کد خبر: 764454
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۰
تبعات و تأثيرات رواني متاركه در مردها و زن‌ها
وقتي خانواده‌اي شكل مي‌گيرد، زن و مردي هستند كه دست در دست هم مي‌گذارند و خانه مشتركشان را مي‌سازند.

 وقتي خانواده‌اي از هم مي‌پاشد، باز هم زن و مردي وجود دارند كه اين بار هر كدام تكه‌اي از وجود و خاطراتشان را بر مي‌دارند و خانه مشتركشان را دو نيم كرده و هر كدام به سمت خود مي‌روند. طلاق گاهي آخرين راه‌حلي است كه بايد انتخاب شود وگرنه مسئله‌اي براي همه عمر حل نشده باقي خواهد ماند اما وقتي طلاقي اتفاق مي‌افتد روي ديگر سكه وضعيت زن و مردي است كه شرايط جديدي را در زندگي‌شان تجربه مي‌كنند.

تلخي طلاق در گلو مي‌ماند

همانطور كه با ازدواج، وضعيت زندگي دختر و پسر ديروز كه زن و شوهر امروز شده‌اند، به كلي فرق مي‌كند، با طلاق هم همين اتفاق مي‌افتد در حالي كه حتي اگر توافقي و با ميل طرفين هم باشد باز هم كار آساني نيست و تلخي طلاق‌هاي به جا و لازم هم تا مدت‌ها در گلو مي‌ماند.

در هر صورت بايد وضعيت جديد را شناخت و فردي كه قصد جدايي دارد يا جدا شده است با آگاهي كامل خود را و موقعيت جديد را مديريت كند. اول از همه چه خانم‌ها و چه مرداني كه جدا مي‌شوند بايد بدانند كه طلاق آخر يك مشكل نيست بلكه حداقل تا چند ماه طول مي‌كشد كه مشكلات زندگي قبلي از بين برود (براي زوج‌هايي كه بچه نداشتند يا پيوند نزديك خانوادگي بين‌شان نبوده است) يا چند ماه طول مي‌كشد كه بتوان براي مشكلات بعد از طلاق روشي پيدا كرد كه كمترين آسيب را به طرفين برساند (براي زوج‌هايي كه فرزند دارند يا جزو اقوام نزديك هم هستند پس نمي‌توانند تا آخر عمر خود را كامل از زندگي هم حذف كنند). طلاق، صورت مسئله‌اي است كه بايد به حل هرچه بهتر آن فكر كرد اما همانطور كه روانشناسي متفاوت زن و مرد باعث مي‌شود وقتي زير يك سقف هستند‌ با برخي موضوعات مشابه برخورد‌هاي گوناگوني داشته باشند، همين ويژگي‌هاي فردي متفاوت به علاوه نگاه متفاوت جامعه به زن و مرد مي‌تواند شرايط گوناگوني بعد از طلاق ايجاد كند. دنياي صورتي زنان و دنياي آبي مردان پس از طلاق به طرز غريبي همرنگ مي‌شود و حداقل براي مدتي به سياهي مي‌گرايد. براي آشنايي بهتر با دنياي متفاوت زنان و مردان بعد از جدايي به چند نمونه اشاره مي‌كنيم.

بازگشت به خانه پدري

يكي از مشكلاتي كه بسياري از زنان بعد از جدايي با آن رو‌به‌رو هستند، مشكلات بازگشت به خانه پدري و از دست دادن استقلال است. در جامعه‌اي كه برخي زنان شاغل نيستند و به حمايت مالي پدر يا برادر براي گذراندن زندگي نياز دارند و همين طور نگاه ديگران به مستقل زندگي كردن آنان مثبت نيست، زني كه جدا مي‌شود علاوه بر مشكلات ديگر، بايد برگشت به خانه پدري و از دست دادن استقلال را هم تحمل كند.

من، تنهايي و روزهاي باقيمانده

حتي در روشنفكر‌ترين خانواده‌ها هم ازدواج با يك زن مطلقه چندان پذيرفته نيست حال اگر فرزندي هم در ميان باشد كه كار، سخت‌تر مي‌شود، به همين دليل زنان پس از جدايي شانس كمتري براي ازدواج خواهند داشت. اين شرايط باعث مي‌شود نگران آينده و تنهايي خود نيز باشند.

بزرگ كردن فرزندان به تنهايي

اگر نگهداري فرزند يا فرزندان با مادر باشد، زني كه از همسرش جدا شده و حال يك مادر تنهاست، مشكلات مالي زيادي خواهد داشت هم براي چرخاندن زندگي شخصي خود و هم تأمين نيازهاي فرزندان. گاهي احساس گناه از اينكه آينده فرزندان را تباه كرده است، در موجه‌ترين طلاق‌ها هم باعث مي‌شود فرد نتواند آرامش روحي داشته باشد. مسئوليت‌هاي بزرگ كردن فرزند كه يك كار تيمي است وقتي بر عهده مادر قرار مي‌گيرد، كار سختي است كه آسيب‌هاي روحي زيادي را به او وارد مي‌كند.

دوري از فرزند

اگر قرار باشد فرزند را پدر نگهداري كند، دوري از او براي مادر به دليل روابط عاطفي و احساسات زنانه، بسيار سخت است و اگر طبق قانون تنها در هفته يك روز يا حتي دو روز فرزندش را ببيند، تحمل اين شرايط برايش سخت خواهد بود مخصوصاً در ماه‌هاي اول و در اين شرايط احساس تنهايي او بيشتر خواهد بود.

احساس در دنياي منطق

دنياي مردانه شايد در نگاه اول چندان احساسي نباشد اما برخلاف اين ظاهر منطقي و به دور از احساس، مردان در درون خود هيجان‌ها و احساسات زيادي را تجربه مي‌كنند اما اصولاً مي‌آموزند كه بروز ندهند. يك جمله معروف در فرهنگ ماست كه مي‌گويد:مرد كه گريه نمي‌كند! اين جمله شاهد مثالي است كه مردان از كودكي ياد مي‌گيرند كه نبايد احساسشان را بروز دهند و شايد همين درد‌دل نكردن‌ها و گريه نكردن‌ها و بروز ندادن‌ها باعث مي‌شود مشكلاتي چون طلاق و از هم پاشيدن زندگي از نظر روحي و حتي جسمي به مردان آسيب زيادي بزند. يك مرد مطلقه، همدردي كمتري را دريافت مي‌كند و احساس تنهايي بيشتري را تجربه خواهد كرد.

بابا! من گرسنمه

مرداني كه مي‌خواهند فرزندان خود را بزرگ كنند، مشكلات زيادي خواهند داشت زيرا بسياري از كارهاي بزرگ كردن فرزند بر عهده مادر است و در فرهنگ ما جزء نقش‌هاي زنانه محسوب مي‌شود. اينكه يك مرد بتواند زندگي را بدون همسر اداره كند خيلي سخت است. بحث، مشكل اقتصادي نيست كه با صرفه‌جويي حل شود بلكه مشكل نبود زني است كه خانه را اداره كند و اين يعني هميشه يك جاي كار مي‌لنگد. البته اگر مادر يا خواهر به او كمك كنند اين مشكل كمتر مي‌شود.

مهريه را هم مي‌دهند، هم مي‌گيرند

هر چند زنان بعد از طلاق بيشتر از نظر مالي دچار مشكل مي‌شوند اما مرداني كه بايد مهريه بپردازند هم بعد از جدايي آسيب مالي خواهند ديد. حتي گاهي افتادن به زندان و از دست دادن موقعيت اجتماعي به دليل جدايي يا زنداني شدن مي‌تواند مردان را هم از نظر مالي دچار مسائل جدي كند. آنهايي كه مي‌گويند مهريه را چه كسي داده و چه كسي گرفته، نمي‌دانند كه گاهي پرداخت مهريه بعد از جدايي تا سال‌ها مرد را از نظر مالي دچار مشكل مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها