
جوان غربي ميبيند كه تفكر ليبرال دموكراسي غرب نتوانسته زندگي خوبي برايش رقم بزند، در عين حال ميبيند كه با بنبستهاي بيشماري در زندگي، كار و مسائل فكرياش مواجه شده است، در يك زندگي با وجود اين همه بنبست و سؤالات بيشمار ذهني يكدفعه نامهاي منتشر ميشود و به مثابه اين است كه مسير جديدي پيش روي او باز شده است. اين را فقط ما نميگوييم بلكه واقعيتي است كه انديشمندان غربي نيز به آن اذعان ميكنند.
تيتزيانا چاوارديني، خبرنگار، محقق، مردمشناس فرهنگي و رئيس مجمع مردمشناسي آنسيس ايتاليا كه بيش از 12 سال در ايران زندگي كرده و نتيجه تحقيقات خود را در زمينه اسلام و ايران به مراكز پژوهشي بسيار مهم منتقل كرده، نامه مقام معظم رهبري را خوانده و بسيار تحت تأثير قرار گرفته است. وي ميگويد: ما در دوران غم انگيزي در اروپا به سر ميبريم. رهبر معظم ايران با زباني ساده و صميمانه آنچه باعث ترس و وحشت ما شده است را بيان ميكند. من اسم اين نامه را «نامه حقيقت» ميگذارم. تنها كساني كه در جهان امروز تمايلي به شنيدن حقيقت ندارند اين نامه را بيمعنا ميخوانند. نامه دوم را ميتوان نسبت به نامه اول شفافتر و با اهميتتر خواند. اگر به واژگان و كلمات به كار رفته در نامه اول رهبري نگاهي بيندازيم ميتوانيم با چالشها و درد و رنج هايي كه بدان دچار هستيم روبهرو شويم. اين نامه در تاريخ ثبت خواهد شد. در حالي كه بيشتر سياستمداران اروپا تلاش ميكنند با اسلامهراسي و خلق يك دشمن مشترك، سياستهاي خود را توجيه كنند، اين نامه (نامه اول رهبر انقلاب) ابتكاري بزرگ بود. آيتالله خامنهاي پردههاي ابهام را كه رسانههاي غربي براي پوشاندن واقعيت اسلام به كار ميبرند، كنار زد و اسلام واقعي را معرفي كرد. من اين نامه را يك نامه «تاريخي» ميدانم چراكه پيام آن هميشه در تاريخ خواهد ماند. در نامه دوم، رهبري ايران پيشنهادات و راهنماييهايي را براي جوانان اروپايي داشتند كه مايه آرامش آنان در اين برهه حساس و وحشتآفرين جهان است، به ويژه براي ما در اروپا كه در خانه خود از سوي تروريستها هدف قرار گرفتيم. اين نكته كه ايشان درباره احساس پس از حوادث پاريس گفتند و اينكه امروز به خاطر اين احساس ترس - از حملات تروريستي - آزادي گذشته را نداريم، بسيار نكته قابل توجهي بود؛ همانند ترسي كه كودكان و مردم برخي كشورهاي خاورميانه هر روز آن را تجربه ميكنند. اولويت رسانههاي ايتاليا، چگونگي مقابله و كنترل ترس و وحشت موجود در جامعه است، اما براي جوانان اين نكته اهميت دارد كه حقيقت اسلام چيست چراكه همچنان تفكيك درستي از اسلام و داعش در اروپا وجود ندارد. به همين دليل براي كسي كه مسلمان نيست، پذيرش اين مطلب كه اسلام دين صلح است، كار راحتي نيست. من شخصاً به عنوان يك خبرنگار اين وظيفه را دارم كه درباره اسلام اطلاعات درست را به مخاطبان برسانم. با خواندن اين نامه ميتوانيم به راحتي دليل حملات تروريستي را بفهميم و ببينيم چه كساني در پشت اين حملات نقش دارند.
شگفتي استاد دانشگاه اوتاوا از « نامه حقيقت»دنيس رنكورت، عضو هيئت علمي و استاد فيزيك دانشگاه اوتاوا يكي از كساني است كه در پاسخ به نامه دوم مقام معظم رهبري مينويسد: «سيد علي خامنهاي عزيز؛ درست است كه من از نظر سن و سال، جوان نيستم اما نامه 29 نوامبر 2015 شما به جوانان غربي را با شيدايي و علاقه بسياري خواندم. اين نامه قلب و فهم مرا به هيجان آورد. ايران واقعاً از اينكه رهبري مانند شما دارد خوشبخت است. ما در كانادا فقط سياستمداران كوچك دورو، مغرض و خودشيفته داريم كه براي نفع شركتهاي بزرگ و خواستههاي ايالات متحده رقابت ميكنند و كساني كه در رسانه ملي شعارهاي كليشهاي ميدهند. من واقعاً از تحليل عميق روانشناسانه و ژئوپوليتيكال شما در مورد ريشههاي تروريسم بينالملل قدرداني ميكنم. من باور دارم كه تفسير شما بهشكلي بنيادين صحيح است و من از ارتباطي كه شما با اين حقيقت برقرار كردهايد، شگفتزدهام. من اميد دارم كه جوانان غربي نامه شما را مطالعه كرده و به آن نگاهي واكاوانه خواهند داشت و اميد دارم كه اين نامه بيداري قلب و ذهن غربيها را سرعت ميبخشد.»
مسيري روشن فراروي جوان سردرگم غربيبا توجه به آنچه گفته شد و در گفتهها و اظهارنظرهاي انديشمندان غربي نيز آمده است، جوان غربي با مطالعه اين نامه احساس ميكند مسير جذاب و جالبي در زندگياش گشوده شده است پس شيفته ميشود و تلاش ميكند كه وارد اين مسير شود. از طرف ديگر دولتمردان غربي با ديدن اين شيفتگي و توجه از سوي قشر جوان دچار وحشت ميشوند كه نكند ذهن اين جوان با حقايق جهان اسلام آشنا شود؛ اينجاست كه دولتمردان غربي بيكار نمينشينند و دست به كار تشكيل داعش، ساخت برنامهها و محتويات اسلام هراسي و اسلام ستيزي ميشوند و دولتمرد غربي به هر ابزاري مثل تصويرسازي نادرست و خشن از اسلام متوسل ميشود تا اسلام واقعي را به جوان غربي معرفي نكند.
يكي از ابعاد مهمي كه در نامه مقام معظم رهبري به آن پرداخته ميشود تأثير آن درميان جوانان غربي است كه بخش عظيمي از اين تأثيرگذاري ناشي از خلأهايي بوده كه در سبك زندگي غربي وجود داشته و در اين نامه به آنها پاسخ داده شده است.
با اين توصيف به نظر ميرسد بهترين سازوكاري كه ميشود به كار بست، معرفي كردن نواقصي است كه در زندگي غرب ديده ميشود. مشكلاتي كه جوان غربي در سبك زندگي غربي با آن مواجه است يك يا چند مورد نيست، بلكه بينهايت است. جوان غربي اين روزها متوجه شده است كه زندگياش در سيكل تكراري قرار گرفته كه از صبح برود سركار، درس بخواند، شب به خانه برگردد، خوشگذراني كند و مسافرت برود. همين جوان امروز متوجه شده كه سبك زندگياش دچار چه مشكلات و نقيصههاي اساسي است، پس وقتي با چنين نامه متفاوتي روبهرو ميشود قطعاً ميپسندد و پيگير ميشود.
بيشك هيچ رسانهاي نبايد دروغ بگويد، كافي است ما هرچه كمبود و مشكل در زندگي غربي وجود دارد را كامل و روشن بازگو كنيم. همچنين بياييم براي كمك و راهنمايي كردن مردم غرب به ويژه قشر جوان كه قشر عظيم هر جامعهاي را تشكيل ميدهد راهكارهاي ديني و مؤثري را بازگو كنيم. براي رسيدن به يك سند معتبر از مجموعه راهكارها چه چيزي بهتر از دين آسماني اسلام و چه آموزگاري بهتر از رهبري ايران سراغ داريد؟