کد خبر: 760964
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۴
مروري بر دست‌نوشته‌هاي شهيد محمود معين‌الاسلام در گفت‌وگوي «جوان» با همرزم شهيد
آشنايي با سيره و منش بسياري از شهداي دفاع مقدس، ما را با انسان‌هاي بزرگي روبه‌رو مي‌سازد كه هرچند در لباس رزم به شهادت رسيدند، اما جنگاور صرف نبودند و روح بلندشان بيش از توانايي‌هاي جسمي و قوه رزمي‌شان نمود داشت.
عليرضا محمدي

 شهيد محمود معين‌الاسلام يكي از همين شهداي گرانقدر است كه از او دستنوشته‌هاي زيبايي به يادگار مانده است. يادداشت‌هايي كه انعكاس‌دهنده زيبايي‌هاي دروني اين شهيد بزرگوار هستند. با هماهنگي روابط عمومي حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس استان مركزي، به گفت‌وگو با سعيد وفايي يكي از همرزمان شهيد معين‌الاسلام پرداختيم تا از اين رهگذر مروري بر زندگي و افكار اين شهيد داشته باشيم.

زادروز يك هنرمند

محمود سال 41 در يك خانواده مذهبي و سرشناس اراكي به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجت‌الاسلام حاج شيخ ولي‌الله معين‌الاسلام سرپرستي مدرسه علميه سپهداري اراك را برعهده داشت.

بنابراين شهيد معين‌الاسلام كه در چنين خانواده‌اي رشد يافته بود، با شروع مبارزات انقلابي مردم ايران در خلال سال‌هاي 56 الي 57 وارد مبارزات شد و خيلي جدي در اين مسير فعاليت مي‌كرد.

چنانكه بارها با مأموران درگير شد و هر بار به شيوه‌اي از دست آنها فرار مي‌كرد. پس از پيروزي انقلاب شهيد معين‌الاسلام به همراه تعدادي از دوستانش مثل فضلعلي جباري، محمد صدر نور، مجيد تركماني، محمود جقائي و... كه خيلي از آنها هم شهيد شده‌اند، اقدام به تأسيس انجمن اسلامي دبيرستان محبان امام علي (ع) كردند و فعاليت‌هايشان را در همين انجمن ادامه مي‌دادند. سال 59 هم كه محمود ديپلمش را گرفت، وارد سپاه اراك شد تا در كسوت يك پاسدار، به دفاع از انقلاب نوپاي اسلامي بپردازد.

فعاليت‌هاي فرهنگي

جنس شهيد معين‌الاسلام فرهنگي بود. هرچند در ابتداي ورودش به سپاه در واحد عمليات بود و به كردستان هم رفت تا در فرونشاندن غائله ضد انقلاب شركت كند، اما در برگشت به اراك وارد روابط عمومي سپاه شد و مسئوليت كتابخانه و نوارخانه را به عهده گرفت.

محمود توانست با سختكوشي كتابخانه و نوارخانه را رونق ببخشد و از فرصت حضور نوجوانان در كتابخانه نيز استفاده مي‌كرد تا با تشكيل كلاس‌هاي اصول عقايد و آموزش قرآن، ‌آنها را جذب كند و آموزش دهد. شهيد معين‌الاسلام حتي براي تشويق بيشتر بچه‌ها، از پول خودش هزينه مي‌كرد و كتاب و نوار مناسب بچه‌ها را به آنها هديه مي‌داد.

از ديگر ويژگي‌هاي محمود اعتقادش به دعا و تاثير آن در زندگي و عمل انسان بود. علاوه بر اينكه خودش به دعا و قرائت قرآن توجه داشت، ‌ديگران را هم به آن تشويق مي‌كرد. اعمالش را در نهايت خلوص و به دور از ريا انجام مي‌داد تا جايي كه كمتر كسي از همرزمان از نماز شب خواندن او اطلاع داشتند. محمود به قرآن عشق مي‌ورزيد و از ميان آيات شريفه قرآن سوره انشقاق را بسيار تلاوت مي‌كرد.

حضور در جبهه

محمود علاوه بر فعاليت‌هاي فرهنگي از حضور در جبهه‌هاي جنگ نيز غافل نبود. چنانكه شهادت يكي از دوستانش به نام مجيد تركماني در عمليات فتح بستان (طريق القدس) در او تأثير عجيبي گذاشت و از آن به بعد بيقرار حضور در جبهه شد. اين بود كه باز به عمليات سپاه رفت و در اكثر عمليات‌ها شركت مي‌كرد. در اين حضور نيز مسئوليت‌هاي مختلفي برعهده داشت. در عمليات فتح‌المبين مسئول دسته بود. در الي بيت‌المقدس كه منجر به آزادسازي خرمشهر شد، فرماندهي يك گروهان را برعهده گرفت و در عمليات محرم فرمانده گردان بود. در عمليات والفجر مقدماتي و والفجر 3 و 4 هم معاون فرمانده گردان بود.

يكي از خصوصيات محمود اين بود كه ضمن پذيرش اصل لزوم تشكيلات از هر گونه تشكيلات‌محوري و تشكيلات‌زدگي متنفر بود و آن را نوعي شرك مي‌دانست. به همين خاطر در يك مصاحبه در منطقه عملياتي والفجر اين نكته را متذكر شد كه «واي بر شما اگر چيزي غير از خدا را اصل و پايه و هدف قرار دهيد. حال هرچه كه مي‌خواهد باشد. چه نام و چه مقام و چه سازمان. اسم اين عمل را جز شرك نتوان گذارد».

دستنوشته‌ها و اشعار

يادداشت‌ها و دستنوشته‌هاي شهيد محمود معين‌الاسلام بخش خاصي از خاطرات و زندگي او را شامل مي‌شود. وقتي نوشته‌ها و يادداشت‌هاي او را مشاهده مي‌كنيم چنان از روح عرفاني و عاشقانه زيبايي برخوردار است كه تمام وجود انسان را تحت‌تأثير افكار عميقش قرار مي‌دهد. شهيد شعر هم مي‌سرود و قريحه و استعداد خاصي در سرودن اشعار با مضامين بسيار عالي داشت. يكي از نمونه اشعار او با مضامين شهيد و دفاع مقدس اين گونه است:

بر دل نه گفتم رفته و بيچاره‌ام/ ققنوس سرگشته‌ام آواره‌ام/ ماهي افتاده در آب بيرون/ چشم دلم پرشده از اشك خون/ يا رب يا رب كرم افزون نما/ مرحمتي بر دل مجنون نما/ يا رب يا رب گنه آلوده‌ام را/ ببخش و نظر بر دل زارم نما.

يادداشتي از علت حضور در جبهه

شهيد معين‌الاسلام مثل خيلي از رزمندگان دوران دفاع مقدس عاشق جهاد و شهادت بود. در يكي از دستنوشته‌هايش اين ميل دروني را به بهترين شكل بيان كرده است. در اين متن مي‌خوانيم:

«اكنون كه اشتياق جهاد را در سراسر وجودم احساس نموده‌ام و آرزوي نوشيدن شهد شهادت و رسيدن به وصال يار را در ذره ذره وجودم احساس مي‌كنم. روانه ميعادگاه مي‌گردم تا شايد بتوانم در اين راه كه راه اولياء الله باشد جان خود را نثار نمايم ليكن از خداوند منان مي‌خواهم كه بينشي به من عطا فرمايد كه شهادت را بشناسم و با شناخت شهادت و رسيدن به آن بتوانيم چراغ نور‌افروز شهدا را فروزان‌تر گردانم. حال كه در انتظار وصال، روانه ميعادگاه گرديده‌ام اميدوارم كه خداوند نيز ترحمي بر اين بنده گناهكار خود بنمايد و ما را نيز به جمع رحمت گزيدگان بپذيرد. از حضرت حق تعالي مسئلت دارم كه ان‌شاءالله اين عشق دوطرفه گردد.»

تقديم به مادر

از ويژگي‌هاي آثار بر جاي مانده از شهيد محمود معين‌الاسلام، ‌ابتكاراتي است كه در اين رهگذر از خودش به جاي گذاشته است. او براي اينكه دلتنگي خودش به مادر يا شايد شرح حال رزمندگان به مادرانشان را نشان دهد، شعري در همين راستا مي‌سرايد و اينطور مي‌گويد:

سلام ‌اي مادرم‌ اي مادر پاكم/ من اينجا هر زماني دعا‌گوي تو هستم/ بر آن گشتم كه خود را از اين زندان تنگ دنيا رها سازم/ كه جسم را در ره دينم فدا سازم/ چو اسماعيل سر بي‌ارزشم را هديه روح خدا سازم/ من امروز از كنار تو رفتم به دامان خدا/ تا كه خود را از جدايي‌ها جدا سازم/ مادرم مي‌دانم كه از دوري من ديده‌ات گريان است اما/ مخور اندوه، مكن شيوه، كه محمودت به جز راه فلاح راهي نرفت/ اگر شد كشته بر ميدان جنگ/ مزن بر سر مكن شيون/ جگر گوشه‌ات زير بار هيچ شاهي نرفت/ حلالم كن حلالم كن حلالم كن.

خاطره‌گويي

خاطره‌گويي و خاطره‌نويسي نيز از ديگر يادگاري‌هاي مكتوب شهيد به شمار مي‌رود كه از وي بر جاي مانده است. متن زير يكي از همين خاطره‌گويي‌هاست:

«ديشب از ساعت 9 شب تا صبح حركت كرديم و از پل كارون گذشته و حدود 40 كيلومتر پيش رفتيم. مسئله بسيار جالب اين بود كه ما فشنگ نداشتيم و گردان نيز نتوانست مهمات ما را تأمين كند. ساعت 5 صبح با دشمن درگير شديم و گروهان ما به محاصره دشمن افتاد. به طور معجزه‌آسايي از محاصره رهايي يافتيم و اين در حالي بود كه با شدت هرچه تمام‌تر زير رگبار گلوله‌هاي ضد هوايي و آر. پي. جي و خمپاره دشمن بوديم و خودمان مهمات براي مقاومت نداشتيم. به هر حال با به جا گذاشتن چندين شهيد و مجروح از جمله برادر عباس سجادي كه به وسيله برادر رحيم صالحي از مرگ نجات يافت از محاصره دشمن فرار كرديم و بعدازظهر به مقر خود بازگشتيم. بارها و بارها هواپيماهاي دشمن ما را بمباران كرد.»

‌در رثاي دوستان شهيد

شهيد معين الاسلام روح لطيفي داشت و شهادت دوستانش روي او تاثير زيادي مي‌گذاشت. بنابراين در برخي از دستنوشته‌هايش اين دلتنگي را اينچنين بيان مي‌كند:

به ياد دو شهيد 21/6/1359

آن شب در آسمان افول دو ستاره پر نور را به چشم ديدم. صبحگاهان كه سر از بالين برگرفتم خورشيد را ديدم كه چه درخشنده مي‌تابد. گويي كه بر تنوري هيزمي افكنده‌اند.

اشعه‌هاي خورشيد را ديدم كه چه سرخ مي‌تابند گويي كه بر زردي آنان خون جاري ساخته‌اند و آن دو اخگر خونين چه مشتاقانه نور مي‌افشاندند.

تاريخ را ديدم كه نفس زنان از راه رسيد و دو قلب بر سينه او شتابان مي‌تپيدند و زمزمه تپش مي‌گفت كه شهيد قلب تاريخ است. درخت نونهال آزادي را ديدم كه در بوستان اسلام چه پر نشاط مي‌روييد و دشت خدا را كه چه سرخ بود.

تو گويي كه بر آن بوستان دو چشمه جاري است و بر اين دشت دو لاله؛ گيج و مبهوت سربلند كردم و پرسشگر بر آسمان نگريستم، خواستم راز اين دگرگوني را بپرسم كه صدايي گفت: حيرت مكن امشب دو جويبار به ديدار دريا رفته‌اند و دو ميهمان به ضيافت شهدا شتافه‌اند.

گفت: دو شعاع خونين خورشيد حامل پيام دو شهيدند كه بر تمامي سلول‌هاي برادران و خواهرانشان بتابند. گفت: تپش قلب تاريخ لبيك گفتن دعوت دوست را زمزمه مي‌كنند... گفت: درخت تشنه آزادي له‌له‌زنان به ديدار دو جويبار خونبار رفته و با نوشيدن آنان سرمست و سيراب روييدن آغازيد....

و سرانجام شهادت

شهيد محمودمعين‌الاسلام سرانجام در ظهر جمعه 23 آذر 1362 پس از عمليات والفجر4 به هنگام آماده شدن جهت اقامه نماز حين گرفتن وضو در منطقه پنجوين مورد اصابت تركش خمپاره دشمن قرار گرفت و به شهادت رسيد.

مروري بر زندگي و يادگاري‌ها و انديشه‌هاي شهيد محمود معين‌الاسلام را با دستنوشته‌اي از خود او به اتمام مي‌رسانيم: «... امشب پس از يك نماز پر شور و حال و دعاي توسل و نوحه و سينه‌زني در شهر آبادان راهپيمايي كرديم و من مدام زير لب مي‌گفتم يا مهدي، يا مهدي، يا مهدي».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار