنند. آخر مي‌دانيد هيچ انساني كامل نيست.  البته اين مدير‌كل محترم پس از بيان كلي از ايرادات مربوط به رابطه دانشجو و كارفرما از يكسو و محسنات توافق هسته‌اي و تدبير دولت از سوي ديگر گفته: « job site يك سايت تخصصي براي ارتباط بين كارجويان و كارفرمايان است و در اين سايت رزومه كارجو در سيستم ثبت مي‌شود، كارفرمايان هم ارتباط (!) برقرار مي‌كنند و باعث مي‌شود كارفرمايان از اين رزومه استفاده و نيروي مورد استفاده خود را خريداري (!) كنند». به اين مي‌گويند تركيب شيوه سنتي بقالي در تجدد و علم و كارآفريني! فكرش را بكنيد حالا كه كارفرما مي‌رود و ارتباط برقرار كرده و كارجو را خريداري مي‌كند، پس فردا كه ديدند اين كار جواب مي‌دهد، حتماً مي‌گويند براي خريد همسر به فلان سايت مراجعه كنيد، براي خريد معلم به فلان سايت، براي خريد پرستار كودك به... نگوييد كه اين ادبيات، اولاد آدم را ياد دوره بربريت و جاهليت مي‌اندازد!  خير! من زير بارش نمي‌روم. اين هرمونتيك تجدد معاصر است كه در كشاكش با قرون وسطي، بار خود را زمين مي‌گذارد و زايمان مي‌كند!
لابد مي‌گوييد كه فكرش را بكنم كه يك آدم اتو كشيده بيايد و خارجي هم بلغور بكند و بعد حرف از خريداري انسان بزند. حالا اگر مي‌گفت خريداري هنر يا خريداري ساعت كار، يك چيزي! البته اگر اولاد آدم به جاي روابط عمومي وزارت كار و غيره مي‌بود، در تكميل عرايض مدير‌كل محترم مي‌نوشت: كالايي شدن و اشيايي شدن انسان معاصر موضوع ويژه‌اي است كه مدير‌كل مزبور به آن وقوف تام پيدا كرده و با اين مصاحبه مي‌خواسته است تلنگري به اولاد آدم و امثالهم بزند تا از خواب غفلت بيدار شده و هر چه سريع‌تر در مراجعه به سايت (تا شلوغ نشده و ديگر سايت بالا نيايد)، خود را به مورد فروش گذاشته و ناني را باز به غفلت بخورد.
فقط اولاد آدم مانده است كه اين سايت تفكيك جنسيتي هم دارد يا نه؟ يا مثلاً در مورد خود كارفرماها چه؟ ورود همه آنها به بازار برده‌فروشان آزاد است؟ البته اين سؤالات تقصير فكر اقتصادي من نيست، تقصير طبع شاعرانه اولاد آدم است. راستش در ادامه شعر سعدي آمده است: «هرگز انديشه نكردم كه كمندت به من افتد...» براي همين مي‌خواهم ببينم بختم چگونه باز مي‌شود؟ آيا رقابت هم بايد بكنم؟ آواتارم را چه بگذارم؟عكس بهلول خوب است؟
ضميمه (اسناد خريد و فروش در ايام سعدي):
مي‌توانيد به غزل 402 گلستان سعدي مراجعه کنید و شعري با شروع اين بيت (‌من بي‌مايه كه باشم كه خريدار تو باشم/حيف باشد كه تو يار من و من يار تو باشم‌) در امور كارگشايي و خريداري بيابيد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار