
تحريمهاي ايـران ديمـاه بـرداشته ميشود. اين مسئله يكي از مهمترين فرازهای سخنراني رئيسجمهور پس از اعلام بسته شدن پرونده PMD بود. قرار است با انتقال اورانيوم ايران به خارج از كشور و برداشته شدن قلب رآکتور اراك يكي از مهمترين اقدامات ايران برای رفع تحریمها برداشته شود.
بحث اصلي كه اين روزها در افكار عمومي و به خصوص رسانههاي دنيا مطرح شده است، موضوع موشكي و تحريمهاي مرتبط با آن است؛ تهديدهايي كه از سوي امريكاييها درباره تحريمهاي جديد شنيده ميشود و به صورت مكرر اعلام ميشود كه ممكن است، تحريمهايي جديد عليه ايران اعمال شود. از سوي ديگر معاون عدم اشاعه وزارت امورخارجه امريكا چندي پيش، بر اين نكته تأكيد كرد كه اين كشور هر گاه لازم باشد، تحريمهاي جديد را عليه ايران به اجرا ميگذارد.
توماس كانتريمن در پاسخ به سؤال سناتور منندز گفت: در خصوص برنامه موشكي ايران، هر ايراني كه با اين برنامه در ارتباط باشد و هر شركت خارجي كه با ايران در خصوص اين برنامه همكاري كند، تحريم ميشود. ميدانيم كه كارهاي ما نميتواند مانع انتقال همه تجهيزات موشكي مورد نياز ايران به اين كشور شود ولي به هر حال جلوي انتقال بخش اعظمي از تجهيزات گرفته ميشود.
حتي در اين ميان برخي از خبرگزاريها مدعي شدهاند باراك اوباما رئيسجمهور ايالات متحده امريكا از اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران در حوزه موشكي در صورت به خطر افتادن امنيت امريكا حمايت خواهد كرد. جاش ارنست سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا در همين رابطه ميگويد: «اگر تيم امنيت ملي ما (دولت امريكا) و كارشناسان تحريم در وزارت خزانهداري به اين نتيجه برسند كه اعمال تحريمهاي جديد براي مقابله با برنامه موشكي ايران مفيد است، رئيسجمهور مخالفت نخواهد كرد.» سؤال اصلي اينجاست كه در اين صورت تكليف برجام چه خواهد شد.
تحريمهاي هستهاي از كجا شروع ميشود
در اين ميان نگاهي كوتاه به تاريخچه تحريمهاي هستهاي عليه ايران اين نكته را يادآوري ميكند كه همواره اين برنامه يكي از مهمترين اهداف امريكاييها و غربيها بوده است.
مسئله تحريمهاي تسليحاتي، نخستين بار در قطعنامه 1747 مطرح شده است. پاراگراف 5 اجرايي اين قطعنامه، صادرات سلاحهاي متعارف توسط ايران را ممنوع اعلام ميكند. صادرات سلاحهاي متعارف به ايران اما در اين قطعنامه ممنوع نميشود و قطعنامه صرفاً از كشورها ميخواهد در اينباره مراقب باشند. اين موضوع بدون تغيير، در پاراگراف 8 اجرايي قطعنامه 1803 تكرار شده است. با اين حال، قطعنامه 1929 اصليترين قطعنامهاي است كه يك تحريم تسليحاتي كم و بيش كامل عليه ايران اعمال ميكند. پاراگراف 9 مشخصاً به برنامه موشكهاي بالستيك ايران اشاره ميكند و ميگويد: «شوراي امنيت تصميم ميگيرد ايران نبايد هيچ يك از فعاليتهاي مربوط به موشكهاي بالستيكي را انجام دهد؛ موشكهايي كه قادر به حمل و پرتاب سلاحهاي هستهاي باشند و از جمله پرتابهايي كه با استفاده از فناوري موشك بالستيك انجام ميگيرد و اينكه كشورهاي جهان بايد همه تدابير لازم براي ممانعت از انتقال فناوري يا كمكهاي فني به ايران در رابطه با اين فعاليتها را اتخاذ كنند.
نگاهي كوتاه به تحريمهاي اعمال شده عليه برنامه هستهاي ايران اين نكته را يادآوري ميكند كه هرگاه سخن از تحريمهاي هستهاي است، عيناً همين تحريمها و با شدت بيشتر عليه برنامه موشكي ايران تكرار شده است و حتي در بند 9 نيز به گونهاي به كشورهاي دنيا اجازه داده شده است تا نسبت به اقدام نظامي عليه ايران اقدام كنند. از سوي ديگر در تمام اين قطعنامهها افراد و نهادهاي مرتبط با سپاه به اين دليل تحريم شدهاند كه در توسعه برنامه موشكي ايران -كه قطعنامه ميگويد ابزار پرتاب سلاح هستهاي است - دخيل بودهاند، بنابراين برنامه موشكي ايران گذرگاه اصلي رويارويي قطعنامهها با سپاه نيز است.
غرب چگونه به برنامه هستهاي نگاه ميكند
در منطق امنيتي غرب، برنامه موشكي ايران نه يك برنامه مستقل بلكه ابزار پرتاب سلاح هستهاي است كه آنها ساختن آن را هدف اصلي برنامه هستهاي ايران در نظر ميگيرند. اين امر در ارزيابيهاي اطلاعاتي كه جيمز كلاپر مدير اطلاعات ملي امريكا در سالهاي گذشته به كنگره ارائه كرده، بارها تكرار شده و بخشي از ادبيات رسمي امنيتي امريكا عليه ايران است. همچنان كه در برخي متون پايه اين حوزه برنامه ماهوارهاي ايران نيز همزمان علاوه بر اينكه توجيهي است براي توسعه موشكهاي بالستيك برد بلند در ايران، عنصر اصلي در ناوبري، هدايت و كنترل موشك بالستيك حامل كلاهك هستهاي ايران نيز در نظر گرفته ميشود. اين نگاه تهديدپايه، زيرساخت اغلب سياستگذاريهايي است كه امريكا و كشورهاي غربي در يك دهه گذشته عليه برنامههاي امنيت ملي ايران انجام دادهاند و هيچ نوعي از ترتيبات اعتمادسازي هم اين ديدگاه آنها را تغيير نداده است. واقعيت آن است كه امريكاييها به خوبي ميدانند برنامه هستهاي ايران هرگز ماهيت انفجاري نداشته، بنابراين بخشي از برنامه دفاعي ايران محسوب نميشود اما بدون سلاح هستهاي هم، ايران يك قدرت نظامي بسيار نيرومند است كه برنامه موشكي تنها يك جنبه از تواناييهاي خارقالعاده آن است. برنامه موشكي ايران يك سلاح توانمند عليه هر گونه فعاليت رژيم صهيونيستي است كه محور مقاومت را در برابر فشارهاي غرب بيمه كرده است.
مصالحه موقت
در جريان مذاكرات ايران و كشورهاي عضو 5+1 برنامه موشكي ايران يكي از مهمترين چالشهاي دو طرف بود. غرب به دنبال اين بود تا ايران محدوديتهايي را در حوزه موشكي بپذيرد. ايران نيز در همان ابتدا اعلام كرد به هيچ عنوان اجازه ورود مذاكرهكنندگان به حوزه سلاحهاي دفاعي را نخواهد داد. در نتيجه نوعي مصالحه بين دو طرف انجام شد. غرب عملاً وارد حوزه موشكي ايران نشد، اما همچنان تحريمهاي مرتبط با برنامه موشكي ايران نزديك به هشت سال ادامه پيدا ميكرد. در كنار اين، ايران از هرگونه توسعه موشكهاي بالستيك با توانايي حمل كلاهك هستهاي منع ميشد. با وجود اينكه ايران هرگز به دنبال توسعه سلاحهاي هستهاي نبوده اما اين بند را نيز خلاف سياستهاي دفاعي خود ميدانست. ايران در نهايت در قطعنامه 2231 شوراي امنيت سازمان ملل از هر گونه توسعه سلاحها و موشكهاي توانمند براي توسعه موشكهاي بالستيك منع و همچنين از ايران خواسته شده است به توسعه موشكهاي بالستيك اقدام نكند.
هيئت نظارت بر برجام وارد شود
با اين حال سؤال اينجاست كه تحريمهاي جديد عليه برنامه هستهاي چه معنايي جز نقض برجام ميتواند داشته باشد و آيا اين به معناي اين نيست كه غرب عملا ممكن است به اين بهانه باز هم به دنبال تجديد فشار عليه ايران و بازتوليد تحريمهاي لغو شده در حوزه هستهاي باشد. امريكاييها خود به اين واقعيت اعتراف دارند كه آزمايشهاي موشكي نقض برجام نيست و اين موضع از سوي استفان مول رئيس اداره اجرايي برجام در وزارت خارجه امريكا به صراحت بيان شده است. در اين ميان سؤال اينجاست كه تحريمهاي جديد چه واكنشي از سوي ايران به همراه خواهد داشت. براي اين منظور شايد بد نباشد نگاهي به نامه مقام معظم رهبري درخصوص برجام داشته باشيم.
ايشان در بند 2 در خصوص اجراي برجام خطاب به رئيسجمهور به عنوان رئيس شوراي عالي امنيت ملي ميفرمايند: در سراسر دوره هشت ساله وضع هرگونه تحريم در هر سطح و به هر بهانهاي (از جمله بهانههاي تكراري و خودساخته تروريسم و حقوق بشر) توسط هر يك از كشورهاي طرف مذاكرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است طبق بند ۳ مصوبه مجلس اقدامهاي لازم را انجام دهد و فعاليتهاي برجام را متوقف كند. حال به نظر ميرسد با توجه به اين دستور صريح رهبري، هيئت نظارت بر برجام وظيفه دارد با رصد دقيق اقدامات امريكاييها در حوزه تحريمهاي موشكي هر گونه اعمال تحريم جديد را با قوت و با معيارهاي لازم پاسخ دهد چرا كه در غير اين صورت امكان ايجاد يك رژيم تحريمي جديد بر اساس تحريمهاي موشكي عليه ايران وجود خواهد داشت.