بي شك مسئله ايجاد اشتغال يكي از مهمترين دغدغههاي كشور به شمار ميآيد و با اينكه طي سالهاي اخير جامعه شاهد هيچ خروجي مثبتي در اين زمينه نبوده است اما مسئولان چنين وانمود ميكنند كه تمام هم و غمشان را براي رفع معضل بيكاري به كار گرفتهاند.
با اينكه همه به خوبي ميدانند كه ايجاد هر شغل به چه پروسه عظيمي احتياج دارد و حل مسئله بيكاري در گام نخست نيازمند همت و باور دولتمردان است اما هميشه و در آستانه هر انتخاباتي، تعدادي از نامزدها از اين حساسيت جامعه سوء استفاده كرده و بدون اينكه توان يا برنامهاي براي اشتغالزايي داشته باشند فقط به جوانان بيكار و جوياي كار وعده و وعيد ميدهند.
در حال حاضر و در گرماگرم ثبت نام نامزدهاي انتخاباتي براي مجلس شوراي اسلامي برخي از اين افراد به صورت جسته و گريخته در شبكههاي اجتماعي تبليغات غير رسمي خود را آغاز كردهاند كه باز هم قولهايي در مورد رفع بيكاري و ايجاد زمينههاي اشتغال براي جوانان يكي از حرفهاي ثابت آنهاست.
با اين اوصاف بجاست تا با بازگو كردن برخي آمار و شرايط موجود به نامزدهاي محترم گوشزد كنيم كه يا نميدانند در مورد چه چيزي قول ميدهند يا پذيرفتهاند براي رسيدن به هدفشان به هر كاري حتي دروغگويي و بازي كردن با احساسات جامعهاي خاص دست بزنند.
طبق اعلام مركز آمار، نرخ بيكاري تابستان نسبت به بهار امسال با افزايشي 0/1 درصدي به 10/9 درصد رسيد، اين يعني به رغم تلاشهاي صورت گرفته هنوز آمار بيكاري دورقمي است. مهمتر از ارقام و طبقات ياد شده، اين بحران دگرگونيهايي از نظر رواني، رفتاري و كرداري در جامعه به وجود آورده كه از دست دادن مهارتهاي شغلي، فقر رواني، واخوردگي و احساس بيهودگي اجتماعي و خانوادگي از آن جمله است زيرا بيكاري كنوني، به دليل طولاني بودن مدت آن، فرد را از جامعه فعال بيرون ميراند و او را حاشيهنشين و غيراجتماعي ميسازد.
تعداد جمعيت شاغل كشور حدود 21 ميليون نفر و تعداد بيكاران نيز به 2/5 ميليون نفر بالغ شده است، همچنين مجموعاً 40 درصد كل افراد شاغل در بازار كار اضافه كاري ميكنند و بيشترين درصد افراد در بخش خدمات به ميزان 10 ميليون نفر شاغل هستند. با وجود اينكه چند وقتي است دولتمردان از نزديك شدن نرخ بيكاري به اعداد تك رقمي صحبت ميكنند، اما بيش از 1/6 ميليون نفر در گروه سني 15 تا 29 ساله كه بيشتر آنها نيز فارغالتحصيل دانشگاهي هستند، هنوز فرصت ورود به بازار كار را نيافتهاند.
شايد تا چند سال پيش بيكاري به عنوان پديدهاي مقطعي و دورهاي قلمداد ميشد اما با گذر زمان به يك پديده ساختاري ـ بافتي در جامعه تبديل شده است و اين بدين معني است كه با ادامه داشتن اين روند و نبود برنامه جدي در اين زمينه براي مهار اين معضل، همچنان بايد شاهد تبعات ناشي از آن در بزهكاريهاي اجتماعي بود، ضمن اينكه آثار ساير مؤلفههاي بزهساز در جامعه را نيز بايد به عوامل زمينهساز انحرافات اجتماعي افزود.
به هرحال نامزدهاي مجلس دهم در شرايطي شعار اشتغالزايي ميدهند كه هنوز از يادها نرفته حسن روحاني نيز براي پيروزي در انتخابات يازدهم رياست جمهوري وعدههاي زيادي در زمينههاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... به مردم داد كه شايد يكي از مهمترين آنها وعده اشتغال به تحصيلكردهها و بيكاران بود؛ وعدههايي كه نه تنها عملي نشدند بلكه بيكاري را از يك مشكل اقتصادي به مشكل اجتماعي و خانوادگي و يك معضل فرهنگي تبديل كرد. در واقع اين مشكل بيكاري است كه باعث شده است از هر پنج ازدواج يكي به طلاق منجر شود، اين مشكل بيكاري است كه باعث شده قدرت خريد مردم كاهش يابد و سبد خانوارها كوچك شود، اين مشكل بيكاري است كه باعث شده فساد و اعتياد در جامعه ايراني افزايش يابد و اين مشكل بيكاري است كه باعث شده جوانان براي ادامه تحصيل بيانگيزه شوند.