کد خبر: 758413
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۵
هدف پيغمبر از هجرت به مدينه اين بود كه با محيط ظالمانه و طاغوتي و فاسد سياسي و اقتصادي و اجتماعي‌اي كه آن روز در سرتاسر دنيا حاكم بود، مبارزه كند و هدف، فقط مبارزه با كفار مكه نبود؛ مسئله، مسئله جهاني بود.
هدف پيغمبر از هجرت به مدينه اين بود كه با محيط ظالمانه و طاغوتي و فاسد سياسي و اقتصادي و اجتماعي‌اي كه آن روز در سرتاسر دنيا حاكم بود، مبارزه كند و هدف، فقط مبارزه با كفار مكه نبود؛ مسئله، مسئله جهاني بود. پيامبر اكرم اين هدف را دنبال مي‌كرد كه هرجا زمينه مساعد بود، بذر انديشه و عقيده را بپاشد؛ با اين اميد كه در زمان مساعد، اين بذر سبز خواهد شد. هدف اين بود كه پيام آزادي و بيداري و خوشبختي انسان به همه دل‌ها برسد. اين جز با ايجاد يك نظام نمونه و الگو امكان‌پذير نبود؛ لذا پيغمبر به مدينه آمد تا اين نظام نمونه را به وجود آورد. اينكه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدي‌ها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزديك كنند، بسته به همت آنهاست. پيغمبر نمونه را مي‌سازد و به همه بشريت و تاريخ ارائه مي‌كند. نظامي كه پيغمبر ساخت، شاخص‌هاي گوناگوني دارد كه در بين آنها هفت شاخص از همه مهم‌تر و برجسته‌تر است.
شاخص اول، ايمان و معنويت است. انگيزه و موتور پيشبرنده حقيقي در نظام نبوي، ايماني است كه از سرچشمه دل و فكر مردم مي‌جوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحيح به حركت در مي‌آورد.
شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس كار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقي به حقدار- بدون هيچ ملاحظه - است.
شاخص سوم، علم و معرفت است. در نظام نبوي، پايه همه چيز، دانستن و شناختن و آگاهي و بيداري است؛ كسي را كوركورانه به سمتي حركت نمي‌دهند؛ مردم را با آگاهي و معرفت و قدرت تشخيص، به نيروي فعال- نه نيروي منفعل - بدل مي‌كنند.
شاخص چهارم، صفا و اخوت است. در نظام نبوي، درگيري‌هاي برخاسته از انگيزه‌هاي خرافي، شخصي، سود طلبي و منفعت طلبي مبغوض است و با آن مبارزه مي‌شود؛ فضا، صميميت و اخوت و برادري و همدلي است.
شاخص پنجم، صلاح اخلاقي و رفتاري است. انسان‌ها را تزكيه و از مفاسد و رذايل اخلاقي، پيراسته و پاك مي‌كند؛ انسان با اخلاق و مزكي مي‌سازد؛ تزكيه، يكي از آن پايه‌هاي اصلي است؛ يعني پيغمبر روي يكايك افراد كار تربيتي و انسان سازي مي‌كرد.
شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوي، توسري خور، وابسته، دنباله رو و دست حاجت به سوي اين و آن درازكن نيست؛ عزيز و مقتدر و تصميم‌گير است؛ صلاح خود را كه شناخت، براي تأمين آن تلاش مي‌كند و كار خود را پيش مي‌برد.
شاخص هفتم، كار و حركت و پيشرفت دايمي است. توقف در نظام نبوي وجود ندارد؛ به طور مرتب، حركت، كار و پيشرفت است. اتفاق نمي‌افتد كه يك زمان بگويند: ديگر تمام شد؛ حالا بنشينيم استراحت كنيم! اين وجود ندارد.
  4 دوره جريان امامت
جريان امامت از نخستين روز پس از رحلت پيامبر(ص) ـ ماه صفر سال 11 هجري ـ پديد آمد و تا سال وفات امام حسن عسكري(ع) - ماه ربيع الاول سال 260 هجري ـ در ميان جامعه مسلمانان ادامه يافت. در اين مدت، امامت به طور تقريبي چهار دوره را گذرانيد و هر دوره با ويژگي‌هايي از لحاظ موضع‌گيري امامان در برابر قدرت‌هاي مسلط سياسي.
دوره اول، دوره سكوت يا همكاري امام با اين قدرت‌هاست. جامعه نوپا و جديدالولاده اسلامي با وجود دشمنان قدرتمند و ضربت‌خورده خارجي و با وجود عناصر تازه‌مسلمان و درست‌جانيفتاده داخلي، به هيچ وجه تاب دودستگي و اختلاف صفوف را ندارد. كمترين رخنه‌اي در پيكر استوار اين جامعه مي‌تواند همچون تهديدي نسبت به اصل و اساس آن باشد. از طرفي زاويه انحراف واقعيت از حقيقت، آنچنان فاحش نيست كه براي كسي همچون اميرالمومنين ـ كه خود دلسوزترين و متعهدترين انسان نسبت به مكتب و جامعه اسلامي است ـ قابل تحمل نباشد و شايد به همين جهات، كه از پيش در آينه بينش پيامبر اكرم منعكس بود، پيامبر به اين شاگرد برگزيده خود فرمان داده بود كه در برابر چنين حوادثي صبر و تحمل پيشه سازد.
اين دوره، سراسر 25سال ميانه رحلت پيامبر اكرم ـ سال 11هجري ـ و آغاز خلافت اميرالمومنين ـ سال 35  - را در بر مي‌گيرد.
زندگي 25 ساله علي (ع)  در اين دوره، حاكي از دخالت فعال و كمك و حمايتي است كه از روي كمال دلسوزي نسبت به اسلام و جامعه مسلمانان انجام مي‌گرفته است. پاسخ‌ها و راهنمايي‌هاي آن حضرت به خلفاي زمان درباره مسائل سياسي و نظامي و اجتماعي و غيره، در نهج‌البلاغه و ديگر كتب حديث و تاريخ نقل شده و شاهد ترديدناپذيري است بر اين شيوه در زندگي امام.
دوره دوم، دوره به قدرت رسيدن امام است. اين دوره، همان چهار سال و 9ماه خلافت اميرالمومنين و چند ماه خلافت حسن‌بن علي (ع) است كه با همه كوتاهي و  با وجود ملالت‌ها و دردسر‌هاي فراواني كه از يك حكومت انقلابي، غيرقابل تفكيك است، درخشنده‌ترين سال‌هاي حكومت اسلامي به شمار مي‌رود. روش‌هاي انساني و عدالت مطلق و رعايت ابعاد گوناگون اسلام در زندگي جامعه، همراه با قاطعيت و صراحت و جرئت، در اين دوره بيش از هميشه تاريخ ثبت و ضبط شده است.
اين دوره از زندگي امامان، مسطوره و نمونه‌اي بود براي حكومت و نظام اجتماعي كه در دو قرن بعد از آن همواره امامان شيعه بدان فراخوانده و در راه آن تلاش كرده‌اند.
دوره سوم 20سال ميانه صلح امام حسن (سال 41) و حادثه شهادت امام حسين (محرم سال 61)است. پس از ماجراي صلح، عملا كار نيمه مخفي شيعه شروع شد و برنامه‌اي كه هدفش تلاش براي باز گرداندن قدرت به خاندان پيامبر در فرصت مناسب بود آغاز شد. اين فرصت طبق برآورد عادي، چندان دور از دسترس نبود و با پايان يافتن زندگي شرارت‌آميز معاويه، اميد آن وجود داشت، بنابراين مي‌توان دوره سوم را «دوره تلاش سازنده كوتاه‌مدت براي ايجاد حكومت و رژيم اسلامي» نام برد.
و بالاخره، چهارمين دوره، روزگار تعقيب و ادامه همين روش در برنامه‌اي درازمدت است؛ در زماني نزديك به دو قرن و با پيروزي‌ها و شكست‌هايي در مراحل گوناگون و همراه با پيروزي قاطع در زمينه كار ايدئولوژيك و آميخته با صدها تاكتيك مناسب زمان و مزين با هزاران جلوه از اخلاص و فداكاري و نمودارهاي عظمت انسان تراز اسلام.
مهم‌ترين چيزي كه در زندگي ائمه به طور شايسته موردتوجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سياسي» است از آغاز نيمه دوم قرن اول هجري، كه خلافت اسلامي به طور آشكار با پيرايه‌هاي سلطنت آميخته شد و امامت اسلامي به حكومت جابرانه پادشاهي بدل گشت، ائمه اهل بيت (ع) مبارزه سياسي خود را به شيوه‌اي متناسب با اوضاع و شرايط، شدت بخشيدند. اين مبارزه بزرگ‌ترين هدفش تشكيل نظام اسلامي و تأسيس حكومتي بر پايه امامت بود. بي‌شك تبيين و تفسير دين با ديدگاه مخصوص اهل بيت وحي و رفع تحريف‌ها و كج‌فهمي‌ها از معارف اسلامي و احكام ديني نيز هدف مهمي براي جهاد اهل بيت به حساب مي‌آمد. اما طبق قراين حتمي، جهاد اهل بيت به اين هدف‌ها محدود نمي‌شد و بزرگ‌ترين هدف آن، ‌چيزي جز «تشكيل حكومت علوي» و تاسيس نظام عادلانه اسلامي نبود. بيشترين دشواري‌هاي زندگي مرارت‌بار و پر از ايثار ائمه و ياران آنان، به خاطر داشتن اين هدف بود و ائمه از دوران امام سجاد و بعد از حادثه عاشورا به زمينه‌سازي درازمدت براي اين مقصود پرداختند.
در تمام دوران 140 ساله ميان حادثه عاشورا و ولايتعهدي امام هشتم جريان وابسته به امامان اهل بيت ـ‌يعني شيعيان ـ هميشه بزرگ‌ترين و خطرناك‌ترين دشمن دستگاه‌هاي خلافت به حساب مي‌آمد. در اين مدت بارها زمينه‌هاي آماده‌اي پيش آمد و مبارزات تشيع، كه بايدآن را «نهضت علوي» نام داد، به پيروزي‌هاي بزرگي نزديك گرديد، اما هر بار موانعي بر سر راه پيروزي نهايي پديد مي‌آمد و غالبا بزرگ‌ترين ضربه از ناحيه تهاجم بر محور و مركز اصلي اين نهضت، يعني شخص امام در هر زمان و به زندان افكندن يا به شهادت رساندن آن حضرت، وارد مي‌گشت و هنگامي كه نوبت به امام بعد مي‌رسيد، اختناق و فشار و سخت‌گيري به حدي بود كه براي آماده كردن زمينه، ‌به زمان طولاني ديگري نياز بود.

منبع: انسان 250 ساله
بيانات مقام معظم رهبري درباره زندگي سياسي ـ مبارزاتي ائمه معصومين (ع)
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار